خداى منزه، چنان که تمام موجودات عالم را منزه از عیب و نقص آفرید و دست قدرت معیوب کردن را از همه موجوداتى که خود را معیوب کنند، قطع کرد و دست قدرت به کمال رساندن موجودات را به واسطه خود موجودات از موجودات گرفت، انسان را هم بىعیب آفرید، چون خودش خالق بىعیب و نقص است :« سُبْحَانَ الَّذِى خَلَقَ الاْءَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الاْءَرْضُ وَمِنْ اَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لاَ یَعْلَمُونَ »6.منزّه [ از هر عیب و نقصى ]است آنکه همه زوجها را آفرید از آنچه زمین مىرویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمىدانند .
« یُسَبِّحُ للّهِِ مَا فِى السَّمواتِ وَمَا فِى الاْءَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ »7.آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است ، خدا را [ به پاک بودن از هر عیب و نقصى ]مىستایند ، خدایى که فرمانرواى هستى و بىنهایت پاکیزه و تواناى شکستناپذیر و حکیم است .ولى انسان بىعیب و نقص را نمونه خودش در قدرت و اراده قرار داد، به او اراده آزاد داد تا بتواند خودش را با تصمیم و ارادهاش، به کمالى که شایسته آن است، برساند و کمال شایسته انسان، تنها رسیدن به لقاى حق است. این کمال از همه کمالاتش برتر است. رسیدن به جایى که میان او و وجود مقدّسش در مقام نورى، حجابى باقى نماند ؛ البته هر کسى به اندازه استعداد و ظرفیتى که دارد. سلمان به اندازه استعداد خودش، پیامبران و اولیاى خدا به اندازه استعدادى که دارند، ما هم به اندازه استعدادى که داریم.