امام سجاد و واعظ دربار
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شویدمناظره امام سجاد علیهالسلام با حسن بصری
نقد عالمانه واعظی که خود به سخنانش عمل نمیکرد
حسن بصری یکی از چهرههای علمی و مذهبی قرن نخست هجری بود. بر اساس گزارشهای تاریخی، دستگاه حکومت بنیامیه از جایگاه مذهبی و نفوذ اجتماعی او برای توجیه برخی اقدامات و سیاستهای خود بهره میگرفت.
پیشبینی امام علی علیهالسلام درباره حسن بصری
در دوران حکومت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، حسن بصری جوانی نوپا بود. پس از پایان جنگ جمل و فتح بصره به دست سپاه امام، هنگامی که آن حضرت در میان هیاهوی مردم و انبوه جمعیت وارد شهر بصره میشد، جوانی را مشاهده کرد که قلم و لوحی در دست داشت و سخنان ایشان را یادداشت میکرد.
امام علی علیهالسلام با صدای بلند از او پرسید:
«چه میکنی؟»
حسن بصری پاسخ داد:
«سخنان و آثار شما را یادداشت میکنم تا پس از شما برای مردم بازگو کنم.»
در این هنگام، امیرالمؤمنین علیهالسلام سخنی هشداردهنده و قابلتأمل بیان فرمود:
«أَلا إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سامِرِیّاً، وَهذا سامِرِیُّ هذِهِ الْأُمَّةِ؛ أَما إِنَّهُ لا یَقُولُ لا مِساسَ، وَلکِنَّهُ یَقُولُ لا قِتالَ.»
یعنی:
«آگاه باشید که هر قومی سامریای دارد و این شخص، سامری این امت است؛ با این تفاوت که سامری زمان موسی میگفت: “با من تماس نگیرید”، اما او میگوید: “جنگ و مبارزه نکنید.”»
سامری همان کسی بود که در غیاب حضرت موسی علیهالسلام، بنیاسرائیل را به گوسالهپرستی فراخواند و گروهی از آنان را گمراه ساخت. در قرآن کریم آمده است که مجازات او این بود که پیوسته بگوید:
«لا مِساسَ»؛ یعنی «کسی با من تماس نگیرد.»
بر اساس سخن امیرالمؤمنین علیهالسلام، خطر حسن بصری در آن بود که با برخورداری از چهرهای مذهبی، مردم را از مبارزه با حکومت ستمگر بنیامیه بازمیداشت و آنان را به سکوت و کنارهگیری دعوت میکرد.
نقش حسن بصری در تثبیت حکومت بنیامیه
پیشبینی امام علی علیهالسلام درباره حسن بصری، در سالهای بعد آشکار شد. او با سخنان و فتواهای خود خدمات فراوانی به دستگاه بنیامیه کرد؛ تا آنجا که یکی از محققان گفته است:
«اگر زبان حسن بصری و شمشیر حجاج نبود، حکومت مروانی در همان گهواره زندهبهگور میشد.»
حسن بصری در مجالس وعظ خود، در برابر جمعیت فراوان مینشست و با مهارتی که در سخنوری داشت، مردم را به اطاعت و شکیبایی در برابر زمامداران دعوت میکرد. از جمله، چنین نقل میکرد:
«به زمامداران ناسزا نگویید؛ زیرا اگر نیکی کنند، برای آنان پاداش است و بر شما لازم است شکرگزاری کنید، و اگر بدی کنند، کیفر اعمال خود را خواهند دید و بر شما لازم است شکیبا باشید. آنان بلایی هستند که خداوند بهوسیله آنان از هرکس بخواهد انتقام میگیرد.»
همچنین از او نقل شده است که میگفت:
«اطاعت از پادشاهان بنیامیه واجب است، هرچند ظلم کنند؛ زیرا خداوند بهوسیله آنان اصلاحاتی انجام میدهد که از جنایاتشان بیشتر است.»
چنین دیدگاهی، عملاً مردم را به پذیرش ظلم و خودداری از مقابله با حاکمان ستمگر دعوت میکرد.
رویارویی امام سجاد علیهالسلام با حسن بصری
حسن بصری از چهرههای مذهبی مشهور دوران امامت حضرت علی بن الحسین، امام سجاد علیهالسلام، به شمار میرفت. امام چهارم علیهالسلام برای آشکار ساختن فاصله میان گفتار و کردار او، در مجلسی عمومی با وی به گفتوگو پرداخت.
روزی حسن بصری در سرزمین منا، در برابر جمعیت فراوانی مشغول وعظ و سخنرانی بود. امام سجاد علیهالسلام از آنجا عبور کرد. هنگامی که مجلس او را مشاهده فرمود، اندکی ایستاد و خطاب به حسن بصری گفت:
«لحظهای سکوت کن.»
سپس امام از او پرسید:
«آیا رفتار و اعمال تو در پیشگاه خداوند بهگونهای است که اگر فردا مرگ به سراغت بیاید، از عملکرد خود راضی باشی؟»
حسن بصری پاسخ داد:
«نه.»
امام فرمود:
«آیا تصمیم داری رفتار کنونی خود را ترک کنی و به اعمالی روی آوری که هنگام مرگ از آنها خشنود باشی؟»
حسن بصری اندکی سر به زیر انداخت. سپس سر برداشت و گفت:
«به زبان میگویم چنین تصمیمی دارم، اما در حقیقت چنین ارادهای در من نیست.»
امام سجاد علیهالسلام پرسید:
«آیا امید داری پس از حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله پیامبر دیگری بیاید تا با پیروی از او به سعادت برسی؟»
حسن بصری پاسخ داد:
«نه.»
امام پرسید:
«آیا امید داری جهان دیگری غیر از این جهان وجود داشته باشد تا در آنجا به وظایف و مسئولیتهای خود عمل کنی؟»
حسن بصری گفت:
«نه.»
استدلال کوبنده امام علیهالسلام
امام سجاد علیهالسلام در ادامه فرمود:
«آیا تاکنون کسی را دیدهای که از کمترین بهره عقل و شعور برخوردار باشد، اما وضعیتی مانند وضعیت تو را برای خود بپسندد؟ تو اعتراف میکنی که از رفتار و وضعیت کنونی خود راضی نیستی و در عین حال، تصمیمی جدی برای بیرون آمدن از این وضعیت نداری. همچنین نه به آمدن پیامبری دیگر امیدواری و نه جهانی جز این جهان را برای عمل کردن انتظار میکشی. با وجود چنین وضع تأسفباری، چگونه به وعظ و نصیحت دیگران مشغول شدهای؟»
استدلال استوار و سخنان روشنگرانه امام سجاد علیهالسلام، حسن بصری را چنان در برابر مردم درمانده ساخت که دیگر پاسخی برای گفتن نداشت.
هنگامی که امام از آن مجلس دور شد، حسن بصری از حاضران پرسید:
«این شخص چه کسی بود؟»
گفتند:
«او علی بن الحسین، امام سجاد علیهالسلام، بود.»
حسن بصری گفت:
«بهراستی که او از خاندان علم و دانش است.»
در این نقل آمده است که پس از این گفتوگو و رسوایی در برابر مردم، دیگر حسن بصری را ندیدند که مانند گذشته به موعظه مردم بپردازد.
پیامهای مناظره
این مناظره کوتاه، درسهای عمیقی در خود جای داده است. نخست آنکه انسان پیش از نصیحت دیگران، باید به اصلاح رفتار و کردار خود بپردازد. موعظهای که از عمل و صداقت تهی باشد، نهتنها تأثیر حقیقی ندارد، بلکه ممکن است به ابزاری برای فریب مردم و توجیه ظلم تبدیل شود.
دوم آنکه برخورداری از عنوان علمی و مذهبی، بهتنهایی نشانه حقانیت انسان نیست. چهبسا شخصی در ظاهر مردم را به زهد، صبر و دینداری فراخواند، اما سخنان او عملاً به سود حاکمان ستمگر و به زیان جامعه اسلامی تمام شود.
امام سجاد علیهالسلام با چند پرسش دقیق و حسابشده، حقیقتی بزرگ را آشکار ساخت: کسی که خود برای نجات و اصلاح خویش قدمی برنمیدارد، شایستگی ندارد در جایگاه هدایت و موعظه دیگران بنشیند.
منبع
علامه محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۰، ص ۱۴۶.
English