امام حسن عسکری علیهالسلام؛ خورشید یازدهم امامت
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید- ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
- دوران امامت امام حسن عسکری علیهالسلام
- طلوعی فرخنده
- خورشید یازدهم
- مژده طلوع
- فخر وجود
- ماه سامرا
- فضایل اخلاقی امام حسن عسکری علیهالسلام
- ویژگیهای شخصیتی امام حسن عسکری علیهالسلام
- نمودار خلوص و پاکی
- صداقت کلام و صفای باطن امام علیهالسلام
- در مسیر تربیت مردم
- سخنان آرامشبخش امام علیهالسلام
- فروتنی امام حسن عسکری علیهالسلام
- گشادهرویی امام علیهالسلام
- عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکری علیهالسلام
- الهامبخش فضیلت
- آبروی دو عالم
- در هوای عشق تو
- گزیدهای از سخنان امام حسن عسکری علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام؛ جلوهای از ایمان، فضیلت و هدایت
ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
اغلب تاریخنویسان معتقدند امام حسن عسکری علیهالسلام در سال ۲۳۲ قمری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. هنوز چند سالی از عمر مبارک ایشان نگذشته بود که به همراه پدر بزرگوارشان، امام هادی علیهالسلام، از مدینه به سامرا تبعید شدند و در مرکز «عسکر» ـ لشکرگاه ـ تحت نظارت مأموران خلیفه سکونت یافتند.
آن حضرت و پدر بزرگوارشان، به مناسبت آنکه ناگزیر در محل استقرار لشکریان حکومت سکونت داشتند، به «عسکریین» ـ یعنی دو عسکری ـ شهرت یافتند.
دوران امامت امام حسن عسکری علیهالسلام
امام یازدهم علیهالسلام در سال ۲۵۴ قمری، پس از شهادت امام هادی علیهالسلام و در حالی که بیش از ۲۲ سال از عمر مبارکشان سپری نشده بود، منصب امامت را عهدهدار شدند و حدود شش سال به ارشاد و هدایت مردم پرداختند.
آن حضرت سرانجام در هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ قمری، به دسیسه معتمد عباسی، در شهر سامرا به شهادت رسیدند. پیکر مطهر ایشان در کنار مرقد منور پدر بزرگوارشان، امام هادی علیهالسلام، به خاک سپرده شد؛ مکانی که امروز میعادگاه شیعیان جهان است و عاشقان ولایت، پروانهوار گرد شمع وجود آن بزرگواران میگردند.
طلوعی فرخنده
نسیم سحری، جانمایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خندههای شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچهای از شادی بر دلها گشوده شد و ترنم شکفتن نوگلی معطر در باغستان توحید، دلها را مفتون و مجذوب خویش ساخت.
امام حسن عسکری علیهالسلام، روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پرتبسم ایمان، چراغدار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راهبان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداومبخش راه عدل علوی و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است.
اینک در سالروز میلاد خجسته آن مولا، سلامی صمیمی و سرشار از گل و باران بر ساحت آن مرهم زخمهای خستهدلان میفرستیم و این طلوع فرخنده را به همه دوستداران اهلبیت علیهمالسلام تهنیت و شادباش میگوییم.
خورشید یازدهم
اماما! خورشید عدالت را تو پروریدهای. مژده دیرپایی صالحان تویی و شکوه عارفانه ایمان در وجود تو جلوهگر است. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه میایستی و به هیئت آن منجی مینگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را میشکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب میکند؛ هر رنگ تیره و تاری را از چهره جهان میزداید و بر گیسوان زمین، گل برکت و عدالت و ایمان مینشاند.
سلام بر تو و بر فرزندت، حضرت موعود؛ همو که میآید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر و محبت را تقسیم کند. میآید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد.
خورشید یازدهم! ما هر روز با سبدی از دعا به استقبال فرزندت میرویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش میکنیم و بر ضریح چشمانش دخیل میبندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم.
آری، عدالت پارهای از تن توست، ای امام عسکری، و جهان لحظهشمار گلآرایی فرزند توست. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب و بر تو و بر نایب برحق آن غایب، سلامی بیکرانه نثار باد!
مژده طلوع
تو سبزترینی به دیده من! وقتی میخواهم بر آینه یادها بوسه زنم، صبورانه و پرشکیب میآیی و بر بام بلند تاریخ میایستی. نسیم، نغمه محمدی میسراید تا طلوع تو را به خورشید مژده دهد و آفتاب از شرم دیدار، چهره میپوشاند.
به شاعران میگویم تو را بسرایند؛ هیچیک ابهت تو را برنمیتابند و در ابتدای کلام درمیمانند. شاعر سپیدهدمان از راه میرسد، بر دو زانوی ادب مینشیند، کتاب نام نیکویت را ورق میزند، سوره «والشمس» رویت را تلاوت میکند و به آیه «واللیل» گیسویت سوگند یاد میکند که سپیدتر از تو ندیده است.
فجر نیز که از راه میرسد، در برابر نور تو رنگ میبازد. تو آن زیباترینی که در سپیدهدمی روشن، به خاک مفهومی آسمانی بخشیدی.
سلام بر تو و بر آن دقایقی که از نام مقدست معطر شد. سلام بر تو و بر آن لحظاتی که به نماز ایستادی، ای امام عسکری علیهالسلام.
فخر وجود
ای آفتاب مهر تو، روشنگر وجود
در پیشگاه حکم تو، ذرات در سجود
ای شاه عسکریلقب، ای فاطمینسب
آن را که نیست مهر تو، از زندگی چه سود؟
قرآن ناطقی، تو قرآن پاک را
الحق مفسری، ز تو شایستهتر نبود
قربان دیدهای که به بزم تو فاش دید
جای قدوم عیسی و موسی و شیث و هود
مدح شما ز عهده مردم برون بود
ای خاندان پاک که یزدانتان ستود
از نعمت ولای شما، خاندان وحی
منت نهاد بر همگان، خالق ودود
ای پور هادی، ای حسن عسکری، ز لطف
بپذیر از «مؤید» دلخسته این درود
ماه سامرا
ای که خورشید فلک محو لقای تو بود
ماه را روشنی از نور و ضیای تو بود
معدن جود و سخایی تو که از فرط کرم
دو جهان ریزهخور خوان عطای تو بود
نسبت قامت سرو تو به طوبی ندهم
زان که طوبی خجل از قد رسای تو بود
در جوار تو ز حق خواهش جنت نکنم
جنت ما، به خدا، صحن و سرای تو بود
تو ظهور پسر خویش طلب کن ز خدا
چون که مقبول خداوند، دعای تو بود
فضایل اخلاقی امام حسن عسکری علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام در همه صفات پسندیده انسانی، اخلاق و فضایل، در حد کمال بودند. آن امام والامقام در عصر خویش از بزرگوارترین، عابدترین، بردبارترین و محترمترین افراد به شمار میرفتند و از اندیشهای بلند، زبانی گویا و پرجاذبه و اخلاقی نیک برخوردار بودند.
امام یازدهم شیعیان با مردم بسیار مهربان و نسبت به ضعیفان و افراد تهیدست بسیار بخشنده بودند. ایشان سالار قبیله ایثار، پیشوای مستضعفان خاک و مسجود فرشتگان افلاک بودند. سلام سوختهدلان عطشان بر آن امام همام باد!
ویژگیهای شخصیتی امام حسن عسکری علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام در همه صفات و ویژگیهای مثبت شخصیتی، زبانزد عام و خاص بودند. در این میان، شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، جرئت و شهامت از ویژگیهای برجسته شخصیت ایشان به شمار میآمد.
آن بزرگوار به همه انسانها عشق میورزیدند و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار میکردند. از همین رو، نگاهشان تا اعماق جان نفوذ میکرد و وجودشان پناهی مطمئن برای بیپناهان و امیدی برای ناامیدان بود.
امام حسن عسکری علیهالسلام در سختیها یاور شیعیان بودند و در عبور از گذرگاههای سخت و پرپیچوخم، همچون چراغی روشنگر راه آنان به شمار میرفتند.
نمودار خلوص و پاکی
امام حسن عسکری علیهالسلام سرچشمه ایمان و جلوهای از نور الهی بودند. در سیمای تابناکشان نور عشق و ایمان خانه داشت و در رازونیاز شبانه ایشان با پروردگار، خلوص و پاکی موج میزد.
پیشوای یازدهم شیعیان به عبادت، تهجد و نماز شب بسیار اهمیت میدادند؛ بهگونهای که هیچگاه آن را ترک نمیکردند. همین که پاسی از شب میگذشت، از خواب برمیخاستند، وضو میگرفتند و به رازونیاز با پروردگار متعال میپرداختند.
صداقت کلام و صفای باطن امام علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام با وجود پربرکت خویش، زندگی را با همه زیباییهایش معنا میکردند. صفای باطن، صداقت کلام و دستان پرمحبت ایشان به قلبها گرمی میبخشید و نیروی پایداری و مقاومت میداد.
آن روزها، با وجود امام عسکری علیهالسلام، زندگی معنای دیگری داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارشان به نسیمی زندگیبخش بدل میشد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمینانبخش ایشان به کنار میرفت.
آرامش و استواری آن حضرت، قلبها را آرام میکرد و بر زخمهای دیرینه شیعیان مرهم مینهاد. همچون صخرهای نفوذناپذیر از دسترس فرومایگان به دور بودند و به بلندای عزت و مردانگیشان، خسوخار را راهی نبود.
در مسیر تربیت مردم
امامان پاک علیهمالسلام، همچون پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم، پیوسته در تعلیم و تربیت مردم میکوشیدند. آنان در همه اوقات به راهنمایی و تربیت مردم پایبند بودند و رفتار، گفتار، معاشرت و حتی هر گوشه از زندگی روزمره آنان، برای کسانی که با ایشان ارتباط داشتند، آموزنده بود.
هرکس در هر زمان با آنان همنشین میشد، میتوانست از اخلاق و دانششان بهرهمند شود و اگر پرسشی داشت، آن را مطرح کند و پاسخ خویش را بشنود.
امام حسن عسکری علیهالسلام نیز یکی از همین مربیان الهی بودند که همواره با رفتار و گفتار خویش، نکتههای پندآموز و نغز به پیروان راستین خود و حتی دشمنان اهلبیت علیهمالسلام میآموختند. شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار میداد و تحولی عمیق در افکار و اعمال مردم پدید میآورد.
سخنان آرامشبخش امام علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام الگویی از محبت و آرامش بودند؛ زیرا محبت با وجود ایشان معنا میگرفت، در نگاهشان موج میزد و از دستان پرمهرشان جاری میشد و به دلهای خسته، شوق زندگی میبخشید.
هنگامی که یاران امام علیهالسلام از سختیها به ستوه میآمدند و زمانی که شیعیان همه درها را به روی خود بسته مییافتند، کلمات گوهربار امام یازدهم آرامش را به جانهایشان ارزانی میکرد.
پردههای اندوه و ناامیدی با کلمات اطمینانبخش و پرجاذبه آن حضرت کنار میرفت و نوری از امید و شادی بر قلبهای خسته شیعیان تابیدن میگرفت.
فروتنی امام حسن عسکری علیهالسلام
فروتنی از فضایل اخلاقی است که موجب مودت و پیوستگی بیشتر میان اعضای جامعه میشود و زندگی اجتماعی را رضایتبخش و مطبوع میسازد. این صفت نیکو، افراد را به یکدیگر نزدیک میکند، مشارکتهای اجتماعی را افزایش میدهد و زمینه بهبود و ارتقای جامعه را فراهم میآورد.
امام حسن عسکری علیهالسلام درباره تواضع میفرمایند:
«تواضع نعمتی است که بر آن حسد برده نمیشود.»
گشادهرویی امام علیهالسلام
گشادهرویی و داشتن چهرهای شاد و خرم، سبب گسترش شادی و نشاط و افزایش کارایی در جامعه میشود؛ همانگونه که دلمردگی، بینشاطی و داشتن چهرهای عبوس، غمگین و اخمآلود میتواند موجب گسترش افسردگی و کاهش کارایی و ثمربخشی افراد شود.
جامعه زنده و پویا، جامعهای است که در آن نشاط، لبخند، خوشرویی و شادابی حاکم باشد. رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم همواره چهرهای گشاده داشتند و با افراد با خوشرویی برخورد میکردند و از این طریق، زمینه جذب آنان به دین مبین اسلام را فراهم میساختند.
پیشوایان دینی ما نیز هریک از این فضیلت بهرهمند بودند و از جمله آنان میتوان به خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیهالسلام، اشاره کرد؛ بزرگمردی که در گشادهرویی و انبساط خاطر، سرآمد زمان خویش بود؛ بهگونهای که افراد پروانهوار گرد شمع وجودش میگشتند و از زلال اندیشه و اخلاق کریمانهاش بهرهها میجستند.
عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکری علیهالسلام
عبادت و رازونیاز با خدا، بیتردید دیواره درون انسان را در برابر تهدید حوادث مستحکم میکند و اراده را پولادین و تصمیم را استوار میسازد. زهد و پارسایی نیز روح را طراوت و تازگی میبخشد، روان را صیقل میدهد و انسان را از تسلیم، تردید، ترس، تزلزل، شکست و انزوا میرهاند.
امام حسن عسکری علیهالسلام افراد پارسا، عابد و زاهد را چنین معرفی میفرمایند:
«پارساترین مردم کسی است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند و کوشندهترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد.»
الهامبخش فضیلت
باز هم به یاد مردی از دودمان رسالت سخن میگوییم که نور امامت را بر دلها و دیدههای شیعه میافشاند. نامش رمز نیکوییها و زیباییهاست و یادش الهامبخش عفاف و فضیلت.
وقتی در کوچهپسکوچههای تاریخ میگردیم و اعماق آن را میکاویم، به گوهرهای درخشانی برمیخوریم که فخر بشریتاند و به بودن و زیستن معنا میبخشند. امام حسن عسکری علیهالسلام یکی از این گوهرهای نفیس است و شیعه را همین افتخار بس که به پیشوایی این برگزیدگان آفرینش معتقد است و حقانیت آنان را باور دارد.
امام یازدهم علیهالسلام، همچون نیاکان خویش، بار سنگین «هدایت امت» را بر دوش میکشیدند و در عصر حاکمیت ستم، وجود خویش را وقف روشنگری راه ایمان و حق کردند. امام حسن عسکری علیهالسلام بزرگمردی بودند که دوست و دشمن به فضیلت، دانایی، زهد و عبادت ایشان گواهی دادهاند.
آبروی دو عالم
سلامت باد، اماما! ای جلوه روشن صداقت و ایثار؛ سلامی به صراحت حق، به روشنایی یقین و به زلالی ایمان.
سلام بر تو که برکت دستانت، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد؛ سلامی به پاکی عفاف و صفای صبح.
سلامت باد، ای امام همام؛ ای محبوب نیلگون امامت؛ سلامی به صفای جبهههای نور، به عطر عبادت رزمندگان و به حرارت عشق سنگرنشینان.
سلامت باد، ای آبروی دو عالم؛ ای خورشید یازدهم؛ ای حسن عسکری؛ ای فرزانهترین فریاد تشیع سرخ؛ سلامی به حرارت شوق، به روشنی شفق و به قداست اشک سرخ.
امام حسن عسکری علیهالسلام پژواک رسای سخن عشق است. آن روز که طلوع کرد، گلبانگ سرافرازی توحید و یگانگی را نوای هر روزمان ساخت و مقدر فرمود که با هم به عشق سخن بگوییم.
درود خدا بر این امام همام باد!
در هوای عشق تو
ای مقدسترین مرد پاک؛ ای امام عسکری! فراموش مکن که ملتی سر در هوای عشق تو دارد و با یاد و نام تو و فرزندت، حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف، از گمراهی و جهل به سوی نور پرواز میکند.
یاد و نام مهدی تو، گرمابخش دلهای خستگان و درماندگان است. ای پدر امام مستضعفان، به خورشید دوازدهم بگو که جلوه کند و با جلوهگری خویش، سیمای پرطراوت اسلام ناب محمدی را رونق بخشد.
گزیدهای از سخنان امام حسن عسکری علیهالسلام
امام حسن عسکری علیهالسلام میفرمایند:
«جدال مکن که ارزشت را میکاهد و زیاد شوخی مکن که بر تو دلیر میشوند.»
«بهترین دوست کسی است که اشتباه تو را فراموش کند و نیکی تو را از یاد نبرد.»
«در رعایت ادب، تو را همین کافی است که از آنچه برای دیگران بد میدانی، دوری کنی.»
«هرکس بر مرکب باطل سوار شود، در سرزمین پشیمانی فرود خواهد آمد.»
«دو خصلت، بالاترین اوصاف است: ایمان به خداوند و سودمند بودن برای برادران دینی.»
«ابراز شادی و شعف در برابر افراد پریشان و گرفتار، از ادب انسانی محسوب نمیشود.»
«کسی که برادر دینیاش را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته است و اگر در برابر مردم از او انتقاد کند، وی را زشت جلوه داده است.»
«از نشانههای فروتنی، سلام کردن به همه و نشستن در پایین مجلس است.»
«خنده بیمورد، نشانه نادانی است.»
«از جمله گرفتاریهای کمرشکن، همسایهای است که چون خوبی یا کار نیکی را ببیند، آن را پنهان سازد و چون بدی ببیند، آن را افشا کند.»
«عبادت در زیادی روزه و فزونی نماز نیست؛ بلکه به بسیاری تفکر در امر خداوند است.»
«خشم، کلید هر بدی است.»
«گستاخی فرزند بر پدر در ایام کودکی، مایه ناسپاسی او در ایام بزرگسالی است.»
«از جمله گناهان نابخشودنی این است که گفته شود: ای کاش جز بر این گناه مؤاخذه نشوم.»
«چه زشت است برای مؤمن، تمایل به چیزی که مایه خواری اوست.».
نویسنده: عبداللطیف نظری
English