نفاق و منافق
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
حضرت صادق عليه السلام در اين باب، چهره پليد منافق را معرفى مىكند.
منافق آن انسان خبيثى است كه نظير او نيست و تاريخ بشر شريرتر و مضرتر و آلودهتر و ظالمتر از او را به ياد ندارد.
منافق چندرو، جاسوس، عامل بيگانه، خائن، ستمكار و انسانى بىدين و موجودى تبهكار و حيوانى بسيار خطرناك در لباس آدمى است.
منافق انسانى متقلّب، دغلباز، اهل غش، حيلهگر، بىكرامت، بىارزش و مغضوب حق و اولياى الهى است.
نفاق خطّى خطرناك، چهرهاى بىباك، صفتى ناپاك و حالتى دردناك است.
ايشان با حيله و نيرنگ و با قيافهاى آراسته و چهرهاى مذهبى و در لباسى دلسوزانه، جهت پيشبرد اهداف پليد خود و خدمت به اربابان ظالم خويش و كمك به شياطين، خود را در جامعه اسلامى جا زده و از ضربه زدن به ملت اسلام و شؤون فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى و دينى و دنيايى و آخرتى مردم، به هيچ عنوان باك ندارند.
اينان در زمان رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز بوده و براى اين كه شناخته نشوند خود را زير پرده دين و ديندارى پنهان مىكردند.
منافقان هميشه در تدارك نابودى اسلام و مسلمانان هستند، امّا اراده حضرت حق اجازه چنين جسارتى در همه تاريخ به كفر و شرك و نفاق نداده است.
آرى، اين است نفاق و منافق.
اكنون در ترجمه گفتار امام صادق عليه السلام دقت كنيد:
منافق با عقيده پليد و عمل كثيف، دور ماندن از رحمت واسعه الهيه را نسبت به خود رضايت داده؛ زيرا اين چهره پليد، اعمال ريايى و فريبكارانه و شيطانى خود را به صورت اعمال شرعى انجام مىدهد، تا كسى از هدف ابليسى او مطلع نشود.
منافق فردى بازيگر، بيهودهكار و متجاوز از حدود الهى است، او قلب حقيقت كرده و زحمات تمام انبيا و ائمه و اوليا و صلحا و مربيان دلسوز را به مسخره گرفته است، غافل از اين كه پايان اين خط ننگين، غضب و سخط حق و دور ماندن از رحمت و افتادن در بدترين دركات جهنّم است.
منافق در قرآن
كتاب الهى، در بسيارى از سورهها، اعمال ننگين و برنامههاى خائنانه اينان با اسلام و مسلمانان را بيان مىكند.
قرآن مجيد در سورههاى بقره، آل عمران، توبه، احزاب، فتح، انفال، حديد، نساء، عنكبوت، تحريم، از چهره پليد اين عناصر خطرناك پرده برداشته و يك سوره كامل در تشريح حيات اينان بنام سوره منافقون نازل كرده است.
قرآن كريم تحت اين عناوين وضع منافقان را بيان مىكند:
1- حالت نفاق در مردم منافق امرى قلبى است و اصل و ريشه اين مرض مربوط به دل آنان است، اينان چون دل سالم و قلبى مؤمن و با محبت ندارند، در عمل از كفار بدتر و از حيوانات درندهترند! «1»!
2- منافقان عليه اسلام و مسلمانان با كفار هم مسلك و هماهنگ و همدست هستند و از هيچ كمكى به كافران در راه نابودى قرآن و اسلام دريغ و مضايقه ندارند «2».
3- مردان و زنان منافق در تمام امور طرفدار يك ديگرند و براى توسعه منكر و جلوگيرى از معروف تا زندهاند در فعاليت هستند، اينان خدا را فراموش كرده و حضرت حق هم آنان را از رحمت خود محروم نموده، منافقان با تمام وجود از چهار چوب انسانيت خارج هستند «3».
4- اهل نفاق مردم مسلمان و مؤمن را به هيچ انگاشته و آنان را بىقدرت مىدانند و به خيال خود، اهل خدا را در مرز شكست مىبينند، در حالى كه آنان متكى به حق هستند و با شكست روبرو نخواهند شد «4».
5- منافقان، اين مردم پست و بىايمان و اين بىخبران و بىخردان، وعدههاى الهى را غرور و فريب به حساب آورده و به برنامههاى الهى به چشم حقارت نگريسته و دل آنان از باور كردن آيات الهى، تهى و خالى است «5»!
6- مردم منافق در اقرار به وحدانيت حق و رسالت پيامبر، دروغگو و كاذب هستند و خداوند عليم از دل مريض و روح كثيف آنان با خبر است «6».
7- اين گروه پليد و اين قوم خبيث در برابر دعوت خدا و رسول ايستاده، علاوه بر اين كه خود ايمان نمىآورند، از ايمان آوردن مردم نيز به شدت جلوگيرى مىكنند «7».
8- مردم منافق با جناب حقتعالى مكر و حيله مىكنند، در حالى كه خداى توانا مكر آنان را باطل مىكند، اينان به وقت نماز در حال كسالت و سستى و رياكارى هستند و اگر از خدا ياد كنند به ريا و تظاهر ياد مىكنند، دو دل و مردّد هستند، نه به سوى مردم مؤمن يك دل و يك جهتاند نه به جانب كفر «8».
9- مسلمانان و مؤمنان به رهبرى پيامبر و جانشينان آن حضرت، مأمور به جنگ سخت با اين گروه خبيث هستند و تا ريشهكن شدن اينان بايد در طريق جهاد و مجاهده باشند «9».
10- مردم منافق در روز قيامت دچار غضب حق و عذاب سخت الهى هستند و بدترين دركات جهنّم جايگاه آنان است و در آن روز از نسيم رحمت الهى محروم و براى ابد گرفتار عذاب خدايند «10».
اين فرازها دورنمايى از آيات قرآن مجيد درباره نفاق و منافق بود.
براى دور ماندن از اين حالت خطرناك چارهاى، جز پناه بردن به قرآن و روايات واولياى خدا جهت تهذيب اخلاق نيست، چون قلب انسان كه محور وجود آدمى است و نفس انسان كه صفحه حيات انسانى است از رذايل اخلاقى پاك شود، آدمى از ضرر نفاق در امان مانده و از رحمت واسعه الهيه در دنيا و آخرت بهرهمند خواهد شد.
بدون تهذيب نفس و پاكى دل، به دست آوردن عنايات الهيه از محالات است.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- توبه (9): 77.
(2)- حشر (59): 11.
(3)- توبه (9): 67.
(4)- انفال (8): 49.
(5)- احزاب (33): 12.
(6)- منافقون (63): 1.
(7)- نساء (4): 60.
(8)- نساء (4): 143.
(9)- توبه (9): 73.
(10)- نساء (4): 140- 145 و توبه (9): 68 و احزاب (33): 73.
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : عرفان اسلامی جلد نهم
English