منافع سكوت
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
[وَهُوَ مِفْتاحُ كُلِّ راحَةٍ مِنَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ وَالصَّوْنُ مِنَ الْخَطايا وَالزَّلَلِ وَقَدْ جَعَلَهُ اللّهُ سِتْراً عَلَى الجاهِلِ وَتَزَيُّناً لِلْعالِمِ]
امام صادق عليه السلام در روايت به فوائد و منافع عظيم خاموشى اشاره كرده مىفرمايد:
1- راحتى در دنيا و آخرت
صمت و خاموشى، كليد راحت دنيا و آخرت است؛ زيرا انسان خاموش در زندگى دنيا از بسيارى از شرور و خطرات و زيانها و خسارتها كه محصول بىنظمى زبان و بىبند و بارى عضو در گفتار است، در امان مىماند و فضاى امان در حقيقت فضاى سلامت و راحتى و خوشى است و در زندگى آخرت از شرّ و ضرر عذاب كه نتيجه گناهان زبان است، محفوظ ماند و در كنف رحمت الهى، زندگى ابدى خويش را به خوشى و راحت بگذراند.
سخنان بىجاى زبان، گفتههاى خطا، گفتارهاى ناهنجار و گفتن آنچه نبايد گفت، هم چون زنجيرهايى است كه خود انسان را در تنگناى حلقاتش به اسارت مىكشد و گاهى دست و پا زدن انسان براى نجاتش از عذابى كه در دنيا و آخرت براى خود فراهم آورده، بىفايده است.
2- حفظ از لغزشها
كم گويى و به خصوص خاموشى و صمت موجب مصون ماندن از لغزشها و خطاهاست، چرا كه اكثر گناهان منشأش زبان است و چون زبان محبوس شود، بدون شك انسان از اكثر گناهان به خصوص ظلم در حق ديگران محفوظ خواهد ماند.
خداوند مهربان، خاموشى را براى جاهل ستر و حجاب از عيوب درونى و براى عالم و دانشمند صمت و خاموشى را زينت قرار داده است، چرا كه جاهل چون بدون علم و معرفت است، هرگاه ملازم و مصاحب خاموشى باشد، احوالات درونش نزد مردم پوشيده است و به خاطر اين پوشيدگى از رسوايى و افتضاح مصون است و عالم با آن كه هر چه مىگويد، سرچشمهاش دانش و حقيقت است، در عين حال خاموشى، براى او وقار و زينت است كه عالم پر حرف در نزد مردم چندان اعتبار و ارزش ندارد.
[وَفِيهِ عَزْلُ الْهَوى وَرياضَةُ النَّفْسِ وَحَلاوَةُ العِبادَةِ وَزَوالُ قَساوَةِ القَلْبِ وَالْعَفافُ وَالْمُرُوَّةُ وَالظَّرْفُ]
3- دورى از هوا
خاموشى باعث دورى از هواست، هواى نفسى كه علّت گمراهى اكثر مردم عالم شده است.
نفس، عجيب از شنيدن لغو و سخنان بىفايده و كلمات ناحق در حق ديگران لذت مىبرد، خاموشى در حقيقت مبارزهاى جانانه با اين دشمن خطرناك درونى است كه اگر اين خاموشى ادامه پيدا كند، بدون ترديد به حكومت هواى نفس اين شيطان پر قدرت و خطرناك درونى خاتمه داده مىشود و به عزل اين ستم پيشه براى هميشه مىانجامد.
راستى، با تمام وجود بايد از خطرات سنگين هواى نفس كه اكثراً از نوك زبان، هم چون شعلههاى آتش جهنم آشكار مىگردد به حضرت حق پناه برد.
4- تربيت و رياضت نفس
و نيز در خاموشى، تربيت و رياضت نفس قرار دارد كه نفس را اگر از گناهان زبان به وسيله خاموشى بتوان بازداشت و در زمينه سخن گفتن اگر بتوان به او سختى داد، بازداشتنش از ساير گناهان، كار سادهاى خواهد شد و به نظر مىرسد كه مهمترين رياضت در ميان رياضتها مسئله پر منفعت صمت و خاموشى است، در آثار اسلامى آمده كه از عمدهترين علل، براى رسيدن به بارگاه رحمت و يافتن اسرار ملكوت، ترك هر كلام به جز كلام حقّ است.
5- چشيدن شيرينى عبادت
از فوائد خاموشى، چشيدن شيرينى عبادت و از بين رفتن قساوت قلب است و اين مسئله معلومى است، چرا كه هر گناه هم چون حجابى بين عبد و خداست و هر حجابى علّت دورى محب از محبوب است، در صورتى كه گناهان گوناگون، به خصوص گناهان متنوع زبان پردهها بر آيينه روح الهى انسان، انداخته باشد، چگونه مىتوان از عبادت لذّت برد كه چشيدن لذت عبادت به وقتى است كه بين روح عبد و مولايش فاصلهاى و حجابى نباشد.
گناهان زبان از عمدهترين علل قساوت قلب است و قلب قسى از بسيارى از عنايات و بركات الهيه و فيوضات ربانيه و لطايف رحمانيه محروم است، خاموشى پيشه كنيد، تا لذت عبادت را بچشيد و دل هم چون صفحه آيينه نورانى كنيد.
چون حجابها برداشته شود و قساوت قلب از ميان برود، روح و دل خانه اسرار گردد و شب تيره گناه به روز طاعت مبدّل شود و يار روح پرور و دلنواز، انيس جان و هم نشين دل گردد.
|
آن كه رفت از نظرم گر زدرم باز آيد |
عمر رفته است كه بار دگرم باز آيد |
|
|
اى بسا روز كه بنشينم و خورشيد گذشت |
باميدى كه چو شب شد قمرم باز آيد |
|
|
در ره عشق چنان بىكس و يارم كه كنم |
شرم از سايه كه در رهگذرم باز آيد |
|
|
منم آن قطره در كام صدف رفته فرو |
كه خود ار باز نيايم گهرم باز آيد |
|
|
گر چه در ورطه غم كشتى جانم بشكست |
هم چو سيل از مژه خون جگرم باز آيد |
|
6- عفت و مروت
و نيز از منافع خاموشى، عفت و مروّت است، عفت از ارتكاب مناهى و معاصى؛ زيرا به حكم عقل، هر كس حول و حوش قرقگاه چريد، امكان افتادنش در آن مىرود.
آرى، هر كس به زيادهگويى عادت كند، عاقبت به هر گفتار ناپسندى دچار آيد، كم گويى و خاموشى مورّث عفت نفس است.
و نيز از صمت، مروّت حاصل آيد، چرا كه معنى مروّت عمل كردن است به آنچه از نظر حق سزاوار است و لايق زبان، نطق به ضروريات است چه ضرورى دنيوى چه ضرورى اخروى، چون خاموشى ادامه پيدا كند، صفت مروّت براى زبان حاصل شود و خلاصه كلام اين كه خاموشى، زبان را در دو سنگر الهى عفت و مروّت- هم چون سربازى تسليم مقام مافوق- حفظ خواهد كرد.
7- حسن خلق
و نيز خاموشى، علت كياست و حسن خلق است، چه بسيار گفتن و بسيار شنيدن مورث تنگ خلقى يا بد خلقى است.
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : عرفان اسلامی جلد هشتم
English