چرا شمر این جانباز جنگ صفین در رکاب امام علی علیه السلام در نهایت قاتل امام حسین علیه السلام شد؟!
«شمر بن ذیالجوشن ضبابی کلابی»، با کنیه «أبو السابغه» از افرادی است که دست خود را به خون امام حسین علیه السلام و یارانش آغشته کرد. در وصف ظاهری او گفتهاند که نشانههای بیماری برص در صورتش نمایان بود
امام حسین علیه السلام در واقعه کربلا، او را پسر زن بُزچران (یَا ابْنَ رَاعِیَةِ الْمِعْزَى) خطاب کرده است
با این حال، او به ظاهر از اشراف کوفه بود و به طور طبیعی در حوادث مرتبط با کوفیان، حضور داشت. در نهایت شمر توسط سپاهیان مختار کشته شد
حضور شمر در صفین و جانبازی او
شمر از افرادی بود که در جنگ صفین در سپاه امام علی علیه السلام حضور داشت. او نه تنها در سپاه امام بود، بلکه حتی در این جنگ جراحتهایی نیز برداشت. مجروح شدن شمر در این جنگ را بسیاری از منابع ذکر کردهاند :
مسلم بن عبدالله ضبابی گوید: «شمر نیز با ما [در سپاه امام علی علیه السلام] بود. ادهم بن محرز با وی مبارزه کرد و با شمشیر صورت شمر را زد. شمر نیز ضربتى به او زد اما ضربهاش اثرگذار نبود. پس شمر پیش یاران خویش بازگشت و آبى نوشید، آنگاه نیزهای گرفت و رجزخوان رفت و به ادهم حمله برد و با نیزه، ضربهای محکم به او وارد کرد و گفت: این ضربه من در مقابل آن ضربه تو
با این حال نمیتوان در مورد نیت شمر از حضور در سپاه امام علی علیه السلام با قطعیت صحبت کرد. صفین، جنگی میان سپاه شام و عراق بود، بنابراین، شاید او به جهت تعصبات قوم و قبیلهای در این جنگ شرکت کرده و حتی شاید به پیروزی امید داشته و حضور در این جنگ را در راستای منافع خود میدانست. البته این امکان را نیز نمیتوان دور از نظر داشت که او در آن مقطع، واقعاً و قلباً هوادار امام علی علیه السلام بوده، اما بعدها طوفان حوادث اثری از این دلدادگی باقی نگذاشت.
شمر و واقعه کربلا
به طور قطع و یقین، شمر در واقعه کربلا و در مخالفت با امام حسین علیه السلام نقشی بسیار برجسته داشت.
او هنگام بیعت کوفیان با مسلم بن عقیل، رویکرد تخریبی خود را آغاز کرد و در مقطعی همراه تعدادی دیگر، بر فراز بام آمده و خطاب به یاران مسلم بن عقیل میگفت: «اى مردم کوفه! از خدا بترسید و بر فتنهانگیزى شتاب مکنید و اتحاد این امت را از میان مبرید. سواران شام را به اینجا نکشانید که پیش از این مزه آنرا چشیدهاید و شوکت ایشان را آزمودهاید
پس از حضور امام حسین علیه السلام در عراق و در خواست بازگشت از طرف حضرتشان و اندک ملایمتی از طرف عمر بن سعد، این شمر بود که ابن زیاد را تحریک کرد تا خواسته امام حسین علیه السلام را رد کرده و امام را میان بیعت و جنگ در تنگنا قرار دهد
ابن زیاد، شمر را همراه نامهای به سمت عمر بن سعد فرستاد و دستور داد که یا از امام بیعت بگیرد و یا او را بکشد و اگر عمر بن سعد از این کار خودداری کرد، شمر جایگزین او و فرمانده سپاه کوفه گردد
در نهایت شمر فرمانده سمت چپ سپاه کوفه شدو در بسیاری از گفتارها و جدالهای لفظی شرکت داشته و در این بین، به امام حسین علیه السلام و سپاهیانش نیز اهانتهایی کرد
در برخی از نقلها، شمر کسی بوده که سر امام حسین علیه السلام را از تن جدا کرده است و حتی برخی از منابع این قول را مشهورتر دانستهاند
او پس از قتل امام حسین علیه السلام، فرمان کشتن امام سجاد علیه السلام - که در بستر بیماری قرار داشت - را نیز صادر کرد. مردى از اصحاب شمر گفت: سبحان الله! آیا باید جوان کم سن و سالى را که جنگ هم نکرده است بکشیم؟ در این هنگام عمر بن سعد دخالت کرده و گفت: متعرض این زنان و این بیمار نشوید
پس از واقعه کربلا، او تعدادی از سرها را به سمت کوفه برد همچنین ابن زیاد، او را به همراه تعدادی دیگر مسئول بردن اسرای کربلا به شام کرد و او از کسانی بود که اسراء را به شام، نزد یزید بردند
اما در اینکه چرا شمر - این جانباز جنگ صفین - به قتل امام حسین علیه السلام در کربلا دست زد، نکتهای قابل بررسی است. کشتن امام حسین علیه السلام، عملی نبود که شخصی بتواند با اندک گمراهی بدان دست بزند و یکروزه چنین رویکردی را برگزیند.
در این زمینه بد نیست که بدانیم او مدتها قبل از عاشورا و در زمان حکومت معاویه از فرهنگ شیعی فاصله گرفته بود و در همین راستا او از افرادی بود که با گزارشهای خود زمینه شهادت حجر بن عدی و یارانش را فراهم آورد
مدتی بعد او نقش اصلی را در شهادت امام حسین علیه السلام بر عهده داشت و البته همچنان خود را ظاهر الصلاح نشان داده و در صدد توجیه رفتار ظالمانه خود بود:
ابواسحاق سبیعی میگوید: «شمر همراه ما نماز میخواند و پس از نماز، دستانش را رو به آسمان گرفته و میگفت: خدایا! تو شریف هستی و شرافت را دوست داری، تو آگاهی که من شریف هستم! پس مرا ببخش! به او گفتم: چگونه خداوند تو را ببخشد در حالیکه در قتل پسر پیامبر صلی الله علیه و آله نقش داشتهای؟! گفت: وای بر تو! چه باید میکردیم؟! اینها(فرماندهان) دستوری به ما دادند و ما با آن مخالفت نورزیدیم. اگر با آنها مخالفت میکردیم، سرنوشتمان از شتران آبکش بدتر بود». بدیهی است که این بهانهها مجوّز انجام چنین جنایتی نبود و بنابر حدیث نبوی «لا طاعة فی معصیة الله» چنین اطاعتی مردود و باطل بود.
این عمل شمر نشان از این دارد که عمل صالح - حتی جانبازی در رکاب امام علی علیه السلام – به تنهایی نباید موجب غرور افراد شود؛ چون هیچ تضمینی در رستگاری دائمی فرد وجود ندارد. ایمان و اعتقاد شمر – حتی اگر از روی فهم و یقین هم بود – در نهایت مغلوب دنیاپرستی و منفعت طلبی او شد و به همین دلیل، او خواستههای نفسانی را بر خواست الهی مقدم داشت و به بدترین جنایت دست زد.
در قرآن نیز از اینگونه افراد یاد شده که پس از دیدن آیات و معجزات الهی، مجدد از شیطان پیروی کرده و در مسیر گمراهی قرار میگیرند:
«و خبر آن کسى را براى آنان بخوان که آیات خویش را بدو ارزانى داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پى او افتاد و از گمراهان شد
English