قرآن؛ نور روزهای سخت و معیار راه
عناوین این مقاله
با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شویدقرآن در نگاه معصومان(ع)؛ نوری برای زندگی و راهی تا آخرت
مقدمه
وقتی مسیر زندگی پیچیده میشود، انسان بیش از هر چیز به یک معیار مطمئن نیاز دارد؛ معیاری که فقط در روزهای آرام به کار نیاید، بلکه در تاریکی تردیدها، لغزشها، فتنهها و انتخابهای دشوار نیز راه را نشان دهد.
در روایاتی که از پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) نقل شده، قرآن دقیقاً با چنین جایگاهی معرفی میشود. قرآن در این نگاه، تنها کتابی برای تلاوت یا مجموعهای از تعالیم نظری نیست؛ بلکه نور، راهنما، پناهگاه، عامل نجات و راهی برای پیوند دادن زندگی دنیا با سرانجام آخرت است.
از همین رو، احترام واقعی به قرآن نیز تنها در نگهداری محترمانه یا تلاوت آن خلاصه نمیشود. جایگاه حقیقی قرآن زمانی در زندگی انسان آشکار میشود که آیات آن وارد اندیشه، انتخاب و رفتار او شوند.
چرا قرآن چنین جایگاه بزرگی دارد؟
در متن مورد بحث، عظمت قرآن از محتوای بیمانند آن سرچشمه میگیرد. قرآن کلام الهی و کتاب هدایت انسان است؛ کتابی که حقایق اساسی مورد نیاز انسان را بیان میکند، میان حق و باطل تمایز میگذارد و مسیر سعادت دنیا و آخرت را نشان میدهد.
این کتاب همچنین انسان را با سرگذشت صحیح گذشتگان، حقیقت قیامت و واقعیتهای مربوط به وجود خود و جهان پیرامونش روبهرو میکند.
بنابراین، بزرگداشت قرآن فقط احترام گذاشتن به یک کتاب مقدس نیست. اگر قرآن برای هدایت آمده است، مهمترین شکل قدردانی از آن نیز شناخت، فهم و عمل به هدایت آن خواهد بود.
در همین چارچوب است که روایات معصومان(ع) از قرآن با تعابیری بسیار بلند یاد میکنند؛ تعابیری که هر کدام بخشی از نقش این کتاب در زندگی انسان را روشن میسازد.
قرآن؛ راه خروج از گمراهی و تاریکی
در روایتی از رسول خدا(ص)، مجموعهای از آثار قرآن با عباراتی کوتاه اما عمیق بیان شده است:
«الْقُرْآنُ هُدًى مِنَ الضَّلَالَةِ... وَ نُورٌ مِنَ الظُّلْمَةِ... وَ عِصْمَةٌ مِنَ الْهَلَكَةِ...»[1]
در این روایت، قرآن بهعنوان هدایتکننده از گمراهی، روشنگر کوردلی، عامل رهایی از لغزش، نور در برابر تاریکی و نگهدارنده انسان از هلاکت معرفی میشود.
این تعبیرها نشان میدهد هدایت قرآنی فقط به دانستن چند حکم یا مفهوم محدود نیست. انسان ممکن است در زندگی با موقعیتهایی روبهرو شود که تشخیص راه درست دشوار باشد؛ زمانی که عادت، خواسته شخصی، فشار محیط یا آشفتگی فکری قدرت تصمیمگیری او را کاهش میدهد. در چنین شرایطی، داشتن یک معیار روشن میتواند مانع گم شدن مسیر شود.
پیامبر اکرم(ص) در ادامه همین روایت، قرآن را وسیلهای برای شناخت فتنهها و پلی برای حرکت از دنیا به آخرت معرفی میکند و میفرماید کمال دین در آن قرار دارد.
پس قرآن از این منظر، کتابی جدا از زندگی نیست؛ بلکه قرار است در دل زندگی حضور داشته باشد و در تشخیص مسیر، انسان را یاری کند.
نوری که باید با آن زندگی کرد
در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص)، قرآن با چند تعبیر بسیار گویا وصف شده است:
«إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ هُوَ النُّورُ الْمُبِينُ، وَ الْحَبْلُ الْمَتِينُ، وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقىٰ...»[2]
قرآن «نور آشکار»، «ریسمان استوار» و «دستگیره محکم» معرفی میشود. این تعبیرها یک پیام مشترک دارند: انسان برای عبور مطمئن از مسیر زندگی نیازمند چیزی است که هم راه را روشن کند و هم بتوان به آن تکیه کرد.
اما بخش مهمتر روایت، جایی است که از رابطه انسان با قرآن سخن میگوید.
بر اساس این روایت، کسی که از نور قرآن بهره بگیرد، نورانی میشود؛ کسی که امور زندگی خود را با قرآن پیوند دهد، از مهلکهها حفظ میشود؛ کسی که به آن تمسک جوید، نجات مییابد و کسی که از احکام آن جدا نشود، به مرتبهای بالاتر میرسد.
در این بیان، قرآن یک حقیقت دور از دسترس نیست. سخن از پیوند دادن زندگی با قرآن است.
تفاوت بزرگی وجود دارد میان اینکه قرآن در خانه انسان حضور داشته باشد و اینکه در زندگی او حضور داشته باشد. ممکن است کتاب در دسترس باشد، اما هنگام انتخاب میان درست و نادرست، خواستههای شخصی معیار تصمیم شوند. ممکن است آیات خوانده شوند، اما در رفتار اجتماعی، اخلاق خانوادگی یا برخورد با دیگران اثری از آنها دیده نشود.
روایت، انسان را به رابطهای عمیقتر دعوت میکند: قرآن باید از یک متن خواندنی به یک معیار عملی تبدیل شود.
قرآن و درمان دردهای معنوی
یکی دیگر از تعبیرهای همان روایت، معرفی قرآن بهعنوان «الشفاء الأشفى»؛ یعنی برترین و کاملترین شفا است.
در ادامه نیز آمده است که هر کس به وسیله قرآن برای درمان دردهای معنوی خود شفا بخواهد، خداوند او را درمان میکند.
در این چارچوب، بیماری انسان فقط بیماری جسم نیست. انسان میتواند گرفتار سردرگمی، انحراف، غفلت یا ضعفهای اخلاقی شود. قرآن برای چنین انسانی صرفاً اطلاعات تازه فراهم نمیکند، بلکه مسیر اصلاح را نیز پیش روی او میگذارد.
البته این درمان زمانی معنا پیدا میکند که رابطه با قرآن از حد شنیدن و خواندن فراتر رود. نسخهای که هرگز به آن عمل نشود، تغییری در زندگی ایجاد نمیکند. هدایت قرآن نیز زمانی در وجود انسان اثر میگذارد که پذیرفته شود و رفتار او را جهت دهد.
از همین رو در روایت آمده است که کسی که قرآن را بر غیر آن ترجیح دهد، به هدایت میرسد و کسی که آن را پیشوای خود قرار دهد و به آن تکیه کند، به سوی زندگی سالم و نعمتهای الهی هدایت خواهد شد.
در قیامت از رفتار ما با قرآن پرسیده میشود
جایگاه قرآن تنها به زندگی این دنیا محدود نمیشود. در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص)، سخن از صحنهای در قیامت است:
«أَنَا أَوَّلُ وَافِدٍ عَلَى الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ كِتَابُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِي...»[3]
پیامبر(ص) میفرماید در قیامت، او و کتاب خدا و اهلبیتش حضور مییابند و سپس از امت درباره رفتارشان با کتاب خدا و اهلبیت سؤال میشود:
«مَا فَعَلْتُمْ بِكِتَابِ اللّٰهِ وَ بِأَهْلِ بَيْتِي؟»
با کتاب خدا و اهلبیت من چه کردید؟
این پرسش، نگاه انسان به قرآن را تغییر میدهد. مسئله فقط این نیست که چند بار قرآن خواندهایم؛ پرسش عمیقتر این است که با قرآن چه کردهایم؟
آیا آن را شناختیم؟ آیا اجازه دادیم در افکار و انتخابهای ما اثر بگذارد؟ آیا هنگام تعارض میان خواستههای خود و راهنماییهای الهی، قرآن را معیار قرار دادیم؟
در این نگاه، رابطه با قرآن یک مسئولیت است؛ مسئولیتی که آثار آن از محدوده زندگی دنیا فراتر میرود.
قرآن؛ چراغی برای شبهای تاریک زندگی
امام علی(ع) نیز قرآن را راهنمای انسان در همه ساعات زندگی معرفی میکند:
«اِعْلَمُوا أَنَّ الْقُرْآنَ هُدَى اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ نُورُ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ...»[4]
بدانید قرآن در شب و روز راهنمای شماست و در شب تاریک، نور شما خواهد بود.
زندگی همیشه روشن و قابل پیشبینی نیست. گاهی انسان با دشواریهایی روبهرو میشود که راه آینده را نمیبیند. گاهی فشارهای زندگی آنقدر زیاد میشود که حتی تشخیص اولویتها دشوار میگردد.
در چنین فضایی، تعبیر «نور» معنای روشنی پیدا میکند. نور مشکل را بهجای انسان حل نمیکند، اما کاری اساسیتر انجام میدهد: راه را قابل دیدن میکند.
قرآن نیز در این نگاه، انسان را از همه سختیهای طبیعی دنیا جدا نمیکند؛ بلکه به او امکان میدهد در میان دشواریها راه خود را گم نکند.
وقتی حفظ دین از مال و جان مهمتر میشود
امام علی(ع) در ادامه همان روایت، مسئله را به نقطهای بسیار جدیتر میرساند. ایشان میفرماید اگر بلایی پیش آمد، نخست مال خود را سپر جانتان قرار دهید؛ اما اگر مسئله به جایی رسید که دین در خطر بود، جان خود را برای حفظ دین قرار دهید.
سپس معیار واقعی زیان را چنین بیان میکند:
«فَاعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ، وَ الْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ»
هلاکشده واقعی کسی است که دینش نابود شده باشد و غارتشده واقعی کسی است که دین او را از او گرفته باشند.
این سخن، ارزشگذاری معمول انسان را به چالش میکشد. ما معمولاً خسارت را با از دست دادن مال، موقعیت یا آسایش میسنجیم؛ اما در این نگاه، بزرگترین زیان آن است که انسان سرمایه معنوی و مسیر هدایت خود را از دست بدهد.
مال از دسترفته ممکن است دوباره به دست آید و بسیاری از دشواریهای دنیا ممکن است روزی پایان یابند، اما مسئله سرنوشت انسان چیزی نیست که بتوان آن را در کنار زیانهای عادی زندگی قرار داد.
احترام واقعی به قرآن چیست؟
با کنار هم قرار دادن این روایات، میتوان دریافت که بزرگداشت قرآن چند لایه دارد.
احترام ظاهری به قرآن ارزشمند است، اما مقصود نهایی در همین مرحله متوقف نمیشود. قرآنی که «هدایت»، «نور»، «ریسمان استوار» و «شفا» معرفی شده، برای اثر گذاشتن بر زندگی انسان نازل شده است.
بنابراین میتوان گفت احترام عمیقتر به قرآن آن است که انسان بکوشد آن را بفهمد، در برابر هدایت آن پذیرش داشته باشد و در زندگی از آن فاصله نگیرد.
اگر قرآن راهنماست، باید هنگام انتخاب راه به آن مراجعه کرد. اگر نور است، باید در تاریکیهای فکری و اخلاقی از روشنایی آن کمک گرفت. اگر ریسمان استوار است، باید در شرایط لغزنده زندگی به آن چنگ زد. و اگر معیار حق و باطل است، باید اجازه داد داوری آن بر تمایلات و خواستههای شخصی مقدم شود.
در چنین رابطهای، قرآن دیگر تنها کتابی در قفسه یا متنی برای مناسبتهای خاص نخواهد بود؛ بلکه بخشی از زندگی فکری و معنوی انسان میشود.
جمعبندی
روایات پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) در این متن، تصویری روشن از جایگاه قرآن ارائه میکنند: قرآن برای هدایت آمده است؛ برای روشن کردن راه، نجات از لغزش، درمان دردهای معنوی و رساندن انسان از زندگی دنیا به سعادت آخرت.
این جایگاه بلند، مسئولیت انسان در برابر قرآن را نیز سنگینتر میکند. رابطه مطلوب با قرآن تنها به تلاوت محدود نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که انسان از نور قرآن برای دیدن راه استفاده کند و آن را در تصمیمها و رفتار خود به رسمیت بشناسد.
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که این روایات پیش روی هر خواننده میگذارند همان پرسشی باشد که در روایت پیامبر(ص) برای روز قیامت بیان شده است: ما با کتاب خدا چه کردهایم؟
پاسخ این پرسش بیش از آنکه با سخن گفته شود، در شیوه زندگی هر انسان نوشته میشود.
برگرفته از تفسیر حکیم
منابع
English