لطفا منتظر باشید

گوشه‏اى از جلوه‏هاى ربوبيت حضرت رب‏

گوشه‏اى از جلوه‏هاى ربوبيت حضرت رب‏

منابع :
کتاب : تفسير حكيم جلد یک
نوشته : استاد حسین انصاریان

در اين بخش هيچ چاره‏اى نيست مگر اين كه به اندكى از جلوه‏هاى ربوبيت او كه دريائى بى‏ساحل و بحرى بى‏پايان است اشاره شود كه تفصيل و توضيحش كتابى به وسعت آفرينش و طول و عرض و حجم جهان خلقت مى‏خواهد، حتى بايد اقرار كرد كه جلوه و آثار تربيتى و ربوبيتش در ذره‏اى از ذرات، اگر بخواهد به طور كامل در نوشته‏اى در آيد از چندين كتاب سر بيرون مى‏آورد!

در كتاب فيلسوف نما آمده:

پيش از پاستور مردم تصور مى‏كردند كه موجودات جان‏دار و زنده منحصر به همين حيواناتى است كه با چشم‏هاى خود مى‏بينيم، ولى بعداً در اثر تجربيات و زحمات دانشمند نامبرده ثابت شد كه در محيط اطراف ما موجودات بى‏شمارى زندگى مى‏كنند كه در اثر كوچكى از نظرهاى ما پنهان‏اند و هر كدام به نوبه خود داراى مشخصات و زندگانى مخصوصى هستند، يك قطره ناچيز آب براى آنها حكم درياچه بزرگى را دارد كه عده زيادى از آنها در اعماقش مشغول شناورى و مبارزه و جنگ و جدال‏اند.

گرچه صدها سال پيش از تولد پاستور و فراهم شدن وسايل آزمايشى، يكى از بزرگ‏ترين پيشوايان اسلام و امامان شيعه يعنى حضرت على‏بن‏موسى‏الرضا (ع) صريحا وجود اين حيوانات ذره‏بينى را به ياران خود خبر داد و در كتاب‏هائى كه تقريباً نزديك به عصر آن بزرگوار نوشته شده اين روايت از آن حضرت نقل شده است:

فتح بن‏يزيد جرجانى كه از دوستان آن حضرت بود خدمتش رسيد و گفت: منظور شما از اين كه مى‏گوئيد خدا «لطيف و بصير» است، چيست؟ اگر چه اجمالا مى‏دانم كه لطف خدا با لطف انسان تفاوت دارد، ولى دوست دارم تفصيل آن را هم بدانم، حضرت رضا (ع) در پاسخ او فرمود:

اين كه مى‏بينى به خدا مى‏گوئيم «لطيف» براى اين است كه از موجودات دقيق با خبر است، آيا نمى‏بينى آثار صنعت او را در گياهان كوچك و غير كوچك، و حيوانات ريز مثل پشه و كوچك‏تر از پشه و كوچك‏تر از آنها، آن حيواناتى كه هيچ‏گاه چشم آنها را نمى‏بيند، و در اثر كوچكى نر و ماده و بچه نوزاد و بزرگ آنها از هم تميز داده نمى‏شوند، سپس اضافه مى‏نمايد كه اين حيوانات در امواج درياها و در ميان پوست‏هاى درختان و در بيابان‏ها و دشت‏ها وجود دارند و با طرز خاصى، مطالب ميان آنها و مولودهايشان رد و بدل مى‏شود، و در اثر كوچكى نه با چشم ديده مى‏شوند و نه با دست احساس مى‏گردند! «1» اين حيوانات ذره‏بينى به اندازه‏اى كوچك‏اند كه اگر صدها از آنها را در كنار يكديگر قرار دهند به زحمت با چشم ديده مى‏شوند، ولى در عين حال هر يك براى خود سازمان منظم و اجزاء مختلفى دارد و از چندين طبقه كه هر طبقه به ويژه «هسته» داراى ساختمان پيچ در پيچ و تو بر توئى است تشكيل مى‏شود، بسيارى از آنها داراى دنباله‏ها و پاروهاى مخصوصى هستند كه به وسيله‏ى آن با سرعت در آب حركت مى‏كنند! گروهى از آنها منشأ توليد امراض و بيمارى هستند، ولى بسيارى از آنها مفيد و سودمندند و خدمات بزرگى به عالم انسانيت مى‏كنند، بعضى از آنها پس از مردن حالت تحجر پيدا كرده و داورهاى طبى و صنعتى و يا سنگ‏هاى قابل استفاده مى‏سازند (طباشير و گل سفيد و سنگ‏هاى مخصوصى كه در برخى از نقاط آفريقا يافت مى‏شود و براى صيقل دادن اجسام از آن استفاده مى‏كنند از بقاى همين حيوانات است)

[و اين همان جلوه تربيتى و ربوبيتى حضرت رب‏العالمين است كه به اين صورت در جهان طبيعت رخ مى‏نمايد.]

قابل توجه اينجاست كه صدها مليون از افراد آنها بايد دور هم گرد آيند تا به قدر يك دانه نخود از اين سنگ را تشكيل دهند!

قدرت مقاومت بعضى از آنها در برابر مشكلات بسيار زياد است به طورى كه مى‏توانند مدت‏هاى طولانى در محيطهاى نامناسب و نامساعد زندگى كنند و سرعت توليد مثل آنها به اندازه‏اى است كه در مدت كوتاهى هر يك از آنها چندين هزار مثل خود را توليد مى‏كنند.

خونى كه در بدن انسان و حيوانات جريان دارد ميدان جولان دو دسته از اين حيوانات ذره‏بينى است:

دسته اول همان گلبول‏هاى قرمز رنگ است كه مأمور تغذيه سلول‏ها و رسانيدن اكسيژن و ساير گازهاى لازم و جمع‏آورى گازهاى سمّى از قبيل گاز كربنيك مى‏باشد. اين دسته از گلبول‏ها مانند مادرهاى مهربان با دقت و دل‏سوزى هر چه تمام‏تر به تمام سلول‏هاى بدن سركشى كرده و احتياجات حياتى آنها را تامين مى‏كنند.

دسته دوم گلبول‏هاى سفيد است كه به منزله يك ارتش مسلح ورزيده و ذخيره‏هاى روز خطرناك مى‏باشند. همين كه بخشى از عضلات و پوست بدن آسيب ديد، و خراش و بريدگى در آن پيدا شد، و اين حصار غير قابل نفوذ بدن در برابر دشمنان خونخوار يعنى ميكرب‏هاى خارجى شكسته شد فوراً در محل حادثه اجتماع مى‏كنند و راه ورود را بر دشمن مى‏بندند. به اين وسيله از هجوم آنها به داخل جلوگيرى به عمل مى‏آورند و تا آخرين نفس در مقابل آنها مقاومت به خرج مى‏دهند!

از اين جالب‏تر جنگ‏هاى خونينى است كه در ميان آنها و اين دشمنان خونخوار كه گاهى به وسيله غذا و زمانى به وسيله هوا وارد بدن انسان مى‏شوند اتفاق مى‏افتد، در اين مبارزه حياتى كه سرنوشت انسان را روشن مى‏كند گلبول‏هاى سفيد قد مردانگى علم كرده و تا آخرين قطره خون در راه كشور عزيز بدن جان فشانى مى‏كنند.

به محض ورود يك ميكرب در محوطه خون، اين سربازان فداكار حلقه محاصره‏اى در اطراف آن تشكيل مى‏دهند و تا آن بيگانه بيايد دست و پاى خود را از هم بشناسد با چابكى او را مى‏بلعند، در صورتى كه نفرات مهاجمين زياد باشد گلبول‏هاى مزبور به سم‏پاشى و ريختن مواد شيميائى مخصوصى كه حريف را هلاك يا نيمه جان كند مى‏شوند، بعضى اوقات هم بدن نيمه جان آنها را به زندان‏هاى مخصوصى كه به نام غدّه‏هاى لنفى معروف است تحويل مى‏دهند.

شما را به حقيقت سوگند آيا هيچ عاقلى مى‏تواند اين جريانات را كه گوشه‏اى از ميليارها جريان در بدن است معلول تصادف بداند و هيچ نيروى حكيمانه و قدرت فوق‏العاده‏اى در آن مؤثر نشمارد؟!

آرى حضرت رب‏العالمين است كه با توجه تربيتى و مدبرانه خود هر موجودى را براى هدف يا اهداف مثبتى تربيت مى‏كند، و آن را در جايگاه ويژه‏اش در عالم طبيعت قرار مى‏دهد، اينجاست كه بايد به تعداد همه موجودات هستى با تمام وجود فرياد زد الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏.

فاصله زمين با خورشيد نزديك به صد و پنجاه ميليون كيلومتر است. و اين فاصله‏اى است در حدّ اعتدال و به همين خاطر نه در فصل گرما آن چنان گرم مى‏شود كه درياها يه سرعت تبخير شوند و كويرى خشك از آنها بر جاى بماند، و موجودات زنده از شدت گرما بسوزند و فروغ حياتشان خاموش گردد، و نه در فصل سرما آن چنان سرد مى‏شود كه آب همه درياها منجمد شود، و نباتات و گياهان و درختان و موجودات زنده از شدت سرما خيمه حياتشان سرنگون گردد، تدبير حكيمانه و توجه ربوبى حضرت ربّ ميان خورشيد و زمين اين فاصله‏ى مناسب را برقرار كرده تا همه موجودات از بركت اين فاصله به وجود آيند و به موجوديت خود تداوم بخشند.

هوا به طور مساوى در تمام اطراف كره زمين به اندازه حدوداً صد كيلومتر زمين را در آغوش محبت گرفته و همراه او با حركتى معين در فضاى با عظمت در مسافرت است.

هوا تركيبى حساب شده از اكسيژن و ازت است و مسئوليت اكسيژن سازى و كربن گيرى در حدى كه كم و زيادى در اين تركيب راه پيدا نكند به عهده نباتات است و دفع سمومش به وسيله حيوانات زهردار!

هوا در تكوّن موجودات چه در بخش عناصر، چه در بخش نباتات و چه در بخش جانداران از عوامل بسيار مؤثر و در تداوم بخشيدن به عنصر حيات، ماده‏اى ريشه‏اى و اساسى است.

هوا اگر در چند لحظه از كره زمين فاصله بگيرد، چراغ حيات خاموش مى‏شود، و هيچ گياه و جاندارى بر جاى نمى‏ماند.

هوا در برابر سنگ باران‏هاى آسمانى سپرى محافظ و نيروئى مدافع، و عامل بسيار با ارزشى است كه كره زمين و موجوداتش را از خطرات حفظ مى‏كند.

زمين براى پديد آمدن شب و روز و پيدايش چهار فصل داراى دو نوع گردش وضعى و انتقالى است اين دو گردش با سرعتى حساب شده و معين و در اندازه‏اى بسيار بسيار دقيق صورت مى‏گيرد تا جائى كه منجمان تحويل سال را محاسبه با ثانيه و لحظه در تقويم‏ها ثبت مى‏كنند.

گردش زمين به دور خودش و به دور خورشيد اگر تندتر يا كندتر شود، نظام شب و روز و نظام فصول در خطر جدى قرار مى‏گيرد و همه موجودات زمين به چاه نابودى مى‏افتند، و كارگاه حيات در همه زمينه‏ها فعاليتش را تعطيل مى‏كند.

مسئله خورشيد، ماه، شب و روز، و فصول چهارگانه سال، و دقيق بودن حركات همه اين متحرك‏ها در آيات قرآن به عنوان نشانه‏هاى وجود خدا، و علم و حكمت و عدل و قدرت و ربوبيت او پرونده‏اى ويژه دارد، و قرآن مجيد همه خردمندان و صاحبان عقل را به مطالعه و دقت و انديشه در اين آيات دعوت مى‏كند آياتى از قبيل آيات زير نشان دهنده توجه تربيتى و ربوبيتى حضرت اوست:

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ: «2»

بى‏ترديد در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز نشانه‏هائى (برقدرت و ربوبيت و حكمت خدا) براى صاحبان عقل و خرد است.

الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ: «3»

خورشيد و ماه بر اساس حساب و محاسبه‏اى دقيق‏اند.

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً: «4»

آيا زمين را گهواره و بستر آرامش قرار نداده‏ايم؟

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ: «5»

پروردگار شما كسى است كه براى شما زمين را بسترى گسترده هماهنگ با طبعتان، و آسمان را سقفى برافراشته و محفوظ قرار داد و از آسمان آبى فراوان نازل كرد تا به وسيله آن انواع ميوه‏ها را براى روزى شما از دل خاك بيرون كشيد، با توجه به اين جريانات دقيق و حساب شده براى خدا شريك و همتا قرار ندهيد در حالى كه مى‏دانيد همه اين امور منظم و به هم پيوسته دليل بر وحدانيت آفريننده آنهاست.

كره زمين كه وجودش و وجود همه موجوداتش محصول خالقيت و ربوبيت و تدبير حضرت حق است سه بخشش آب و يك بخشش خشكى است و اگر غير اين بود برپا شدن خانه حيات و زندگى در آن ممكن نمى‏شد.

پستى‏ها و بلندى‏هاى زيادى كه بر اساس حكمت و عدالت مدبّر آن روى آن است در برابر عظمت اين سيّاره به كروى بودنش لطمه‏اى نمى‏زند، و كوه‏هاى استوارش علاوه بر اين كه خزينه‏ها و انبار ثروت‏هاى فراوانى چون طلا و نقره و مس و آهن و عقيق و فيروزه، و سنگ‏هاى گران بهاى ديگرى است.

حافظ و نگهدار آن از متلاشى شدن و سدى محكم و سپرى استوار در برابر وزش بادهاى تند و طوفانى است، و به اين سبب به صورت فرشى گسترده و مهد و گهواره‏اى آرام بخش و منبعى از ذخائر بسيار مفيد، و انبارى از اشياء گران بها، و كارخانه‏اى مولّد انواع غذاها و آشاميدنى‏ها و ابزار و وسائل حيات در اختيار موجودات زنده به ويژه انسان قرار داده شده است.

همه اشياء و عناصر و موجودات مختلف و حيوانات متنوع، و انسان‏ها بر اين كره قائمند و به آن تكيه دارند و در آن از آرامش برخوردارند و بى‏اختيار جابه‏جا نمى‏شوند، زيرا قوه‏اى در آن است كه به آن قوه ثقل مى‏گويند و همان قوه باعث شده آنچه را در آن است از پرت شدن در فضا حفظ نمايد، و به عبارت ديگر زمين نسبت به همه موجوداتى كه در آن است مانند يك قطعه آهن‏ربا كه سوزن و ميخ به آن مى‏چسبند و آويزانند و نمى‏افتند جسمى مغناطيسى است.

فكر مى‏كنيد با ارزش‏ترين و سودمندترين ماده زمين چيست؟ طلا، نقره، الماس، عقيق، فيروزه، آهن؟

دانشمندان بزرگ و محقق به اين پرسش فقط يك كلمه پاسخ مى‏دهند خاك، زيرا اين ماده حيرت‏انگيز ريشه و مايه آفرينش ما و خزانه و انبار مايحتاج ماست و هر موجودى نيازمند به هر چيزى است از خاك مى‏گيرد.

عوامل فرسايش در طول ميليون‏ها سال سنگ‏ها را خرد نموده و تبديل به خاك كرده‏اند، مواد خرد شده خاك زراعتى، و محلى و انتقالى است، و همين‏ها با كمك آب، هوا، نور كه همه و همه در حيطه تصرف حضرت ربّ است به تدبير او تبديل به مواد غذائى چون سبزيجات، حبوبات، ميوه‏جات، و انواع گوشت‏هاى حلال مى‏شود تا سفره روزى موجودات زنده به ويژه انسان پر گردد، و مرد و زنى از انواع روزى‏هاى رنگارنگ كه سرشار از همه ويتامين‏هاى لازم است به صورت پخته و خام بخورند و در دستگاه گوارش آنان كه شرحش كتاب‏هاى قطور جداگانه مى‏طلبد هضم شود و علاوه بر اينكه نيازمندى بدن آنان را تامين نمايد بخشى از آن تبديل به نطفه گردد در نطفه‏اى كه به تعبير قرآن نطفه امشاج‏ «6» است يعنى نطفه‏اى كه مخلوطى از انواع عناصر است و آن نطفه مرد و زن در رحم زن كه خود دنيائى حيرت‏انگيز از قدرت و حكمت و ربوبيت حق است تبديل به انسانى در شكل و قيافه احسن تقويمى گردد! «7» شرح و تفصيل عناصرى كه وجود جهانها و جهانيان از آنها تركيب شده، در خور كسى جز آفريننده آنها نيست، مغز كوچك ما، و دانش بسيار اندكى كه در اختيار ماست، و قلم‏هاى سرشكسته ما، و عمر كوتاهى كه نزد ماست و چون بادى وزان در دشت و صحرا مى‏گذرد، براى بيان به وجود آمدن يك عنصر كه چه تعداد عناصر در به وجود آمدنش دخالت داشته‏اند، و مواد تركيبى عناصر وجود او، و جايگاهش در آفرينش، و وظائفى كه در اين كارگاه با عظمت هستى به عهده اوست، و مدت حيات و زندگى‏اش، و ارتباطش با ديگر موجودات، و زيان خلأ وجودى‏اش در عرصه‏گاه خلقت و .... كفايت نمى‏كند، بهتر اين است كه در اين زمينه نوك قلم را از صفحه كاغذ بردارم و نگاهى كلى به وسيله ديده قلبم به هستى بيندازم و با كمال حضوع و فروتنى و ذلت و انكسار با زبانى كه اگرهزاران بار با آب و گلاب شسته شود، هنوز جارى كردن نام او بر آن زبان كمال بى‏ادبى است همانگونه كه خودش تعليم داده بگويم: «الحمدلله رب العالمين:» همه ستايش‏ها و سپاس‏ها ويژه خدا، مالك و مربى و مدبر و صاحب جهانها و جهانيان است.

اين جمله كه به خاطر الف و لام كلمه الحمدلله‏اش در بردارنده همه محامد و ستايش‏ها نسبت به مالك و پرورش دهنده جهانها و جهانيان است از طرف حضرت او به عنوان ستايش و سپاس كامل در رابطه با وجود مقدسش از ما انسان‏هاى محدود و ضعيف و ناتوان كه هرگز از عهده ستايشش گرچه عمر روزگار را در اختيار ما بگذارند «8» برنمى‏آيد مورد پذيرش قرار گرفته است.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«من قال اربع مرات اذا اصبح‏ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» فقد ادى شكر يومه، و من قالها اذا امسى فقد ادى شكر ليلته:» «9»

هر كس به هنگام صبح كردن چهار مرتبه بگويد: الحمدلله رب العالمين سپاسگزارى آن روزش را به جاى آورده، و نيز چون به شب درآيد چهار مرتبه آن را به زبان جارى كند از عهده شكر و سپاس حق در شبش برآمده است.

بسارى از مردم به گفتن «الحمدلله» بدون «رب العالمين» عادت دارند، بايد گفت: آنان نيز با توجه به روايات مهمى كه در اين زمينه از اهل بيت رسول اعظم رسيده چنانچه به حضرت رب به عنوان خالق و مدبر خود توجه كنند، و به‏ نعمت و اهدافى كه از بخشيدن نعمت به آنان منظور شده بنگرند، به اداى شكر و ثناى كامل او برخاسته‏اند.

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- اصول كافى عربى چاپ اسلاميه، ج 1، ص 93، تأليف محمدبن‏يعقوب كلينى، متوفاى سال 328- 329.

(2)- آل‏عمران، 190.

(3)- الرحمن 5.

(4)- نبأ 6.

(5)- بقره 22.

(6)- انسان 1.

(7)- تين 4.

(8)- مقدمه دعاى عرفه حضرت حسين.

(9)- نورالثقلين ج 1، ص 13.

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه