نعمت های الهی - جلسه سوم - (متن کامل + عناوین)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاة و السلام علی سید الانبیاء والمرسلین ابی القاسم محمد وعلی اهل بیته الطیبین الطاهرین
سخن در این موضوع بود که تمام نعمتها از ناحیه وجود مقدس حضرت حق است و برای هر نعمتی هم پروردگار بزرگ عالم راه مصرفی قرار داده است. اگر همه مردم نعمتهایی را که دراختیارشان است در همان راههایی خرج کنند که حضرت حق نشان داده، در درجه اول در زندگی دنیایی خود دچار مشکل نخواهند شد و در درجه بعد آخرتی آباد و پر خیر و برکت خواهند داشت. شما اگر مختصری در این زمینه فکر کنید به این نتیجه خواهید رسید که به جز این راه، راهی برای از بین بردن مشکلات در تمام زمینههای زندگی وجود ندارد.
اگر یک معمار یا بنّا تمام مصالح مربوطه را در راه صحیح خودش به کار ببرد، ساختمانی درست میشود که جای زندگی است، اما چنانچه مصالح مربوطه را در جای خودش مصرف نکند، هدر میرود. وجود مقدس پروردگار عالم آن مصالحی را که به عنوان نعمت در اختیار انسان قرار داده، نقشه خرجش را هم بوسیله انبیا و اولیا اعلام کرده است و اگر مطابق با همان نقشه به کار گرفته شود دنیای مردم و پشت سرش، آخرتشان هم آباد میشود.
مؤمنان و مصرف درست نعمتها
پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) میفرماید: بهشت از همین راه ساخته میشود، معمار و بنّای بهشت، خود شما هستید.[1] شما اگر نعمتهایی را که در اختیار دارید هماهنگ با خواستههای پروردگار خرج کنید، سازنده، مالک و وارث بهشت هم شدهاید. در سوره مبارکه مؤمنون پروردگار بزرگ عالم، ابتدا ویژگیهای مؤمنان را مطرح میکند و سپس میفرماید: )أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَالْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُون([2].
در باره اولین ویژگی، یعنی نماز میفرماید: )قَدْ أَفْلَحَ الْمـُؤْمِنُونَ * الَّذينَ هُمْ في صَلاتِهِمْ خاشِعُون(.[3] ببینید در نماز چقدر نعمت به کار گرفته میشود: دست و پا، فکر، قلب، مغز و روان، همه در نماز به کار گرفته میشوند و این یکی از راههای صحیح خرج کردن نعمتهاست.
سپس میفرماید که مؤمنان هیچ نعمتی را بیهوده خرج نمیکنند: )وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون(.[4] این عدم لغو فقط مربوط به زبان نیست، بلکه مؤمنان در همه امور از لغو اعراض میکنند. آنها در امور مالی، در رفاقت، در امر خانه و خانواده و در امر اجتماع اهل لغو و بیهودهکاری نیستند. امیرمؤمنان7 در همین ماه مبارک رمضان به حضرت مجتبی و حضرت سید الشهدا8 فرمود: «وَ اعْمَلَا لِلْأَجْر»[5]؛ حسنجان و حسینجان! تا لحظه بیرون رفتنتان از دنیا برای خدا کار کنید که چیزی به دست بیاورید. بیهوده کار نباشید و فقط برای خدا کار کنید. لغو یعنی برای دیگران کار کردن، به عشق دیگران چرخیدن، به عشق دیگران زنده بودن و به عشق دیگران حرکت کردن.
پیامبر(ص) میفرماید: در روز قیامت سه نفر وارد محشر میشوند. به یک نفرشان میگویند چه عملی آوردی؟ میگوید: خدایا تمام قرآنت را برای رضای تو فرا گرفتم، خواندم و به دیگران هم یاد دادم. خداوند میفرماید: دروغ میگویی و تمام ملائکه هم میگویند: دروغ میگویی! بعد به او خطاب میرسد: تو قرآن را یاد گرفتی، خواندی و تبلیغ کردی فقط برای این که مردم بگویند عجب قاری و معلم خوبی هستی. مزد تو هم همان بوده که در دنیا تحقق پیدا کرده و همانطورکه میخواستی مردم تو را بشناسند، آنان هم شناختند و معروف شدی.
به دیگری میگویند تو چه کار کردی؟ میگوید: ثروت و مالی را که به من دادی، در راه تو به قوم و خویشان، به مستحقان و به حسینیه و مسجد دادم. خطاب میرسد دروغ میگویی و ملائکه هم میگویند دروغ میگویی! تو مالت را دادی به خاطر این که بگویند که خیلی آقاست و خیلی کرم دارد و مردم هم همین را گفتند و این همان مزدت بود که گرفتی.
به سومی میگویند تو چه کار کردی؟ میگوید: جنگ بین اسلام و کفر بود و من مخلصانه رفتم دشمنت را کشتم و خودم هم شهید شدم. خطاب میرسد دروغ میگویی و ملائکه هم میگویند دروغ میگویی، برای این که همه نظر تو این بود که قهرمان شوی و بگویند عجب آدم پر دل و شجاعی است و این هم برایت محقق شد. پس تو هم چیزی را طلبکار نیستی.[6]
برای خدا کار کنید که چیزی نصیبتان شود. اگر نعمتها در راه خودش خرج شود، شما در حقیقت معمار و سازنده بهشت میشوید و بالاتر از آن، در حوزه جاذبه رضایت دوست قرار میگیرید که این از بهشت بالاتر است. این بهشت معنوی است و فاصلهاش با بهشت عادی، فاصله میان بدن و جان است.
نمونههایی از هزینة صحیح نعمتها
)وَ الَّذينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُون([7] اینان زکات مالشان را میپردازند.
نعمتها را در همان راهی که باید خرج میکنند؛ پرداخت اضافه بر آنچه که خداوند متعال فرموده خلأهای بسیاری را در جامعه پر میکند.
اگر دقت کنیم متوجه میشویم که خود پروردگار نعمتها را در عالم چگونه مصرف میکند و چقدر حکیمانه و به جا مصرف میکند! با به جا مصرف کردن نعمتها، چه نظام شگفت انگیزی برپاست. مردم هم باید در خرج کردن نعمتها خلیفه خدا و جانشین وجود مقدس او باشند و راه او را بپیمایند.
)وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ * إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْـرُ مَلُومين(؛[8] بندگان واقعی من حتی شهوت را بیجا مصرف نمیکنند؛ چراکه اگر شهوت هم بیجا و خارج از نقشه خدا مصرف شود، فساد همه جانبه بار میآورد.
)وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُون([9] بندگان من، بندگان متعهد و امانتدارند و امانتها را نیز در راه خودش هزینه میکنند.
)وَ الَّذينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُون([10] بندگان من در عبادت هم نعمت را به جا مصرف میکنند و بندگی اصلا یعنی نعمت را به جا مصرف کردن.
)أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُون([11] این مؤمنان با مصرف بجای نعمتها، یک ساختمانی به نام بهشت و فردوس ساختهاند که آنهم پیش من محفوظ است. در سورههای دیگر چنین میفرماید: )وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْـرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ الله([12] آنچه از خوبی فرستادید من برای شما نگه میدارم. پس شما با مصرف کردن به جا بهشت میسازید و خدا نیز امانتدار شما میشود.
خداوند، امانتدار بندگان
خداوند حکیم در قرآن مجید میفرماید: )فَإِنَّ اللهَ شاكِرٌ عَليم([13] یعنی وقتی شما نعمت را درست مصرف کردی، من هم امانتدار و شاکر شما میشوم. بنابراین انسان به مقامی میرسد که خدا میفرماید من امانتدارت هستم و خوبیهایت را نگه میدارم و هیچ خطری هم خوبیهایت را تهدید نمیکند؛ و چه امینی بالاتر از پروردگار بزرگ عالم! آدم به این نقطه که میرسد تمام ترسها و غصههایش میریزد و از اولیای خدا محسوب میشود: )لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ([14]
مسئله دیگری را که باید از طریق قرآن به آن توجه کرد، این است که هیچ موجودی در این عالم مالک نیست و تمام موجودات مملوکند: )وَ لِلهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض([15] فقط خدا مالک است و بقیه همگی مملوکیم.
ما طبق آیات قرآن مجید، کارگر حق هستیم و این نعمتهایی که در اختیار ماست ملک خداست و ما اجازه تصرف مالکانه در آنها را نداریم. ما باید طبق اجازه وجود مقدس او در اموال تصرف کنیم. بنابراین، سفره خدا پهن است و من مالک نیستم که با این مال هر کاری دلم خواست بکنم، من مملوک و عبدم و مولای من هر گونه دستور بدهد همان را باید اطاعت کنم.
بازبینی نعمتها
اکنون باید نعمتهایی را که خداوند به ما داده بازبینی کنیم. اول به خودمان نگاه کنیم و این خود بازبینی خیلی عالی است، زیرا به خدابینی منتهی میشود. از سرمان شروع میکنیم. عظیمترین نعمتی که در سر ما قرارداده شده نعمت عقل است. ما باید این نعمت را در راه علمآموزی مصرف کنیم که همین الان مشغول آن هستیم. همین نشستن ما در مجلس علم و استماع معارف الهی، به جا مصرف کردن نعمت عقل است. امیرمؤمنان(س) میفرماید: شما به هر چه میخواهید برسید از راه عقلتان باید برسید. عقل را تقویت و افروختهتر کنید و به این چراغ، نور بیشتری بدهید، که نور آن، علم است.[16]
پیامبر اکرم(ص) نیز میفرماید: علم بر دو قسم است؛ یکی علم دین، و دیگری علم ابدان.[17] علم دین وجوبش قویتر و عینی است، و علم دنیا (ابدان) هم واجب کفایی است.[18] شما که میتوانید درس بخوانید اگر نخوانید ناشکری کردهاید! مخصوصا الان که اسلام نیازمند به شماست. پس یک راهی که عقل باید در آن مصرف شود راه علم است. اسلام برای آن راه چنان ارزشی قائل شده که در اصول کافی میفرماید: وقتی در مجلس علم شرکت میکنید، اولاً خدا به ملائکه میفرماید که پرِ خود را زیر پای شما بگسترانند؛ ثانیاً خود پروردگار به عدد موجودات زنده دریا، مغفرت نصیبتان میکند؛ و ثالثا وقتی عالم شدید، از طریق علمتان چه بهرهها نصیب خودتان و دیگران میگرداند.[19]
بهرهبرداری از نعمت عقل
در منطقه خمین که هشتاد و چهار سال پیش بخشی بوده که خوانین در آن حکمرانی میکردهاند، یک نفر پیدا میشود که با این که در دو سالگیاش خانها پدرش را کشتهاند و در هفت سالگی هم مادرش را از دست داده است، در همان یتیمی و در همان تهیدستی، به علم عشق پیدا میکند و سراغ قرآن مجید میرود، نعمتها را میشناسد و میفهمد که آنها را و از جمله عقل را در چه راهی باید مصرف کند. او بعدها برای ادامه علم آموزی به اراک و قم میرود و به جایی میرسد که درخت عقلش به ثمر مینشیند و نه تنها خودش بیدار میشود، که ملتی را بیدار میکند و همه میآیند از ثمرات وجود او استفاده میکنند و این بهره دهی تا خدا بخواهد ادامه دارد:
)ضَـرَبَ اللهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ * تُؤْتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها([20]
تفاوت رفتارها در بین مردم از ثمرات وجود این مرد بزرگ است که فهمید از نعمت عقل خودش چگونه استفاده کند.
نعمت گوش و زبان
نعمت دیگر گوش است که آن را نیز باید در راه درست مصرف کرد. خداوند میفرماید: )فَبَشِّـرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب([21]
امام علی(س) درباره مصرفکنندگان درست این نعمت میفرماید: « وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِع لَهـُم»[22].
شخصی از امام صادق(س) میپرسید: همسایهام خواننده زن و نوازنده دارد و من به دستشویی که میروم کمی برای گوش دادن بیشتر معطل میشوم، آیا اشکال دارد؟ امام(س) ناراحت شد و فرمود: شما این آیه را در قرآن نخواندهای؟
)انَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَـرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ اولئكَ كانَ عَنْهُ مَسْئوُلا([23]
روز قیامت از شنیدههای گوشت میپرسند که چه گوش دادی؟
پس، از نعمت گوش باید درست بهره برد. پیامبرخدا(ص) دهانها را بر دو قسم تقسیم کرده، میفرماید: بعضی از دهانها، حرفشان مانند نسیم بهار است که تمام گیاهان مرده را زنده میکند و آن، دهانِ پاکان اولیای خدا و شایستگان است.[24] قرآن مجید دستور میدهد که در مقابل این دهانها انگشت در گوش نگذارید، بلکه گوش دهید و بپذیرید.[25] اینقدر مسأله گوش مهم است که خدا به پیامبرش میگوید از جانب من به گوشدارها بشارت بده که آنها به هدایت من وصل و صاحب عقلاند.[26]
یکی از اعضای دیگر بدن، زبان است. قرآن مجید به مؤمنان دستور میدهد که زبان را در راه ایمان، امر به معروف و نهی از منکر، خواندن قرآن و نماز، وعظ و نصیحت و تذکر به مردم مصرف کنید.[27] با مردم نیز که سخن میگویید نرم و خوب سخن بگویید، در حرف هایتان فحش و ناسزا، مسخره کردن و سرکوفت زدن و هجوم به شخصیت مردم نباشد. همچنین در زبانتان، دروغ، تهمت، مجادله و لجبازی نباشد. حرفتان، حرف مهر و محبت و کرامت و آقایی و بزرگواری باشد. لقب بد به کسی ندهید.[28] اگر نعمت زبان در راه خودش مصرف شود آبروی کسی نمیریزد و کسی دلگیر، دلسرد و ناامید نمیگردد. امیرمؤمنان(س) میفرماید: یک واعظ هنرمند کسی است که مردم را ناامید از خدا نکند، مغرور به خدا هم نکند.[29] پس مصرف صحیح نعمت زبان خیلی مهم است.
نعمت سینه و شکم
یک نعمت هم، نعمت سینه است. این را هم باید در راه خودش مصرف کرد. راه مصرف درست سینه، راه صبر و حوصله است که آدم در مشکلات از کوره در نرود و ناروا نگوید. باید متذکر بود که انبیا و ائمه و اولیای خدا بیش از ما گرفتار بودند، اما صبر کردند تا مشکلات حل شود.
نعمت دیگر، شکم است که راه مصرف آن، خوردن حلال است. حرام، از آن شکم نیست. شکم به همه اعضا و جوارح وصل است و آنها را تغذیه میکند و اگر لقمه حرام باشد برآن اعضا نیز تاثیر سوء میگذارد. کسانی که در کربلا شمشیر کشیدند و اولیای خدا را کشتند بر اثر حرامخواری بود. امام حسین(س) به زینالعابدین(س) فرمود: شکم اینها را حرام پر کرده است «فَقَد مُلِئَت بُطُونُکُم مِن الحَرام»[30].
نعمت دست و پا
یک نعمت هم دست است که باید از آن نیز درست استفاده کرد. امیرمؤمنان(س) از این نعمت چنان استفاده کرد که پیامبر(ص) فرمود: «ضَـربَةُ عَلیٍ یَومَ الخَندَقِ خَیْـرٌ مِن عِبٰادَةِ الثَّقَلَین»[31].
با دست میتوان حدیث و قرآن نوشت و نیز میتوان با نوشتن نامههای محبت آمیز، دیگران را به اسلام جذب کرد. همچنین با دست میتوان بر سر یتیم دست کشید. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: به تعداد موهایی که از زیر دستتان میگذرد حسنه برایتان نوشته میشود.[32] از دست میشود در دعا هم استفاده نمود. امام زین العابدین(س) دستش را بلند میکرد و در سحر 300 مرتبه میفرمود: «الهی العفو، الهی العفو»[33].
یک نعمت هم پاهاست که میشود با آن به عیادت مریض، به تشییع جنازه اموات و شهدا و به مجالس بزرگداشت اهلبیت: رفت و قدمهای خوبی برای رفع مشکلات مردم برداشت.
[1]. شرح اصول کافی «مازندرانی»: 10 / 317.
[2]. مؤمنون (23): 10 ـ 11؛ آنان تنها وارثانند. وارثانی که از روی شایستگی بهشتِ فردوس را به میراث میبرند، و خود در آن جاودانهاند.
[3]. همان: 1ـ2؛ هم آنان که در نمازشان با حضور قلب و فروتنند.
[4]. همان: 3؛ و از هر گفتار و کردار بیهوده و بیفایدهای رویگردانند.
[6]. بحار الانوار: 69 / 305، باب 116 حدیث 52؛ مستدرک الوسائل: 1 / 111 باب 12، حدیث 120.
[8]. مؤمنون (23): 5 ـ 6؛ و نگهدارندة دامنشان از آلودگی جنسیاند.مگر در کامجویی از همسران یا کنیزانشان که در این زمینه مورد سرزنش نیستند.
[9]. همان: 8؛ و مؤمنان امانتها و پیمانهای خود را رعایت میکنند.
[10]. همان: 9؛ و همواره بر اوقات و شرایط ظاهری و باطنیِ نمازهایشان مراقبت دارند.
[12]. بقره (2): 110؛ و آنچه از کار نیک چون عبادت و خدمت به خلق برای خود پیش فرستید آن را نزد خداوند خواهید یافت.
[13]. همان: 158؛ قطعاً خداوند در برابر عمل او پاداشدهنده، و به وضعیت او داناست.
[14]. یونس (10): 62 ـ 63؛ آگاه باشید! یقیناً نه بیمی برای اولیای خداست، و نه اندوهگین میشوند
[15]. آل عمران (3): 189؛ مالکیت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطرة خداست، و خداوند بر هر کاری تواناست.
[17]. بحار الانوار: 1 / 220، ح 52.
[19]. الکافی: 1 / 34؛ من لایحضره الفقیه: 4 / 378.
[20]. ابراهیم (14): 24ـ25؛ آیا ندانستهای که خداوند چگونه کلمة طیبة توحید، و آثار اعتقادی و عملیاش را تشبیه به درخت پاکی کرده است که ریشهاش استوار، و شاخهاش در آسمان است؟ درختی که میوهاش را به خواست پروردگارش در هر زمانی میدهد.
[21]. زمر (39): 17 ـ 18؛ پس بندگانم را مژده بده هم آنان که سخن را میشنوند، و از بهترینش که آنان را در سایة عملِ به آن به حق میرساند پیروی میکنند، اینانند که خداوند هدایتشان کرده، و اینان صاحبان خِردند.
[22]. نهج البلاغه: 303؛ گوش خود را وقف شنیدن دانشهایی کرده اند که برای آنان مفید است.
[23]. اسراء (17): 36؛ از چیزی که به آن علم یقینی نداری، بلکه برگرفته از شنیدههاست پیروی نکن!
[24]. بحار الأنوار: 59 / 271: اغتنموا برد الربیع... .
[25]. ﴿و انی کلما دعوتهم لتغفرلهم جعلوا اصابعهم فی آذانهم﴾، نوح (71): 7؛ هرگاه دعوتشان کردم تا آنان را بیامرزی انگشتان خود را در گوشهایشان نهادند.
[26]. ﴿و قالوا لو کنّا نسمَعُ او نَعقِل ما کُنّا فی اصحاب السّعیـر﴾ ملک (67): 10. نیز: بقره (2): 171؛ انفال (8): 22؛ فرقان (25): 44.
[27]. بقره (2): 83؛ نساء (4): 5 و 8 و 9؛ آل عمران (3): 104؛ اسراء (17): 23 و....
[30]. همان: 45 / 8؛ بدرستی که شکم های شما از حرام پر شده است.
[31]. همان: 39 / 2؛ مشارق الأنوار الیقین فی اسرار امیر المؤمنین7: 313؛ ضربت على7 در روز خندق افضل است از عبادت جن و انس.
[32]. وسائل الشیعه: 10 / 110 ـ 111.
[33]. مفاتیح الجنان، فصل چهارم (در برخاستن از خواب و خواندن نماز شب)
English