لطفا منتظر باشید

عذاب قرائت قرآن بر قبر گنهكاران‏

در محلّه ما كسى بود، همه مى‏گفتند كه او خيلى بد است. بيشترين بدى او براى اين بود كه در زندگى، پول درآوردن و خرج كردن، با فرهنگ شاه هماهنگ بود. آن آن وقت‏ها هنوز خيلى از خانواده‏ها از ياد مرگ دور و غافل نبودند، حتى در خانواده‏هاى بى‏دين هم اگر كسى مى‏مرد، ختم، مراسم، منبر و روضه‏اى برقرار مى‏كردند.

آن زمان پولى به شخص قرآن خوان دادند، گفتند: تو يك ماه، شب‏هاى جمعه بر سر قبر اين مرده ما قرآن بخوان. اين قرآن خوان كه خوب بود و شغلش اين بود، براى متدين‏هاى محل ما تعريف كرد: من دو شب جمعه بيشتر نرفتم، بعد رفتم پول آنها را پس دادم؛ چون شب جمعه دوم كه سر قبر او قرآن خواندم و به خانه آمدم، در خواب ديدم كه در بيابانى هستم، تا چشم كار مى‏كند، آتش دارد به آسمان مى‏رود. كسى را كه بسته، اسير و زنجير كرده بودند، در ميان اين آتش‏ها عربده مى‏كشيد. تا چشمش به من افتاد، گفت: تو هفته قبل پول گرفتى كه بيايى براى من قرآن بخوانى، آن هفته خواندى، عذاب ما بيشتر شد، اين هفته نيز خواندى، عذاب ما را بيشتر كردند، من تقاضا مى‏كنم، ديگر براى من قرآن نخوان؛ چون تو وقتى آيات قرآن را مى‏خوانى، به آيه عبادت، مال، حقوق زن و فرزند، حق الناس و طرز درآمد كه مى‏رسى، چون من برعكس آن آيه عمل كرده‏ام، با گرز آتشين مرا مى‏زنند و مى‏گويند: اين آيات را براى شما فرستاده بوديم، چرا عمل نكرديد؟

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه