لطفا منتظر باشید

شاهراه عاقبت‌بخیری: چرا و چگونه آدمی نصیحت‌پذیر باشیم؟

شاهراه عاقبت‌بخیری: چرا و چگونه آدمی نصیحت‌پذیر باشیم؟
حتماً شما هم در اطرافیان‌تان کسانی را دیده‌اید که حاضر نیستند به هیچ قیمتی بپذیرند اشتباه کرده‌اند. انگار غرورشان پرده‌ای آهنین در برابر حرف‌های دلسوزانه دیگران کشیده است. در مقابل، کسانی هم هستند که از یک تذکر کوچک، متحول می‌شوند و گویی دنیایی برایشان روشن می‌شود. راز این تفاوت در کجاست و چه طور باید از دایرهٔ اول به قلمرو دوم وارد شد؟

عناوین این مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

امیرالمؤمنین علی (ع) در جمله‌ای کوتاه و معجزه‌آسا، مسیر رستگاری را نشان می‌دهند: «مَنْ قَبِلَ النَّصِیحَةَ أَمِنَ الْفَضِیحَةَ» [۱]؛ «هر کس نصیحت را بپذیرد، از رسوایی در امان می‌مانَد.» بیایید در این مطلب، نقشهٔ راه «نصیحت‌پذیری» را با هم مرور کنیم؛ از بزرگ‌ترین مانع آن بگیریم تا اولین توقفگاه‌هایش.

۱. بزرگ‌ترین مانع نصیحت‌پذیری: «نفس خودبین»

پیش از هر چیز، باید دشمن درون را شناخت. چرا که تا دشمنِ خانه‌نشین را رام نکنیم، پذیرای هیچ پیامی از بیرون نخواهیم بود. قرآن کریم نیز نخست از «تعلیم» سخن می‌گوید و سپس از «تزکیه»؛ گویی تعلیم و آموختن (که بخش بزرگی از آن با شنیدن پند میسّر می‌شود) مقدمهٔ ضروری پالایش روح است. «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ» (جمعه: ۲).

امیرالمؤمنین (ع) هشدار می‌دهند: «بزرگ‌ترین دشمن تو، نفْسِ توست که در درونِ توست.» [۲] نفسی که خود را همه‌چیزدان و بی‌عیب می‌پندارد، درِ عقل و دل را به روی هر خیرخواهی می‌بندد. این خودبینی است که باعث می‌شود کلام دلسوزانهٔ نزدیکان، چون سنگ بر شیشهٔ غرورمان فرود آید و آن را خرد کند، نه آنکه نسیمی باشد که غبار از جانمان بزداید. تفاوت انسان با حیوان نیز شاید درست همین‌جاست: حیوان را باید با ترکه راند، اما انسان عاقل را یک «اشاره» برای راه‌یابی کافی است.

۲. اولین و دومین توقفگاه نصیحت

حال که ضرورت رام‌کردن این مانع درونی را درک کردیم، نوبت به آن می‌رسد که بدانیم اصلاً گوشِ جان را باید به چه کلامی سپرد.

توقفگاه نخست: پندهای بی‌عیب و نقص قرآن کریم

قرآن، «موعظهٔ» شفابخش الهی است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِی الصُّدُورِ» (یونس: ۵۷). امام علی (ع) در توصیفی هولناک از حال و روز بی‌پنداران، می‌فرمایند: «از موعظه‌های خدا پند بگیرید و از اندرزهایش بهره بجویید... قرآن پنددهنده‌ای است که نمی‌فریبد... هر گاه دیدید نظر و عملتان بر خلاف آن است، خود را متّهم کنید و خواسته‌هایتان را در برابر آن، نادرست بشمارید.» [۳]

قرآن کریم کسانی را که از این خوان گستردهٔ حکمت فرار می‌کنند، چنین به تصویر می‌کشد: گویی گورخرانی رمنده‌اند که از شیر می‌گریزند! (مدّثّر: ۴۹-۵۱). این تشبیه، عمق فاجعه را می‌رسانَد؛ فرار از پند، فرار از خودِ زندگی و سعادت است. بیاییم با «ورزش معنوی»ِ آیات، روحمان را برای شنیدن حقایق بزرگ‌تر آماده کنیم.

توقفگاه دوم: گوش‌جان‌سپاری به فرستادگان الهی و جانشینانشان

تاریخِ پیامبران، مشحون از پندهای دلسوزانه‌ای است که به دیوارهای لجاجت خورد. خداوند از قول هود نبی (ع) خطاب به قومش می‌فرماید: «وَأَنَا لَکُمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ» (اعراف: ۶۸)؛ «من برای شما خیرخواهی امین هستم.» اما نتیجه چه شد؟ تکذیب، استهزا و در نهایت، هلاکت. قصّهٔ قوم ثمود را به یاد بیاورید که صالح (ع) را «سِحرزده» خواندند (شعراء: ۱۵۳) و فردای آن، مرگ بر جانشان چنگ انداخت. این داستان‌ها هشداری است برای ما که مبادا از جانشینان بحقّ پیامبران – یعنی امامان معصوم (ع) – روی برتابیم.

۳. دو تیپ شخصیتی در برابر نصیحت: «اهل اشاره» و «اهل تشر»

حتماً شما هم این دو تیپ آدم را در زندگی‌تان تجربه کرده‌اید:

· تیپ اوّل: اهل اشاره. کافی است نگاهت کمی تغییر کند یا جمله‌ای کوتاه بشنود، تا دریابد مسیر را اشتباه رفته است. او «عقوبة العاقِلِ التَّلویح» [۴] را درک می‌کند؛ تنبیه خردمند، «اشاره» است، نه چوب و چماق. اینان کسانی‌اند که چراغ فطرتشان روشن است و دلشان آینه‌وار، زنگار را در یک اشاره می‌زداید.
· تیپ دوم: اهل تصریح و تشر. همان‌ها که امام علی (ع) در نامهٔ ۳۱ نهج‌البلاغه از آنان بر حذر می‌دارد: «وَلاَ تَکُونَنَّ مِمَّن لاَتَنْفَعُهُ العِظَةُ إِلاّ إِذَا بَالَغتَ فِی إِیلاَمِهِ» [۵]؛ «از کسانی مباش که پند، سودشان نبخشد مگر آنکه در آزردنشان مبالغه کنی.» اینان، پندِ نرم را نمی‌فهمند و چاره‌شان «تصریح» و گاه حتی سرزنش است: «عُقُوبَةُ الْجَاهِلِ التَّصْرِیحُ» [۶]؛ «تنبیه نادان، تصریح است.»

پرسش اینجاست: ما جزو کدام گروهیم؟ آیا به یک تذکّر از خواب غفلت می‌پریم، یا نیاز داریم تا کارد به استخوانمان برسد؟

۴. سه نیاز حیاتی مؤمن برای ماندن در مسیر

امام جواد (ع) در کلامی روشنگر، نقشهٔ راه رستگاری مؤمن را در سه گزینه خلاصه می‌فرمایند: «الْمُؤْمِنُ یَحْتَاجُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ: تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ، وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ» [۷]؛ «مؤمن نیازمند سه ویژگی است: توفیق از سوی خداوند، پنددهنده‌ای از درون خودش، و پذیرفتن [نصیحت] از کسی که او را اندرز می‌دهد.»

همچنین پیامبر گرامی اسلام (ص) جایگاه رفیع «نصیحت» را تا آنجا بالا می‌برند که تمام دینداری را در آن خلاصه می‌کنند: «الدِّینُ النَّصِیحَةُ» [۸]؛ «دین [یگانه]، خیرخواهی است.»

سخن آخر: زندگی، دارالپند است

زیستنِ آدمی، زنجیره‌ای از تجربه‌ها و پندهاست. عاقل، پیش از آنکه گردشِ زمانه زخمش بزند، از زخمِ دیگران عبرت می‌گیرد و گوش به پندِ خیرخواهان می‌سپارد.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «السَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ» [۹]؛ «خوشبخت، کسی است که با [دیدنِ سرنوشتِ] دیگران پند گیرد.» بپذیریم که سعادت ما در گروی فروتنی در برابر حقیقت است. بیاییم از امروز، «ورزشِ پندپذیری» را در برنامهٔ روزانهٔ جانمان بگنجانیم و پیش از آنکه دیر شود و تیرِ پند از کنار گوشمان بگذرد، هدف را در آغوش کشیم.

منابع 
[۱] غرر الحکم  ,  جلد۱  ,  صفحه۶۱۰ 
[۲] بحار الانوار، ج 67، ص 36
[۳] نهج‌البلاغه، ترجمهٔ محمد دشتی، خطبه ۱۷۶.
[۴] غررالحکم، ج 2، ص 501
[۵] نهج‌البلاغه، ترجمهٔ محمد دشتی، نامه ۳۱.
[۶] غررالحکم، ج 2، ص 501
[۷] الوافي  ,  جلد۲۶  ,  صفحه۲۸۴ 
[۸]اثبات الهداة  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۷۳ 
[۹] نهج‌البلاغه، ترجمهٔ محمد دشتی، حکمت ۸۶.
 
منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه