گیاه خواری یا گوشت خواری؟!
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شویدنخوردن گوشت حیوانات حلال گوشت مهرورزی به آنان؟!
نگاهی ساده به چرخهی حیات در طبیعت نشان میدهد که خوردن و خوردهشدن، بخشی جداییناپذیر از نظام زیستی است. بسیاری از جانوران گوشتخوار، بنا بر غریزهی خلقت، برای بقا از دیگر جانوران تغذیه میکنند. انسان نیز از آغاز آفرینش، از نعمت گوشت بهعنوان یکی از منابع مهم تغذیه بهره برده است. در واقع، مهرورزی واقعی، در درک حکیمانهی جایگاه انسان و حیوان در نظام آفرینش است، نه در مقابله با آن.
در شریعت اسلامی، حیوانات حلالگوشت، امانت خداوندند؛ اما نه برای نپروردن و نخوردن، بلکه برای مصرف آگاهانه، محترمانه و با رعایت حقوق آنها. اسلام نه تنها خوردن گوشت را مجاز دانسته، بلکه توصیه کرده که این کار با کمترین درد، با ذکر نام خدا، و در چارچوب اخلاقی و زیستمحیطی انجام شود. افراط در خوردن گوشت، همانقدر نکوهیده است که افراط در نخوردن آن. مهرورزی در این مسأله، یعنی در میانهروی، در احترام به نظم خلقت، و در بهرهمندی خردمندانه از آنچه خداوند حلال کرده است.
چرا نخوردن گوشت لزوماً مهرورزی نیست؟
شاید به نظر برسد که گیاهخواری مطلق، راهی برای پرهیز از کشتن حیوانات است؛ اما آیا بهراستی این انتخاب، بدون هزینه است؟ کشت گستردهی محصولات گیاهی صنعتی برای تغذیهی جهانی، خود موجب از بین رفتن جنگلها، نابودی زیستگاههای طبیعی، و کشتهشدن هزاران گونهی جانوری میشود. مهرورزی باید فراگیر باشد، نه انتخابگرانه.
از سوی دیگر، پرهیز از گوشت، اگر صرفاً بر پایهی احساسات باشد و نه بر پایهی شناخت، ممکن است انسان را از بدیهیات خلقت و نعمتهای الهی دور کند. ما موظف به ظلم نکردن هستیم، اما بهرهبرداری همراه با مسئولیت، ظلم نیست؛ بلکه بخشی از حکمت زندگی در زمین است. فرض کنید همه انسانها بخاطر رعایت حقوق حیوانات دست از خوردن گوشت بکشند، آیا این حیوان نهایتا یک یا دو سال بعد به صورت طبیعی و با پایان عمر خود، نخواهد مرد؟ همچنین اگر خوردن گوشت موجب پایمال شدن حقوق حیوانات است، آیا گیاهخواهری موجب پایمال شدن حقوق گیاهان نیست؟
نگاه اسلام به گوشتخواری
گیاهخواران اخلاقگرا اغلب معتقدند که چون حیوانات درد و آگاهی دارند، کشتن آنها برای خوراک بیرحمانه است. اما با توجه به اینکه اولا بشر در زندگی ناچار به استفاده از حیوانات است و به پروتئین حیوانی نیاز دارد و اینکه در طبیعت حیوان قویتر کوچکتر را به تسخیر در میآورد اسلام قوانینی را در جهت آزار کمتر حیوانات وضع کرده است. بدین صورت که اولاً هر حیوانی را حق ذبح و استفاده نداریم و همان حیوانات حلال گوشت نیز باید به میزان متعادل به مصرف رسند و دوم اینکه باید حیوان را آب داده و سیراب نماییم و سپس ذبح کنیم و مورد بعد اینکه ذبح باید با چاقوی بسیار تیز و با یک ضربه صورت پذیرد تا حیوان کمترین اذیت را ببیند همچنین باید نام خداوند سبحان را برد تا عده ای از روی تفریح و بی مبالاتی سراغ گرفتن جان حیوانات نروند و اگر بخواهند حیوان را ذبح کنند، بردن نام خدا باعث میشود که این افراد در کار خود فکر کرده و اگر از روی تفریح و این گونه امور هست از ذبح حیوان صرف نظر نمایند همچنین هنگامی که به روایاتی درباره میزان مصرف متعادل گوشت اشاره شده است نگاه میکنیم میبینیم میزان مورد نیاز بدن و سفارش شده در روایات این حجم از ذبح را توصیه نکرده است و این حجم استفاده روزانه از گوشت در تضاد با فرهنگ دینی و قلب انسانی و الهی است.
پس از دیدگاه فقه و اخلاق دینی و فلسفه طبیعت، مهم میزان و شیوهی بهرهبرداری است، نه اصل آن. زیرا اصل آن نیاز بشر و انسان میباشد. در اسلام، کشتار حیوانات تنها با احترام به جان آنها، ذکر نام خدا، و هدف مشخص (تغذیه، نه سرگرمی یا تفریح) مجاز است. این «قابلیت مصرف مسئولانه» بخشی از اخلاق زیستمحیطی اسلامی است. شخصی گیاهخوار بود، اما در پاسخ به کسی که با حالت تحقیر گفت: «من گوشت نمیخورم چون اخلاقیتر است»، گفت: «اگر برای برتریجویی این کار را میکنی، آن اخلاق نیست، آن خودخواهی است.»
در قرآن، حیوانات بهعنوان آیات خداوند معرفی شدهاند. در عین حال، خداوند بهرهبرداری از آنها را نعمت دانسته است. همانطور که در قرآن کریم اینگونه می خوانیم: « وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُون[1]؛ ودامها را كه براى شما در آنها [وسيله] گرمى و سودهاست آفريد، و از [محصولات لبنى و گوشتى] شان مىخوريد.» همچنین در آیه ای دیگر اینگونه به این مطلب اشاره شده است: « اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْكَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْكُلُون[2]؛ خداست كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا بر بعضى از آنها سوار شويد، و از [گوشت] بعضى از آنها بخوريد». امام علی (ع) در نهجالبلاغه توصیه به اعتدال در غذا دارد، نه پرهیز کامل از گوشت. روایاتی وجود دارد که افراط در گوشتخواری ناپسند شمرده شده، اما ترک کامل گوشت نیز ناپسند است، مگر از روی نیاز درمانی یا زهد خاص.
همچنین شریعت اسلامی، نه تنها حقوق حیوانات را نادیده نگرفته، بلکه پیش از هر چیز، انسان را موظف به رعایت حقوق حیوانات حتی پیش از ذبح کرده است. در زیر به نمونههایی از حقوق حیوانات در شریعت اشاره میشود.
از پیامبر رحمت و مهربانی(ص) اینگونه نقل شده است: «حیوان، شش حق بر صاحبش دارد: وقتی که پیاده شد، برای او علف بگذارد؛ هر وقت از آبی عبور کرد، درنگ کند و آب را به او نشان دهد؛ به صورتش نزند؛ زیرا که تسبیح پروردگار می گوید؛ پشت او را چون مجلس و مبلمان و جایگاه برای سخنرانی نکند؛ مگر در راه خدا؛ بیش از توان، بارش نکند؛ بیش از قدرت و طاقت از او سواری نگیرد و نخواهد»[3] همچنین در روایتی دیگر از رسول گرامی اسلام نقل شده است: « گوشت زیاد خوردن، دل را سخت میکند.»[4] یا در روایتی یا در روایتی دیگر گفته شده است که اخلاق را بد میکند[5]. و از امیرالمومنین(ع) اینگونه توصیه شده است: « لا تجعلوا بطونكم مقابر الحيوان؛[6] شکمهايتان را طورستان حيوانات قرار ندهید.» همچنین در روایتی دیگر امام صادق(ع) درباره اعتیاد به مصرف گوشت اینگونه از امیرالمومنین (ع) نقل کردهاند که: « كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْرَهُ إِدْمَانَ اللَّحْمِ وَ يَقُولُ إِنَّ لَهُ ضَرَاوَةً كَضَرَاوَة الخمر[7]؛ علی(ع) اعتیاد به خوردن گوشت را بد میشمرد و آن را اعتیادی چون اعتیاد به شراب میدانست.»
پس خوردن گوشت، اگر با رعایت حق حیات و کرامت حیوان همراه باشد، نه تنها ظلم نیست، بلکه بهرهبرداری حکیمانه از طبیعت به شمار میرود. شریعت مصرف گوشت را مجاز و گاه مستحب دانسته، اما هرگونه رفتار غیرانسانی با حیوانات را شدیداً نهی کرده است.
اثرات ترک گوشتخواری بر انسان و طبیعت
انسان از لحاظ زیستی و فیزیولوژیکی یک موجود همهچیزخوار (omnivore) است. سیستم گوارش انسان، ساختار دندانها و نیاز به برخی مواد مغذی مانند ویتامین B12، آهن هم، و امگا-3 بلندزنجیر (EPA و DHA ) که عمدتاً در منابع حیوانی یافت میشوند، نشان میدهد که رژیم طبیعی انسان شامل گوشت است. پرهیز مطلق از گوشت، اگر با آگاهی تغذیهای و جبران کامل مواد مغذی همراه نباشد، میتواند منجر به کمخونی، ضعف سیستم ایمنی، و حتی مشکلات عصبی شود.
همچنین این که برخی تصور میکنند گیاهخواری به نفع طبیعت است، امری غلط میباشد زیرا اوّلا کشت صنعتی گیاهان نیز با تخریب جنگلها، استفاده از آفتکشها، نابودی خاک، و از بینبردن زیستگاه حیوانات همراه است. دوم اینکه برای تولید یک کیلو سویا یا آووکادو، گاه هزاران لیتر آب مصرف میشود. در حالی که دامداری سنتی در روستاها، مصرف منابع بهمراتب کمتری دارد. بنابراین، صرف گیاهخواری مساوی نجات محیطزیست نیست. نجات طبیعت با تولید و مصرف متعادل، محلی، و اخلاقمدار ممکن است.
در ستایش تعادل
مهرورزی با حیوانات، در رفتار بیرحمانه با آنها، در پرورش بیدرد، در نگهداری سالم، و در بهرهبرداری متعادل و شکرگزارانه از نعمت آنهاست؛ نه در انکار گوشت، نه در افراط در مصرف آن، بلکه در زیستن با درک عمیق از امانتداری زمین و موجوداتش. مهرورزی با حیوانات، باید همراه با آگاهی، حکمت و عدالت زیستی باشد؛ نه احساسات یکسویه و رفتارهای نمایشی. نخوردن گوشت حیوانات حلالگوشت، اگر از سر مهرورزی باشد، قابل احترام است؛ اما اگر با احساس برتری اخلاقی، قضاوت دیگران، یا از سر ناآگاهی از طبیعت زیستمحیطی و ساختار بدن انسان باشد، ممکن است خود به نوعی افراط یا تحریف در مهرورزی تبدیل شود. مهرورزی، درک درست جایگاه انسان در چرخهی زندگی است؛ نه انکار آن. پس بر اساس حکم قرآن، روایات و عقل بهتر است تعادل در مصرف شعار و سرلوحه باشد نه افراط یا تفریط.
[1] نحل(16): 5.
[2] غافر(40): 79.
[3] الجعفریّات، ص85؛ دعائم الإسلام، ج1، ص347؛ الخصال، ج1، ص330.
[4] بحارالانوار، ج59، ص294.
[5] بحارالأنوار، ج53، ص326.
[6] شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)، ج1، ص26.
[7] بحارالانوار، ج63، ص69، ح57.
English