لطفا منتظر باشید

شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه هشتم - (متن کامل + عناوین)

    جلسه هشتم : مشاهده مقامات عرفانی درآخرت

     (مسجد امیر المومنین علیه السلام)

    بسم الله الرحمن الرحیم

     الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا، ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

    دیدار پروردگار درقیامت با چشم دل

    خداوند متعال، درباره لقاء الله درسوره عنکبوت فرمود: «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ »، [1]لقاء، دیدن با چشم نیست، چشم انسان در دنیا و قیامت نسبت به وجود مقدس او به شدت محدود است، وگنجایش و ظرفیت دیدن او را ندارد.زیرا خلقت چشم انسان برای دیدن اجسام و عناصر محسوس است، برای دیدن اسرار و غیب نیست، مثل خود حضرت حق که غیب مطلق است.

    شخصیت‌های علمی و عرفانی درباره لقاء رب گفته اند:

    شهود ومشاهده با قلب است ومشاهده شده هم ذات نیست، بلکه توحید صرف است، یعنی در روز قیامت انسان با قدرت قلب درک می‌کند، درک این معنا در قیامت برای قلب لذتی را ایجاد می‌کند که تقریبا هیچ لذتی درقیامت به شهود قلبی نمی‌رسد. البته شهود قلبی دردنیا هم برای انبیاء و ائمه طاهرین علیهم السلام به اندازه گنجایش و ظرفیت خود آنان حاصل شده است.

    شخصی به امیرالمومنین علیه السلام عرض کرد: آیا خدایی را که عبادت می‌کنی دیده ای؟ حضرت فرمود: «مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ‏ أَرَهُ»[2]، من تاکنون معبود ندیده را عبادت نکردم، یعنی من تا وجود مقدس را نبینم عبادت نکرده ام. عبادت امام علی علیه السلام ازدوازده سالگی شروع شد، این چه ظرفیت وگنجایشی درعارف است؟

    امیرالمومنین علیه السلام مجذوب سالک بوده نه سالک مجذوب، این جمله بسیار پیچیده است، یعنی پروردگار از دوازده سالگی تمام شایستگی‌ها را در او مشاهده کرده و توحید صرف درقلب او تجلی کرده است، تا انسان به این مقام شهود قلبی نرسد شهود حقیقی را درک نمی‌کند.

    نشانه های وجود خدا در آفرینش

    حضرت علی علیه السلام دردعای صباح می‌فرماید: یک دلیل درعالم بر وجود تو است،[3] با اینکه اهل توحید می‌گویند به تعداد موجودات، دلیل برای نشان دادن صاحب عالم است، درهرچیزی نشانه بودن خدا پیدا است.[4]

    دانشمندان بزرگ اروپا و آمریکا درمقالات علمی خود نوشته اند:

    هیچ جای انکار خدا دراین عالم وجود ندارد. هرکسی منکر خداست، بسیار احمق است، چون هرچه انسان عالم ‌تر شود، هر چند بی دین باشد به او نزدیکتر می‌شود. یعنی با اثبات وجود خدا، «إِنَّما يَخْشَى‏ اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ »[5] خوف و خشوع او به نسبت به خدا بیشتر می شود. این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ» [6] کسب دانش فوق واجب است، فریضه با واجب فرق می‌کند، فریضه بیشتر اهمیت دارد، به خاطر این است که هر چه آدم معرفت بیشتر پیدا کند به حقیقت عالم نزدیک تر می‌شود، حداقل با اثبات وجود در قیامت از جاهل یک قدم جلوتر و یک قدم از جهنم عقب تراست.

    درقیامت به دانشمندان به خاطراحترام علم، تخفیف می‌دهند، به مقدار علمی که به حلال وحرام موجودات داشته است.

    جوانی به امام زین العابدین علیه السلام گفت: فلانی پدرم را کشته است، پدر من انسان خوبی بود، یابن رسول الله من حق قصاص دارم؟ امام فرمود: حق قصاص داری، اما قاتل تا حالا در زندگی کاری برای تو کرده است؟ جوان گفت: مقداری معارف یاد من داده است. حضرت فرمود: همه دنیا را به او بدهی جبران علمی که به تو منتقل کرده است، نمی کند. او را آزاد کن و به احترام علم ببخش.[7]

    می‌گویند نگاه به درخانه عالم ربانی و نظر به چهره عالم عبادت است. اگرعالم از قبرستانی عبورکند بعضی‌ها که درقبر و برزخ معذب باشند، خدا تمام شعله‌ها را خاموش می‌کند، تا آن عالم از قبرستان بیرون برود، چون علم احترام دارد.

    برترین علوم، علم بالله

    بالاترین علم، علم بالله است. علم بالله اشرف علوم است، چون اگرانسان خدا را داشته باشد همه چیز دارد. کسی که خدا را قبول ندارد، نماز و روزه و حج ندارد، اخلاق ورفتار درست ندارد، نمی‌تواند آدم با سخاوتی باشد.

    امیرالمؤمنین علیه السلام می‌گوید: «يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِه»‏[8]، ای وجود مقدسی که وجود تو، دلیل تو است، درک این مطلب خیلی مشکل است. فلاسفه اسم این را برهان صدیقین گذاشتند.

    جمله دیگر حضرت هم این است که فرمود: «ما رأيتُ‏ اللَّهَ‏ شَيْئاً إلّا وَ رَأَيتَ‏ اللَّهَ‏ قَبلَهُ ومَعَهُ وبَعدَه‏»،[9] هیچ چیز را دراین عالم ندیدم، جز اینکه خدا را پیش از او و با او و بعد از او دیدم.

    شما برای خدا شناسی امیرالمومنین علیه السلام، جملات اول دعای کمیل را ملاحظه کنید، می فرماید: «اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْ‏ءٍ، وَ بِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ‏ بِها كُلَّ شَىْ‏ءٍ، وَ خَضَعَ لَها كُلُّ شَىْ‏ءٍ وَ ذَلَّ لَها كُلُّ شَىْ‏ءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَىْ‏ءٍ...»[10]، این توحید امیر المؤمنین علیه السلام است.

    کمیل می‌گوید امام از اول دعا صورت را به سجده گذاشت، وقتی دعا تمام شد و پیشانی را بلند کرد خاک از اشک او گل شده بود. توحید محض برای دلها قابل مشاهده می‌شود و لذت آن هم با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست. خداوند می‌ فرماید «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ »[11] اگرامید به لقاء خدا دارید، «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ‏ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً[12]، عمل صالح داشته باشید و در عبادت کسی را با خدا شریک نکنید، یعنی اگر تمام جهانیان نمازخواندن تو را دیدند، هیچ اثری در تو نداشته باشد. این توحید است. «وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ »[13]، من صدای همه موجودات را می‌شنوم و معنی صداهایشان را هم می‌دانم.

    کسی که مشکلات و حوادث را تحمل کند، بکوشد حوادث کمرش را نشکنند، بلکه در فشارحوادث خدا و پیامبر و عبادت و دین را از دست ندهد.

    هجوم مشکلات درسایه دینداری

    انبیا و ائمه اطهار علیهم السلام فرمودند: وقتی دیندار واقعی شدید، آماده هجوم مشکلات زیادی از سوی کافران، مشرکان، دشمنان و شیاطین باشید وگرنه اگرجزء آنان باشید، خیلی مشکلات کمتر است. بسیاری از مشکلات را ندارید.

    بنی امیه چهارصدکودک شیرخواره را درگهواره‌هایی با میخ های از طلا و نقره خوابانده بودند، امام حسین علیه السلام هم می‌دانست و ناراحت شدند. دینداری و مومن بودن این بلاها را هم دارد، قرآن می‌گوید: ایمان داشتن، ناسزا وآزار کشیدن دارد، امتحان های سخت الهی درپی دارد.[14]

    عده ای بعد از مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله درمسجد به منبر تعظیم می کردند ولی رو از علی علیه السلام گرداند، اما آنان که با امام ماندند، مانند ابوذر در بیابان ربذه به دخترش گفت: دخترم دربیابان قدم بزن ببین علف خشکی، گیاهی قابل خوردن پیدا می‌کنی برایم بیاوری، من از گرسنگی می‌میرم، دختر رفت وآمد به ابوذر گفت: من هیچ نیافتم.[15] جرم او محبت علی علیه السلام است، وگرنه بارها به ابوذر گفتند: سکوت کن، وجود تو را طلا می‌گیریم . درکنار آنان خیلی زندگی مرفهی پیدا می کرد. شخصی به پیامبر صلی الله علیه وآله گفت: «إنّى أُحِبُّكَ، فَقالَ: إسْتَعِدْ لِلْفَقْرِ، فَقالُ: إنّى أُحِبُّ اللَّهَ، فَقالَ:اسْتَعِدْ لِلْبَلاءِ»[16] من شما و خداوند را دوست دارم، حضرت فرمود: برای رنج فقرو مصیبت و بلاها آماده باش.

    مرحوم مدرس پیشگام بلا جویان

    مرحوم مدرس بسیار بلا کشید، او هم اگر مثل تیمورتاش و داور و تدین غلام رضاخان می‌شد، سرتا پای او را طلا می‌گرفتند، ولی یک بار اورا ترورکردند وگلوله به او اصابت نکرد. بعد هم به خاف تبعید شد و درماه رمضان دوپاسبان عمامه ‌او را دورگردن وی پیچید واوراخفه کردند.

    روزی رضا شاه به مدرس گفت: از جان من چه می‌خواهی؟ مرحوم مدرس گفت: از تو می‌خواهم الان درجا بمیری و شر را بکنی. علمای تهران درخانه به مدرس گفتند: به مبارزه با رضاخان خاتمه بده، رضاخان درکاخ سعدآباد است، خصوصی با هم آشتی کنید. مدرس گفت: برمن واجب است حرف شما را گوش دهم، عصایش را برداشت درخیابان چهارراه با عصا به یک درشکه‌ چی اشاره کرد و او نگه داشت، به درشکه ‌چی گفت از اینجا تا کاخ سعدآباد چقدرکرایه تو می‌شود؟ گفت: سه قران. مدرس فکری کرد و به درشکه ‌چی گفت: رضاشاه و سلطنت او سه قران هم نمی‌ارزد و به خانه برگشت.

    کسی که بکوشد تحمل می کند، «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمينَ»،[17] جاهد یک معنی‌ آن جنگ با دشمن است، یعنی سود تمام کوشش‌ها و پایداری‌ها و تحمل سختی‌ها به خود او برمی‌گردد. خدا چقدر سود به قبرمدرس دردنیا برگرداند. چقدر سود به هفتاد و دو پیکر مدفون درکربلا برگرداند، این همه تعظیم برای جنازه ‌های ایشان است، حال درقیامت چه به آنان می رسد.

    پروردگارمتعال می‌گوید: من نیازی به تحمل وصبر وکوشش ندارم‌، من یقینا از جهانیان بی‌نیاز هستم ،ولی سود تمام تحمل ها و تلاش ها به خود شما برمی‌گردد، چون من همه کوشش شما را معدن قرار دادم، تمام منافع دنیا وآخرت شما از درون همین سختی‌ها بیرون می‌آید.

    پی نوشت ها:

    [1] . عنكبوت(29): .5

    [2] . الكافى:1/ 98، حديث6؛ بحارالأنوار:41/ 16، باب101،حديث8؛ «أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: قَالَ جَاءَ حِبْرٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ حِينَ عَبَدْتَهُ قَالَ فَقَالَ وَيْلَكَ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ‏ أَرَهُ قَالَ وَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ لَاتُدْرِكُهُ الْعُيُونُ فِي مُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ.»

    .[3] بحارالأنوار :‏91/ 242 حدیث11.« يَا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجَانَسَةِ مَخْلُوقَاتِهِ وَ جَلَّ عَنْ مُلَائَمَةِ كَيْفِيَّاتِهِ...»

    .[4] اسفاراربعه، صدرالمتالهين:6 (فصل1)

    [5] . فاطر(35): 28.

    [6] .عوالي اللئالي:‏4/70 ، حدیث36 ؛بحارالأنوار:‏1/177 ، باب1، حدیث54.

    .[7] الإحتجاج :‏2 / 319 ؛ بحارالأنوار:‏2/ 12، باب8 ،حدیث24 .

    .[8] بحارالأنوار:84/ 339، باب 13، حديث 19؛ شرح الاسماء الحسنى‏: 1/ 50.

    [9] . مفتاح الفلاح: 368؛ نورالافهام: 1/ 150.

    [10] . مصباح المتهجّد: 844؛ البلد الأمين: 188؛ (دعاى كميل)‏.

    [11] . عنكبوت(29) : .5

    [12] . كهف(18):.110

    [13] . عنكبوت(29) :.5

    .[14] عنكبوت(29):2.

    .[15] بحار الأنوار:2/430، باب 12، ذيل‏حديث 37.

    [16] . مجموعة ورام: 1/ 223؛ محجة البيضاء: 8/ 5.

    [17] .عنکبوت:(29):6.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه