مرحوم مدرس پیشگام بلا جویان
مرحوم مدرس بسیار بلا کشید، او هم اگر مثل تیمورتاش و داور و تدین غلام رضاخان میشد، سرتا پای او را طلا میگرفتند، ولی یک بار اورا ترورکردند وگلوله به او اصابت نکرد. بعد هم به خاف تبعید شد و درماه رمضان دوپاسبان عمامه او را دورگردن وی پیچید واوراخفه کردند.
روزی رضا شاه به مدرس گفت: از جان من چه میخواهی؟ مرحوم مدرس گفت: از تو میخواهم الان درجا بمیری و شر را بکنی. علمای تهران درخانه به مدرس گفتند: به مبارزه با رضاخان خاتمه بده، رضاخان درکاخ سعدآباد است، خصوصی با هم آشتی کنید. مدرس گفت: برمن واجب است حرف شما را گوش دهم، عصایش را برداشت درخیابان چهارراه با عصا به یک درشکه چی اشاره کرد و او نگه داشت، به درشکه چی گفت از اینجا تا کاخ سعدآباد چقدرکرایه تو میشود؟ گفت: سه قران. مدرس فکری کرد و به درشکه چی گفت: رضاشاه و سلطنت او سه قران هم نمیارزد و به خانه برگشت.
کسی که بکوشد تحمل می کند، «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمينَ»، جاهد یک معنی آن جنگ با دشمن است، یعنی سود تمام کوششها و پایداریها و تحمل سختیها به خود او برمیگردد. خدا چقدر سود به قبرمدرس دردنیا برگرداند. چقدر سود به هفتاد و دو پیکر مدفون درکربلا برگرداند، این همه تعظیم برای جنازه های ایشان است، حال درقیامت چه به آنان می رسد.
پروردگارمتعال میگوید: من نیازی به تحمل وصبر وکوشش ندارم، من یقینا از جهانیان بینیاز هستم ،ولی سود تمام تحمل ها و تلاش ها به خود شما برمیگردد، چون من همه کوشش شما را معدن قرار دادم، تمام منافع دنیا وآخرت شما از درون همین سختیها بیرون میآید.
English