پرهیز از حرکت وضعی تنها
خداوند و پیامبرش علاقه ندارند که شما فقط حرکت وضعی داشته باشید، یعنی دور خودتان بچرخید و بسیار حیف است که شما بعد از این همه برنامه که در عالم به پا شده، عبارت باشید از حرکت یک مشت گوشت و استخوان، و بعد هم کهنه و پیر شوید و بپوسید و فرو بریزید یا زیر پایتان خالی بشود و به اسفل السافلین سقوط کنید.
معروف است که آسمان و زمین، عالم کبیر و انسان عالم صغیر است، ولی برخی بسیار زیبا این حرف را رد کردهاند. البته رد اینها بیمورد هم نیست و اینان اینقدر عزیز و کریماند که حرف بیپایه نمیزنند. آنها گفتهاند که مساله، عکس این است؛ یعنی انسان، عالم کبیر و آسمانها و زمین، عالم صغیر است. دلیلشان نیز آن است که خدا برای اینکه میخواسته شما را بیاورد، آسمان و زمین را بپا کرده است. پس آسمان و زمین برای حیوانات بپا نشده و فلک با همه بزرگیاش از صدقه سر شما میچرخد و نقطه مرکزی آن شما هستید.
آنان سپس یک مطلب جالبی را بیان میکنند و میگویند: اگر خدا درخت میوه بوجود آورده برای این بوده که میوه بدست آید وگرنه درخت بدون میوه که هدف او نبوده است. پس این درخت عالم هم برای شما که میوه این درخت هستید خلق شده است. حالا آیا واقعاً حیف نیست که شما که اساس هستید نابود شوید و بپوسید و آن درختی که از صدقه سر شما بوجود آمده به «الی ربک المنتهی» برسد. یعنی درخت برود تا به صاحب اصلی خودش برسد، ولی شما بپوسید و متلاشی بشوید. بنابراین، فکری در حق خودتان بکنید و از خردمندان در عالم هم پرسوجویی بکنید که آیا مسیر درست، همین است؟ آیا حیف نیست که حرکت شما فقط حرکت وضعی باشد؟ و آیا غیر از این است که این حرکت وضعی عاقبتش کهنه شدن و پوسیدن است؟ آیا هدف از برپایی خلقت آن بوده که بیاییم و کار کنیم و بمیریم؟
|
از بیابان عدم تا سر بازار وجود |
به تلاش کفنی آمده عریانی چند |
آیا مقصد این بوده که از مادر عریان متولد شویم و بالا و پایین و شرق و غرب برویم و آخر هم یک کفن نصیبمان شود و با آن به زیر خاک برویم؟ اصلاً این نه موافق با حکمت است و نه موافق با عقل و عدل و فطرت، زیرا اگر اینگونه باشد، کار بسیار بیهوده و عبثی است.
English