سخن حق در كلام حق
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
كفر به طاغوت
خداى مهربان در قرآن عظيم راه رشد و هدايت را براى همه روشن نمودهاست.
راه رشد راه خداست، چون حضرت او عاشق انسان است و از باب عشق و محبت مىخواهد انسان به تمام كمالات آراسته شده و از رذايل پيراسته گردد، خداوند علاقه دارد انسان با تمام هستى و وجودش به سعادت دنيا و آخرت راه يابد و از شرّ و خزى دنيا و آخرت در امان بماند، ساختمان و سازمان عقل به صورتى است كه چون راه رشد را يافت به قبول آن تن مىدهد و از راه ضلالت روى برگردانده تنفر پيدا مىكند، اين انسان است كه بايد اراده خويش را به زلف عقل گره بزند، تا به آنچه خداوند مىخواهد برسد و به تعبير ديگر، اين انسان است كه بايد نيروى كار و عمل و فعاليت و كوشش خويش را در چهار چوب راه رشد قرار دهد، تا به سلامت دنيا و آخرت دست يابد.
آرى، هر كس به عروة الوثقاى حق كه همان قرآن و نبوت و امامت است و تا ابد همگسستنى نيست چنگ بزند در ميدان حيات برنده تمام واقعيتها و نفى كننده تمام شرور شده است.
[قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ] «1».
مسلماً راه هدايت از گمراهى [به وسيله قرآن، پيامبر و امامان معصوم] روشن و آشكار شده است. پس هر كه به طاغوت [كه شيطان، بت و هر طغيان گرى است] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد، بىترديد به محكمترين دستگيره كه آن را گسستن نيست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.
در اين آيه كفر به طاغوت كه مأمون بودن از لوث كفر، شرك، فسق، فجور و قسمت اعظمى از رذايل درونى است- و اين واقعيت در حقيقت روح واقعى ايمان است؛ زيرا بدون كفر به طاغوت، ايمان و عشق به اللّه ميسّر نيست- به عنوان يك اصل اصيل محورى مطرح است.
تمام بدبختىهايى كه در طول تاريخ گريبانگير بشر بوده، علت العلل آن اتصال به طاغوت درون و برون و انفصالش از حضرت ربّ العزّه بوده و تمام دردهاى درونى، فردى، خانوادگى، اجتماعى، مادى و معنوى بشر و درمانش را بايد در همين دو زمينه جستجو كرد.
[فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ] «2».
پس هر كه به طاغوت [كه شيطان، بت و هر طغيان گرى است] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد.
اين قسمت از آيه در حقيقت كلمه طيّبه: «لاإله الّا اللّهُ» را كه بايد در تمام امور حيات درونى و برونى ظهور كند و بدون ظهورش به دست آوردن سعادت امكان ندارد، مطرح مىكند، كلمهاى كه محور بعثت انبياى الهى و امامت امامان عليهم السلام و خير دنيا و آخرت است و چه سخن حقّى در تمام آفرينش پر منفعتتر از اين سخن است.
آرى، خدا را در تمام امور محور قرار بدهيد كه محور قرار دادن خدا، انسان را از هر شرّى آزاد و بر هر خيرى متصل مىسازد.
تبعيت از انبيا و امامان عليهم السلام
خداوند مهربان از باب خير و مصلحت از انسان مىخواهد، به دامن انبيا و امامان عليهم السلام كه معلّمان واقعى و دلسوز بشر هستند چنگ بزند و از راه آنان منحرف نگردد كه انحراف از مسير آن بزرگواران علّت شقاوت دنيا و آخرت است.
[قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ* اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ] «3».
گفت: اى قوم من! از اين فرستادگان [خدا] پيروى كنيد،* از كسانى پيروى كنيد كه پاداشى از شما نمىخواهند و آنان راه يافتهاند.
آراستگى به تقوا
خداوند مهربان، مردم را به تقوا يعنى آراسته شدن به فضايل و انجام واجبات و ترك محرّمات امر فرموده، سه حقيقتى كه اگر انسان با آنها شكل بگيرد آراسته به لباس خلافة اللّهى مىگردد و با اسلام كامل زندگى كرده و با اسلام حقيقى از دنيا مىرود:
[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ] «4».
اى اهل ايمان! از خدا آن گونه كه شايسته پرواى از اوست، پروا كنيد، و نميريد مگر در حالى كه [در برابر او و فرمانها و احكامش] تسليم باشيد.
امر به معروف و نهى از منكر
پروردگار مهربان براى اين كه صحنه حيات ملت اسلام صحنه معروف و پاك از منكرات باشد، در درجه اول معروف و منكر را شناسانده سپس امر به معروف و در حقيقت به پا كردن معروف و نهى از منكر و در حقيقت ريشه كن كردن منكر را وظيفه واجب فرد فرد امت اسلامى دانسته و بپا داشتن اين دو حقيقت را ضامن سلامت جامعه مىداند.
[وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ] «5».
و بايد از شما گروهى باشند كه [همه مردم را] به سوى خير [اتحاد، اتفاق، الفت، برادرى، مواسات و درستى] دعوت نمايند، و به كار شايسته و پسنديده وادارند، و از كار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اينانند كه يقيناً رستگارند.
[كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ] «6».
شما بهترين امتى هستيد كه [براى اصلاح جوامع انسانى] پديدار شدهايد، به كار شايسته و پسنديده فرمان مىدهيد و از كار ناپسند و زشت بازمىداريد.
احسان به پدر و مادر
خداوند مهربان مردم را تنها به پرستش و عبادت خودش دعوت مىكند و سفارش مىنمايد به پدر و مادر احسان كنيد و ذى القربى و ايتام و افتادگان را رعايت كرده و با گفتار حسن با مردم روبرو شويد و نماز را به پا داشته و از اداى زكات كه بسيارى از خلأهاى اجتماعى را پر مىكند سرباز نزنيد.
[لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ...] «7».
و [ياد كنيد] زمانى كه از بنىاسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد، و به پدر و مادر و خويشان ويتيمان ومستمندان نيكى كنيد، و با مردم با خوش زبانى سخن گوييد، و نماز را بر پا داريد.
هجرت و جهاد
خداوند مهربان جهت حفظ دين و نشر اسلام، اين فرهنگ انسانساز و سعادتبخش دستور به مهاجرت و جهاد مىدهد و هجرت و جهاد را دو عامل بسيار مهم و اساسى در حفظ قرآن و اسلام و نشر و تداوم آن مىداند و در كلام پربارش مجاهد و مهاجر را شايسته رحمت حضرت حق مىداند:
[إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ] «8».
يقيناً كسانى كه ايمان آورده، و آنان كه هجرت كرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا اميد دارند؛ و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.
صبر و نماز
خداوند سبحان به تمام بندگانش جهت پيشرفت در امور الهى و انسانى و براى به ثمر رسيدن حركات و افعال آدمى، دستور مىدهد از مقام صبر و استقامت و ذكر و نماز يارى بجويند كه صبر و ايستادگى و نماز باعث نظم و حساب در زندگى و رسيدن به اهداف عاليه الهيه است:
[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ] «9».
اى اهل ايمان از صبر و نماز [براى حل مشكلات خود و پاك ماندن از آلودگىها و رسيدن به رحمت حق] كمك بخواهيد زيرا خدا با صابران است.
تسليم فرهنگ حق
خداى عزيز براى آراسته شدن انسان به سلامت واقعى در تمام شؤون حيات اعم از شؤون مادى و معنوى، امر مىكند با تمام وجود تسليم فرهنگ حق شويد و از وساوس و تفرقهافكنى و دستورهاى شيطان پيروى ننماييد كه شيطان در هر شكلى كه هست، دشمن آشكار شماست.
[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ] «10».
اى اهل ايمان! همگى در عرصه تسليم و فرمانبرى [از خدا] در آييد، و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد كه او نسبت به شما دشمنى آشكار است.
وسيله فلاح
خداوند مهربان در آيات قرآن مجيد به گناهان باطنى و ظاهرى اشاره مىفرمايد و هر گناهى را تيشهاى به ريشه انسانيت مىداند و معاصى و خطاها را علت خزى دنيا و عذاب آخرت معرفى مىكند و بدبختى انسان را در هر دو جهان معلول معصيت به حساب آورده، به طور قاطعانه از آدمى مىخواهد كه تقوا و خوددارى از هر گناهى را پيشه خود سازد و جز با آراسته بودن به اسلام حقيقى رخت از دنيا به آخرت نكشد. خداوند بزرگ، مسئله تقوا و توسل به عنايت حق و جهاد الهى را وسيله فلاح و رستگارى دانسته و از بندگانش مىخواهد در زندگى چنين مسيرى را انتخاب كنند.
[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ] «11».
اى اهل ايمان! از خدا پروا كنيد و دستآويز و وسيلهاى [از ايمان، عمل صالح و آبروى مقرّبان درگاهش] براى تقرّب به سوى او بجوييد؛ و در راه او جهاد كنيد تا رستگار شويد.
صداقت، عامل منفعت
خداوند كريم، صدق و صداقت را در همه امور زندگى عامل منفعت در دنيا و آخرت دانسته و آراستگان به اين حقيقت را اهل بهشت و رضوان الهى به حساب آورده و اين واقعيت را باعث فوز عظيم مىداند.
[قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ] «13».
خدا فرمود: اين روزى است كه راستان را راستى و صدقشان سود دهد. براى آنان بهشتهايى است كه از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است، هميشه در آن جاودانهاند، خدا از آنان خشنود و آنان هم از خدا خشنودند؛ اين است رستگارى بزرگ.
حيات دنيا و آخرت
خداوند عزيز، دنيا را جز گذرگاه چيزى نمىداند و از اين كه آن را هدف واقعى و اصلى بگيرند منع مىنمايد، آنان كه آن را هدف بگيرند جز بازيچه كودكانه و هوسرانى براى آنان چيزى نيست، آنچه حقيقت دارد و هميشگى و جاودانى است سراى آخرت است و آن هم جز براى اهل تقوا ميسّر نيست.
[وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ] «14».
و زندگى دنيا [بدون ايمان و عمل صالح] بازى و سرگرمى است، و يقيناً سراى آخرت براى آنان كه همواره پرهيزكارى مىكنند، بهتر است. آيا نمىانديشيد؟
اعمال انسان در قيامت
آنان كه در اين دنيا حركات قلب و نفس و اعضاى بدن را هماهنگ دستورهاى حق قرار دادند، وزن اعمالشان در قيامت سنگين و به عبارت ديگر حركات و اعمالشان داراى ارزش واقعى است، به اندازهاى كه بهشت و رضايت حق مزد برنامههاى آنهاست، ولى كسانى كه هماهنگ با آيات الهى عمل نكردند، زحماتشان بىارزش و در جهان آخرت غرق در خسارتند، قرآن مجيد در اين زمينه مىفرمايد:
[وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ* وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ] «15».
ميزان [سنجش اعمال] در آن روز حق است؛ پس كسانى كه اعمال وزن شده آنان سنگين و با ارزش باشد، رستگارند.* و كسانى كه اعمال وزن شده آنان سبك و بىارزش باشد، به سبب اين كه همواره به آيات ما ستم مىورزيدند، به خود زيان زده [و سرمايه وجودشان راتباه كرده] اند.
تمام قرآن سخن حق است، بر شماست كه تا پايان عمر با قرآن مجيد انس داشته باشيد و در برابر قول حق تسليم و خاضع گشته تا در دنيا و آخرت به حظّ وافر و اجر عظيم و بهشت ابدى برسيد.
آرى، انسان عاقل به فرموده حضرت صادق عليه السلام در تمام شؤون حيات به دعوت حق پاسخ مىدهد و نسبت به حق كمال تواضع و خشوع را رعايت مىنمايد كه عمل در وجود عاقل غير از اين هيچ اقتضايى ندارد.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بقره (2): 256.
(2)- بقره (2): 256.
(3)- يس (36): 20- 21.
(4)- آل عمران (3): 102.
(5)- آل عمران (3): 104.
(6)- آل عمران (3): 110.
(7)- بقره (2): 83.
(8)- بقره (2): 218.
(9)- بقره (2): 153.
(10)- بقره (2): 208.
(12)- مائده (5): 35.
(13)- مائده (5): 119.
(14)- انعام (6): 32. (15)- اعراف (7): 8- 9.
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : عرفان اسلامی جلد نهم
English