لطفا منتظر باشید

امپراطور عثمانى‏

همين امپراطورى بزرگ عثمانى كه در قرون اخير يكى از دولت‏هاى مقتدر و بزرگ اسلامى بود، بر اثر از دست دادن موفقيت‏هاى زيادى كه نصيبش شد، و از آن غفلت داشت، به وسيله استعمارگران قطعه قطعه شد و هر قطعه با قطعه ديگر، چون دشمن جانى و خانه‏زاد، با يكديگر در تصادم شدند.

عثمانى‏ها نتوانستند از فرصت زيادى كه در اختيار داشتند استفاده كنند و خود را با اوضاع و احوال تازه‏اى كه در اروپا، پس از پايان قرون وسطى، هماهنگ كرده و سازش دهند.

در شهرهاى صنعتى اروپا، داد و ستد و بازرگانى رشد مى‏يافت و توليدات به ميزان وسيعترى سازمان مى‏گرفت؛ اما آن ملت هيچ نوع جذبه و كششى با تمام اين تحولات نشان نمى‏دادند.

امپراطورى عثمانى، سه قاره اروپا، آسيا و آفريقا را به يكديگر مربوط ساخت و به تمام راه‏هاى بازرگانى و باستانى، كه ميان شرق و غرب وجود داشت، مسلط شد، مسلمانان اگر مى‏خواستند، مى‏توانستند از اين موقعيت ممتاز به خوبى استفاده كنند، و از نظر بازرگانى و فعاليت‏هاى ديگر مولّد ثروت، آنان را در تنگنا قرار دهند؛ اما وقتى اعضاى مختلفى كه بدنه امپراطورى را تشكيل مى‏دادند، ضعيف و فقير شد قلب امپراطورى هم ضعيف گشت تا سرانجام به كلى از پا در آمده و چون لقمه‏اى به كام استعمار افتاد و هضم شد و به وسيله يكى از بهترين خادمان استعمار يعنى «اتاترك» مليت و قوميت اسلامى و زبان و خط و اخلاق و عقايد عالى خود را از دست داد «1».

البته اين ضعف و زبونى سرايت همه جانبه‏اى داشت؛ يعنى: نه تنها در مسئله تجارت و بازرگانى، غفلت اسلاميان، باعث مرگ آنها شد؛ بلكه اين غفلت تمام زمينه‏هاى حياتى را به نيستى كشاند.

بدون ترديد اگر در قرون اخير مردان بزرگ و بيدارى بر ضد گرگ استعمار قيام نمى‏كردند، امروز اثرى از اسلام به جاى نبود؛ ولى انديشه آن بزرگ مردان، در جامعه اسلامى هميشه حافظ و نگهبان جامعه از متلاشى شدن حتمى بود، و در گوشه و كنار ممالك اسلامى، بيدارى آنان و پيروانشان، ضربه‏هاى مهلك و كارى به استعمار مى‏زد و مى‏زند و اميد است كه روزى تمام جامعه‏هاى اسلامى از خواب غفلت بيدار شده، تا دست ناپاكان و استعمارگران ضد اسلامى را از جامعه اسلامى كوتاه نمايند.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه