راه و رسم «محبوب» خدا شدن
رضایت الهی امری نسبی است؛ به این معنا که هرکس به اندازهٔ ظرفیت وجودی، ایمان، معرفت و خلوص خود از آن بهرهمند میشود. خداوند از چهارده معصوم (ع) راضی است، چنانکه از یاران باوفایی چون سلمان، ابوذر و مقداد نیز راضی و خشنود است. اما راز و رمز جلب این رضایت چیست؟ در ادامه با ما همراه باشید تا با بررسی آیات نورانی قرآن کریم، نقشهٔ راه «محبوب خدا شدن» را مرور کنیم.
1. نقشهٔ راه رسیدن به «رضوان الهی» در قرآن
خداوند متعال در بیش از سی آیه از قرآن کریم، به موضوع رضایت و خشنودی خود پرداخته و معیارهای آن را بیان فرموده است. با نگاهی جامع به این آیات، میتوانیم یک «نقشهٔ راه» کامل برای جلب رضایت الهی ترسیم کنیم. بر اساس آیات قرآن، «رضوان خدا» شامل کسانی میشود که این ویژگیها را در خود پرورش دهند:
1. ایمان راسخ به خدا و روز قیامت: ایمان، زیربنای تمام اعمال نیک است. ایمان به خدا و معاد، به زندگی انسان جهت میدهد و انگیزهٔ حرکت در مسیر بندگی را در او زنده نگه میدارد.
2. هجرت فیسبیلالله: کسانی که برای حفظ دین و اعتقادات خود، از خانه و وطن خویش دل میکنند و هجرت مینمایند. این هجرت میتواند فیزیکی یا به معنای دلکندن از تعلقات دنیوی باشد که مانع بندگی میشود.
3. جهاد با مال و جان: کسانی که با تمام داراییهای مادی و معنوی خود، در راه خدا جهاد میکنند. این جهاد، از مبارزه با نفس امّاره گرفته تا دفاع از کیان اسلام و مسلمین را شامل میشود.
4. پیروی از رسول خدا و اهلبیت عصمت و طهارت (ع): این شرط، مهمترین و کلیدیترین حلقهٔ اتصال به رضایت الهی است. پیروی محض از پیامبر اکرم (ص) و جانشینان معصوم ایشان، تضمینکنندهٔ حرکت در مسیر مستقیم الهی است؛ چنانکه خداوند میفرماید: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» ؛ «بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد[1]»
5. صدق و راستی در گفتار و کردار: مومن حقیقی کسی است که ظاهر و باطن، و گفتار و رفتارش با هم یکی باشد و از هرگونه دروغ، نفاق و دورویی به دور باشد. خداوند وعده داده است که «قَالَ اللَّهُ هَذَا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ» ؛ «این روزی است که راستگویان از راستگویی خود سود میبرند[2]»
2. تقواپیشگان و شش خصلت طلایی برای جلب رضایت خدا
تقوا، یعنی پروا داشتن از خدا و رعایت حدود الهی در همهٔ امور، بهویژه حقالناس. اما تقوا نیز مانند ایمان، دارای درجاتی است. قرآن کریم، رضایت ویژهٔ خود را متوجهٔ تقواپیشگانی میکند که شش خصلت ممتاز را در وجود خود نهادینه کردهاند. این اوصاف که برگرفته از آیات 15 تا 17 سورهٔ آلعمران است، گنجینهای از معارف برای پویندگان راه حق است:
1. احساس مسئولیت و خشیت از عذاب الهی: آنان در برابر گفتار و کردار خود به شدت احساس مسئولیت میکنند، از عواقب گناهان خویش بیمناکند و پیوسته با خدای خود راز و نیاز میکنند و میگویند: «پروردگارا! ما ایمان آوردهایم؛ پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش رهایی بخش[3]»
2. صبر و استقامت: آنان صبر را در طاعت خدا، دوری از لذتهای نامشروع حرام، و تحمل مصائب و مشکلات زندگی پیشهٔ خود ساختهاند و هرگز در برابر سختیها زانو نمیزنند.
3. صدق در گفتار و کردار (درستی و پاکی): آنان از دروغ، نفاق، تقلب و خیانت به دورند و همواره بر سر عهد و پیمان خود با خدا و مردم ایستادهاند.
4. خضوع و فروتنی در پیشگاه خداوند: آنان در مقام بندگی، در نهایت خضوع و فروتنی در برابر عظمت الهی قرار میگیرند و این خشوع، در تمام شئون زندگیشان جاری است.
5. انفاق با شوق و رغبت از مال و جان: آنان از آنچه خدا به ایشان عطا کرده، با شوق و رغبت انفاق میکنند و جان و مال خود را سرمایهٔ راه بندگی میدانند.
6. استغفار در سحرگاهان: آنان سحرخیزانی هستند که دل از دنیا کنده و در آن هنگام که دیگران در خواب غفلتاند، به یاد خدا برمیخیزند و با تضرع و زاری در پیشگاهش به استغفار و طلب آمرزش میپردازند[4]»
3. در محضر قرآن: الگویی از جلب رضایت الهی
قرآن کریم برای آنکه این مفاهیم، ملموستر و دستیافتنیتر شوند، الگوهای عینی و شایستهای را به ما معرفی میکند. یکی از این الگوهای درخشان، حضرت اسماعیل (ع) است. خداوند در و
صف ایشان میفرماید:
«وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِیّاً * وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاَةِ وَ الزَّکَاةِ وَ کَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً»
«و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن؛ او که در وعدههایش صادق و پیامبری فرستادهشده بود. و همواره خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان میداد و همواره نزد پروردگارش مورد رضایت بود[5]»
«صادقالوعد» بودن و توجه به خانواده، دو کلید طلایی برای جلب رضایت خاص خداوند هستند.
4. حزباللهی شو تا خدا از تو راضی گردد!
یکی از کلیدیترین مفاهیم قرآنی برای رسیدن به رضایت خدا، «حزباللهی» شدن است. خداوند در قرآن کریم، جامعه را به دو جبههٔ «حزبالله» و «حزبالشیطان» تقسیم کرده است. مرز این دو گروه، چیزی جز «ولایت» نیست.
قرآن در توصیف حزباللهیان میفرماید:
1. ایمان عمیق: خداوند خط ایمان را بر صفحهٔ دلهایشان نوشته است و روحالقدس، آنان را تأیید و تقویت میکند.
2. ولایتپذیری محض: ویژگی بارز و ممتاز آنان، سرسپردگی به ولایت خداست. قرآن پس از بیان آیهٔ ولایت، نتیجهگیری میکند: «وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» (مائده: 56)؛ «و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی [چون علی بن ابیطالب] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند] و یقیناً حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند[6]»
3. تولّی و تبرّی: آنها محبتها و دشمنیهایشان را برای خدا خالص کردهاند. چنانکه امام صادق (ع) میفرمایند: «کسی که برای خدا دوست بدارد، برای خدا دشمنی کند، و برای خدا ببخشد، ایمانش کامل است[7].» قرآن در سورهٔ ممتحنه نیز صریحاً هشدار میدهد که اگر برای رضای خدا هجرت و جهاد کردید، پس هرگز با دشمنان خدا و دشمنان خودتان طرح دوستی نریزید[8].
پس رضایت خدا در گروی مرزبندی شفاف ایمانی و قرار گرفتن در صف «حزبالله» است.
5. مدرسهٔ بندگی: راهکارهای عملی برای جلب رضایت پروردگار
برای آنکه این معارف بلند قرآنی را به صورت عملی در زندگی خود پیاده کنیم، خوب است با چند راهکار کلیدی آشنا شویم:
- شکر نعمت: نعمتهای الهی، مادی و معنوی، امانتهایی در دست ما هستند. قدردانی از این نعمتها (شکر) و استفادهٔ صحیح از آنها در مسیر بندگی، موجب جلب رضایت الهی میشود. خداوند میفرماید: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ» (ابراهیم: 7)؛ «و هنگامی که پروردگارتان اعلام کرد که اگر شکر گزاری کنید، [نعمت خود را] بر شما خواهم افزود[9].» در مقابل، کفران نعمت، موجب ناخشنودی خدا میگردد.
- استغفار سحرگاهی: همانطور که در صفات متقین بیان شد، راز و نیاز و طلب آمرزش در دل شب، جایگاه ویژهای نزد خدا دارد و دل را صیقل میدهد.
- انفاق و دستگیری از نیازمندان: بخشش مال و دستگیری از فقرا، نهتنها از مال نمیکاهد، بلکه یکی از محبوبترین اعمال نزد خداوند است و موجبات نزول رحمت و برکت را فراهم میکند.
- امر به معروف و نهی از منکر: مؤمنان نسبت به سلامت جامعهٔ خود بیتفاوت نیستند. آنان با زبان نرم و رفتار درست، به نیکیها دعوت و از بدیها بازمیدارند. قرآن کریم یکی از دلایل رضایت خداوند از مؤمنان را همین روحیهٔ مسئولیتپذیری اجتماعی میداند[10].
- یاد خدا (ذکر): ذکر خدا، تنها گفتن تسبیح و تهلیل نیست؛ بلکه به یاد خدا بودن در تمام لحظات زندگی، و سنجیدن اعمال با معیار رضایت اوست. همان یاد و ذکری که دلها را آرام میکند و انسان را به مقام رضا میرساند. قرآن میفرماید: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[11]».
6. میدان سخت آزمون: رضایت خدا را در روزهای دشوار جستوجو کن!
ارزش انسان مؤمن، در روزهای سخت و بحرانی آشکار میشود. صف حقیقی حزبالله از صف منافقان و عافیتطلبان، در میدانهایی مشخص میشود که نیاز به بذل جان و مال است.
قرآن کریم در سورهٔ آلعمران، پس از آنکه اطاعت از رهبری را محور جلب رضایت خدا معرفی میکند، به نکتهٔ ظریفی اشاره میکند: آنان که در روزهای سخت جنگ، با تحلیلها و بهانههای واهی، خود را از صحنه کنار میکشیدند، هرگز نمیتوانند ادعا کنند که خدا از آنها راضی است. رضایت خدا از آنِ مجاهدانی است که با وجود زخمهای کاری و ضربات کمرشکن از دشمن، سست نشدند، از تحلیلهای ترسوهای سستایمان نهراسیدند، و ایمانشان قویتر و در استمرار راهشان مقاومتر شدند[12].
7. آرامش نهایی: از «عبد» تا «مُطمئنّه» و مقام رضایت متقابل
آخرین سخن آنکه تا انسان به مقام «عبودیت و بندگی محض» نرسد، نمیتواند به آن نقطهٔ اوج که «رضایت متقابل» خدا و بنده است، نائل گردد. این همان مقام «نفس مطمئنه» است که در سورهٔ فجر به آن بشارت داده شده است:
«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً»
«ای جان آرامیافته! به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که تو از او خشنودی و او از تو خشنود است[13]
تحصیل این مقام رفیع نیز جز با «ذکر عملی خداوند» میسر نیست؛ همان که قرآن کریم فرمود: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». پس بیاییم دلهایمان را با یاد او آرام کنیم و رضایت او را در زندگیمان جاری سازیم.
English