اميد صحيح
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
قرآن مجيد اميد به كرم حق را از كسانى صحيح مىداند كه ايمان را به حليه عمل و جهاد و كوشش در راه حق بيارايند.
[إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ] «1».
يقيناً كسانى كه ايمان آورده، و آنان كه هجرت كرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا اميد دارند؛ و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.
و هم چنين در روايتى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است:
ألْكَيِّسُ مَنْ دانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ، وَالْأحْمَقُ مَنِ اتَّبَعَ نَفْسَهُ هَواها وَتَمَنَّى عَلَى اللّهِ «2»:
زرنگ و زيرك كسى است كه از خود حساب بكشد و براى پس از مرگ عمل كند و نادان فردى است كه نفسش پيرو هوا باشد و بدون عمل بر خداوند اميد ببندد.
اميد شيطانى
اين گونه اميد، اميدى شيطانى است كه ابليس براى گول زدن افراد نادان اختراع كرده و از اين راه آنان را به انواع معاصى به اميد آمرزش پاى بند مىكند و نمىگذارد به معالجه خود برخاسته و از چاه عميق آلودگى نجات پيدا كنند.
به يكى از معصومان عليهم السلام گفتند:
گروهى مىگويند: به خداوند اميدواريم، اما به عمل صالح روى ندارند، پاسخ داد: هيهات، هيهات، اين است آرزوى بيجا و اميد بيهوده و حالى شيطانى، كسى كه به چيزى مثل عفو و كرم حق اميد دارد بايد آن را به وسيله عمل طلب كند و هر كس از چيزى مانند عذاب خدا در وحشت است بايد با ترك گناه از آن بگريزد، تكيه بر آرزوى بدون عمل، سرمايه بىخرد و احمق است «3»!!
مغروران چون به برزخ برسند و تمام پردهها از پيش چشمشان برداشته شود، فرياد برآرند: الهى! ديديم و شنيديم، ما را به دنيا برگردان تا عمل صالح بجاى آريم، ما اكنون فهميديم كه ثواب آخرت و اجر و مزد آن به زلف عمل صالح گره خورده و به اين حقيقت واقف شديم كه:
[وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى] «4».
و اين كه براى انسان جز آنچه تلاش كرده [هيچ نصيب و بهرهاى] نيست.
بايد بدانيم كه نقطه اميد صحيح مربوط به بعد از عمل، يا در رابطه با وقت توبه و ترك تمام گناهان است، آرى، كسى كه واجبات حق را ادا كرده و از گناه خوددارى نموده، يا كسى كه با جرّقه الهى بيدار شده و به تمام معنا توبه كرده و از هر گناهى كه به آن آلوده بوده دست برداشته، چنين كسى بايد اميد به رحمت حق داشته باشد، آيات و روايات هم، اميد اين دو گروه را صحيح مىداند.
در طول تاريخ قومى بودند كه بر تمام عبادتها مواظبت داشتند و امرى از اوامر حضرت دوست را از دست نمىگذاشتند، دلهاشان از خوف مقام حضرت حق مالامال بود، طول روز و شب را در طاعت حق بودند، در تقوا و ترس از عذاب پافشارى داشتند، از بند شهوتهاى غلط آزاد مىزيستند، در خلوت شب غرق در گريه بودند و پس از اين همه جهد و كوشش و پاكى و خلوص اميد به رحمت حق داشتند، سزاوار است كه ما از اين بزرگواران كه در رأس آنها انبيا و امامان و اولياى حق بودند پيروى كنيم، نه مانند گروهى كه خود را از عذاب در امان دانسته و خوش و خرّم روزگار مىگذرانند، اطمينان عجيبى به نجات خود دارند و بر خويش با آن همه آلودگى نمىترسند، از همه طرف آلوده به گناهند و همانند ماهى دريا در دنيا غرقند و به تمام معنى از حضرت حق اعراض دارند، آن گاه مىگويند: به رحمت و كرم حق اميدواريم، اينان تصور مىكنند آنچه درباره كرم و رحمت حق مىدانند، انبيا نمىدانند تا به مردم خبر دهند!!
آه آه! اينان كجا و صالحان از عبّاد خدا كجا، آنان كه تمام عمر را به پاكى و درستى و فضيلت گذراندند و مصداق اين روايت بسيار مهم بودند كه در جوامع حديث آمده:
ألْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ، وَالشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ «5».
خيرى از آنان فوت نمىشد و به احدى و به جاندارى از آنان ضرر و زيان نمىرسيد!
بياييد از آنچه در رابطه با خدا نيست به خدا پناه ببريم و از تنبلى و سستى در عمل بپرهيزيم و راه خود را از راه شياطين و شيطان صفتان و مغروران و متكبران جدا كنيم و از حضرت دوست بخواهيم كه توفيق آراسته شدن به ايمان واقعى و عمل صالح به همه عنايت بفرمايد كه طى طريق سخت و سلوك خالصانه مشكل و راه دور و مرگ برابر و ميزان سنجش برپا و ديوان محاسبات الهى باز و آتش پيش رو و بهشت در انتظار آن كسانى است كه اهل ايمان و عمل صالحند.
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أللّهُمَّ إنّى أعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لايَنْفَعُ وقَلْبٍ لايَخْشَعُ، وَنَفْسٍ لا يَشْبَعُ، وَدُعاءٍ لايُسْمَعُ «6»!
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوندا! به وجود مقدس تو پناه مىبرم از دانشى كه سود نداشته باشد و قلبى كه آراسته به خشوع نباشد، و نفسى كه از ماديت سير نشود و دعايى كه مستجاب نشود.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بقره (2): 218.
(2)- مجموعة ورام: 1/ 215.
(3)- الكافى: 2/ 68، حديث 6.
(4)- نجم (53): 39.
(5)- الخصال: 2/ 433، حديث 17؛ علل الشرايع: 1/ 115، باب 96، حديث 11؛ بحار الأنوار: 66/ 395، باب 38، حديث 78.
(6)- كنز الفوائد: 1/ 385؛ بحار الأنوار: 83/ 18، باب 38، حديث 15.
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : عرفان اسلامی جلد نهم
English