توجه قلبى و روحى
توجه قلبى و روحى
كلمه ذكر در قرآن مجيد گاهى به معناى توجّه قلبى و روحى انسان نسبت به حضرت حق آمده ، آن توجّهى كه مايه تربيت و كمال و علّت پذيرفتن و اجراى دستورهاى الهى است .توجه به اين كه عبد در تمام لحظات در محضر خداست و هيچ كجا خالى از حضرت او نيست .توجه به اين كه حيات انسان و همه موجودات بسته به اراده اوست و وجود كليّه نعمتهاى معنوى و مادّى به خاطر اين است كه انسان در راه قرب به او بكوشد .
توجه به اين نكته كه نافرمانى از جناب دوست هرچند كوچك و صغير باشد بسيار بزرگ است .توجه به اين كه عبد و هرچه در يد اوست ، مِلك مولاست و براى مولاست و از مولاست : الْعَبْدُ وَما فى يَدِهِ كانَ لِمَوْلاهُ .
توجه به اين كه دنيا خانه عمل و آخرت منزل حساب است و مطيع به بهشت و عاصى به جهنم خواهد رفت .
البته اين چنين توجه ، كار دل و كوشش قلب است و رفع و رفعت دل و بلندى و عظمت قلب مرهون اينگونه توجه است و به فرموده حضرت صادق عليهالسلام :فَرَفْعُ الْقَلْبِ فى ذِكْرِ اللّهِ .ياد خدا بدين صورت ، انسان را در جاده عبادت و راه سعادت قرار داده و نمىگذارد دامن حيات به لوث گناه آلوده گردد .ياد خدا ، انسان را قدردان نعمت كرده و باعث دورى هوا و هوس و شيطان و شيطنت از زندگى مىگردد .ذكر در قرآن مجيد در آيات متعددى به اين معنى آمده است كه به مواردى از آن اشاره مىشود : لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً .يقيناً براى شما در [ روش و رفتار ] پيامبر خدا الگوى نيكويى است براى كسى كه همواره به خدا و روز قيامت اميد دارد و خدا را بسيار ياد مىكند . وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ .و آنان كه چون كار زشتى مرتكب شوند يا بر خود ستم ورزند ، خدا را ياد كنند و براى گناهانشان آمرزش خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مىآمرزد ؟و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتكب شدهاند ، پا فشارى نمىكنند . إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً .مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند و خدا را بسيار ياد كردند .فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِى وَلاَ تَكْفُرُونِ .پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و مرا سپاس گزاريد و كفران نعمت نكنيد . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ .آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مىكنند و پيوسته در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند ، [ و از عمق قلب همراه با زبان مىگويند : ]پروردگارا ! اين [ جهان با عظمت ] را بيهوده نيافريدى ، تو از هر عيب و نقصى منزّه و پاكى ؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار . وَاذْكُر رَبَّكَ فِى نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ وَلاَ تَكُن مِنَ الْغَافِلِينَ .و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روى فروتنى و زارى و بيم و ترس به صدايى آرام وآهسته ياد كن و [ نسبت به ذكر خدا ]از بىخبران مباش .
الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ .[ بازگشتگان به سوى خدا ] كسانى [ هستند ] كه ايمان آوردند و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد ، آگاه باشيد ! دلها فقط به ياد خدا آرام مىگيرد .
رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ .مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمىدارد ، [ و ] پيوسته از روزى كه دلها و ديدهها در آن زير و رو مىشود ، مىترسند . أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ .آيا براى اهل ايمان وقت آن نرسيده كه دل هايشان براى ياد خدا و قرآنى كه نازل شده نرم و فروتن شود ؟ . آرى ، اين گونه ياد و توجّه به خدا ، انسان را در مسير عبادت گرم نگاه داشته و از زشتى و پليدى بازمىدارد و راه رشد و كمال را براى انسان باز كرده و از اين موجود خاكى ، وجودى عرشى و الهى خواهد ساخت و اين گونه ياد و توجّه ملاك اعتبار و ارزش دل است ، فَرَفْعُ الْقَلْبِ فى ذِكْرِ اللّهِ .حاجى سبزوارى آن عارف شيدا در بلندى مرتبه دل گويد :
فلك دوران زند بر محور دل وجود هر دو عالم مظهر دل
اگر اكسير درد عشق خواهى بيا شو از گدايان در دل
هر آن كالا كه در بازار عشق است نوشته دست حق بر دفتر دل
سرشته عشق پاكان در نهادش كز اصل پاك آمد گوهر دل
جهان معنوى را دل امير است زفرّ عشق باشد افسر دل
چرا اين مرغ دل پرّد به هر شاخ چو هست اسرار يار دل بر دل
فيلسوف بزرگ ، مرحوم حاج شيخ محمدحسين غروى اصفهانى معروف به كمپانى درباره عظمت دل گويد :
تا بىخبرى ز ترانه دل هرگز نرسى به نشانه دل
روزانه نيك نمىبينى بىناله و آه شبانه دل
تا چهره نگردد سرخ از خون كى سبزه دمد زدانه دل
از خانه كعبه چه مىطلبى اى از تو خرابى خانه دل
از موج بلا ايمن گردى آنگه كه رسى به كرانه دل
اندر صدف دو جهان نبود چون گوهر قدس يگانه دل
در مملكت سلطان وجود گنجى نبود چو خزانه دل
جانا نظرى سوى مفتقرت كآسوده شود زبهانه دل
عارف دل سوخته الهى قمشهاى در اين زمينه گويد :
زدانشور مپرس احوال دلبر جمالش هست پيدا در دل دل
زحسن دلرباى حضرت دوست هزاران پرده بگشا در دل دل
دو عالم را خرد آيينه آراست رخش آيينه آرا در دل دل
محيط فكر بىپايان ادراك چو يك حلقه به صحرا در دل دل
اگر عالم كتاب حقتعالى است همه نقش است و معنى در دل دل
جمالش بر تو پنهان است و ماراست چو خورشيد آشكارا در دل دل
« الهى » عقل و هوش و دانش افكند كه عشق آمد تماشا در دل دل
[ وَفَتْحُ الْقَلْبِ فى الرِّضا عَنِ اللّهِ ]
يعنى : فتح قلب در راضى بودن بنده است از حضرت حق در همه حالات ، در فقر و غنا ، در صحّت و مرض . از حضرتش راضى بودن و در خوشى و ناخوشى زندگى صبر نمودن و شكر الهى را بجاى آوردن فتح قلب است .وجه ناميدن مرتبه رضا به فتح ، ظاهر است ؛ چرا كه فتح عبارت است از :گشايش كارها و آسان شدن آن . عبد در مرتبه رضا ، تمام كارها و مشكلات را به خود آسان كرده و به هرچه از سوى دوست ـ از وسعت و تنگى و ... ـ روى مىدهد به خود گوارا نموده است .عبد ، زمانى كه از طريق انبيا و كتب آسمانى و ائمه طاهرين عليهمالسلامخداى خود را شناخت و به اين نكته واقف شد كه پروردگار عادل خداى حكيم ، در ترسيم كليّه برنامهها براى بنده خود جز خير و سعادت نخواسته ، به تمام دادههاى او رضايت داده و از طريق اين رضايت خشنودى حق را براى خود خريده است .در معارف الهى آمده :رضاى حق از عبد ، بسته به رضاى عبد از خداست .
English