پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 نعمت زمين

نعمت زمين

قرآن عزيز در بسيارى از آيات ، مسئله زمين و منافع بى‏شمارى كه براى موجودات زنده ، به‏خصوص انسان دارد ، مطرح كرده و زمين را يكى از بزرگ‏ترين نعمت‏هاى حضرت حق دانسته .  الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالْسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّـمَرَاتِ رِزْقاً لَكُمْ  .
آن پروردگارى كه زمين را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان ، آبى [ مانند برف و باران ] نازل كرد و به وسيله آن از ميوه‏هاى گوناگون ، رزق و روزى براى شما بيرون آورد .
اگر كسى بخواهد همين يك آيه را موشكافى كند ، به اين معنى كه مسئله باران و كليه ميوه‏ها و سبزيجات و داروهايى كه به وسيله آن از زمين مى‏رويد توضيح دهد ، از هزار مجلد كتاب تجاوز مى‏كند . قرآن مجيد ، مسائل زيادى را ذكر مى‏كند ، تحقيق و كشف اسرار و رموز آن مسائل برعهده خود انسان است .
وقتى انسان به كتبى كه درباره زمين و خاك و كوه و معادن و كتبى كه درباره ميوه‏ها و سبزيجات و حبوبات و داروهاى گياهى نوشته شده مراجعه مى‏كند به جهان‏هاى بهت‏آور و اعجاب انگيزى برمى‏خورد و بى‏اختيار در برابر حضرت حق تعالى خود را مكلّف و موظّف مى‏بيند كه سر عبادت و پرستش به خاك بسايد . با ارزش‏ترين و سودمندترين مادّه زمين چيست ؟ شايد فكر كنيد طلا يا نقره يا فلز ديگرى باشد كه به صورت معادن وسيع موجود است ، محققا اين فلزات بسيار مفيدند و ما بدون آنها در زحمت خواهيم افتاد ؛ اما بيش‏تر ثروت و منفعت ما در خاك است . موجودات زنده براى بقاى خود به خاك احتياج دارند . گياهان ، آب و مواد كانى را مستقيما از خاك مى‏گيرند ، انسان و جانوران ديگر از گياهان تغذيه مى‏كنند ، غذاهايى كه به بدن ما مى‏رسد از خاك به دست مى‏آيد .
در طى هزاران سال ، كشاورزى يكى از صنايع اساسى انسان بود ، امروزه جمعيت زمين به سرعت زياد مى‏شود و بيش از همه به محصولات كشاورزى محتاج است و نه تنها خوراكمان را از كشاورزى تهيه مى‏كنيم ، بلكه بعضى از مواد لازم براى تهيه البسه و دارو و ساختمان و بسيارى از چيزهاى مفيد ديگر هم از خاك به دست مى‏آيد .
نيروهاى طبيعى ، سنگ‏ها را خرد مى‏كنند ، جويبارها و يخچال‏هاى طبيعى اين ذرّات را برداشته و به جاى ديگر مى‏برند ، تمام اين عوامل به تشكيل خاك كمك مى‏كنند و اين خاك براى حيات موجودات زنده ، منبعى از منافع مى‏گردد !!
خاك ، موجودات زنده بسيارى در بر دارد . يك مشت خاك ممكن است شامل :
ميليون‏ها موجود ميكروسكوپى به نام باكترى باشد ، بسيارى از باكترى‏ها براى رشد گياهان عالى‏تر مفيد است ، علاوه بر باكترى‏ها بسيارى از كپك‏ها و جلبك‏ها و انواع مختلف جانوران در خاك يافت مى‏شوند . بسيارى از اين موجودات زنده خاك را متخلخل مى‏كنند و بدين طريق آن را براى رشد گياهان آماده‏تر مى‏سازند ، ضمنا به تغيير ذرّات معدنى و كود ، كمك مى‏نمايند ، به قسمى كه آنها را قابل حل شدن در آب مى‏سازند .
اگر مقدارى خاك از زمين حاصل خيز برداريد ، چيز غير عادى در آن نخواهيد ديد ، ولى عدّه‏اى موجودات زنده در آن هست كه تعداد آنها احتمالا بيش از جمعيت تمام جهان است !!
بعضى دانشمندان كه در پى كشف داروهاى جديدند ، مقدارى از خاك را در يك لوله آزمايش بريزند و آب مقطر به آن اضافه كنند و آن را تكان دهند ، سپس قدرى از مخلوط در يك جعبه پترى (بشقاب مخصوصى است كه براى روياندن كولونى كپك‏ها و باكترى‏ها به كار مى‏رود) وارد سازند . پس از آن‏كه كلنى كپك‏ها و باكترى‏ها رشد كردند ، فرآورده‏هاى شيميايى مخصوصى را كه براى از بين بردن يا متوقف ساختن رشد موجودات زيان‏آور تهيه كرده‏اند روى آنها اثر مى‏دهند .
پيدا كردن يك دارو با اين روش از مشتى خاك ، درست مانند پيدا كردن يك سوزن در يك دسته علف خشك است ؛ ولى با اين روش بود كه داروهاى معجزه‏آسايى نظير پنى‏سيلين ، اورئومايسين و استرپتومايسين ، از بين برنده مولّدهاى امراض انسانى كشف گرديد !!

بشر ، مدّتى دراز است كه روى زمين زندگى مى‏كند و نيازمندى‏هاى وى كم بود و خوراك و پوشاك و مسكن براى او كفايت مى‏كرد ، امروز احتياجات وى دم به دم افزون مى‏شود و او براى تأمين آنها چيزهاى تازه ابداع و اختراع مى‏كند و آنها را به مقادير زياد و زيادتر آماده مى‏سازد ، ما در دوران وفور نعمت زندگى مى‏كنيم و هزاران ماشين و وسايل فنى در اختيار خود داريم ؛ اما براى ساختن آنچه مورد نياز ما است به منابع دائمى مواد اوليه مانند : فلزات ، زغال ، نفت و سنگ احتياج داريم ، تمام اين موادّ را از قشر زمين بيرون مى‏آوريم .
زمين ، گنجينه عظيمى است كه مقدار فوق‏العاده‏اى ثروت در گوشه و كنار آن نهفته است ، يك‏جا آهن دارد و جاى ديگر زغال و نفت و باز جاى ديگر آلومينيوم و ساير فلزات ، بشر وسايلى در اختيار دارد كه محصول زحمات مخترعين است كه با آنها مواد مختلف را از دل معدن بيرون مى‏كشد ، معدنچيان و دانشمندان و مخترعان و صنعتگران ، مواد خام را از زمين بيرون مى‏آورند و به صورت آنچه كه مورد نياز ماست در مى‏آورند .
ألَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهَاداً * وَالجِبَالَ أَوْتَاداً * وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجاً * وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتاً * وَجَعَلْنَا الَّيْلَ لِبَاساً * وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشاً * وَبَنيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِدَاداً * وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً * وَأَنزَلْنَا مِنَ المُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجاً * لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَنَبَاتاً * وَجَنَّاتٍ أَ لْفَافاً  .
آيا زمين را بستر آرامش قرار نداديم ؟ * و كوه‏ها را ميخ‏هايى [ براى استوارى آن ؟ ] * و شما را جفت‏هايى [ به صورت نر و ماده ]آفريديم ، * و خوابتان را مايه استراحت و آرامش [ و تمدّد اعصاب ] قرار داديم ، * و شب را پوششى * و روز را وسيله معاش مقرّر كرديم ؛ * و بر فرازتان هفت آسمان استوار بنا نهاديم ، * و چراغى روشن و حرارت‏زا پديد آورديم ، * و از ابرهاى متراكم و باران‏زا آبى ريزان نازل كرديم * تا به وسيله آن دانه و گياه برويانيم ، * و باغ‏هايى از درختان به هم پيچيده و انبوه بيرون آوريم .
در اين آيات بسيار مهم ، قرآن مجيد به نعمت با عظمت زمين و قسمتى از نعمت‏ها كه در ارتباط با زمين است و نعمت‏هاى ديگر كه در تداوم حيات انسان نقش مهمى دارد اشاره كرده كه با استفاده از بعضى تفاسير به‏خصوص تفسير نوين به توضيح مختصر هريك از آيات مى‏پردازيم .
قرآن مجيد مكرّر از زمين نام برده و در هر مورد به مناسبت مقام ، صفتى و فائده‏اى بيان كرده است .
در مادّه لفظ مهاد كه ابوالفتوح رازى «گسترده» و كشف الاسرار ميبدى «آرامگاه» ترجمه كرده‏اند كتب لغت سه معناى «تسويه» و «تسهيل» و «اصلاح» را آورده‏اند ، بنابراين لفظ مذكور به تنهايى ما را متوجّه مى‏سازد كه زمين هموار و استفاده از آن آسان و براى زندگى صالح است .
اگر به جاى تسويه و مسطّح بودن ، قدم به قدم كوه‏هاى بسيار بلند و درّه‏هاى خيلى عميق بود و به جاى سهولت ، سطح زمين را سنگ‏هاى بسيار سخت پوشيده يا باتلاق‏هايى گرفته بود كه با قدم نهادن در آن ، همه را در خود فرو مى‏برد و حفر چاه‏ها و كاريزها و ساختن خانه و امر زراعت در آن ممكن نمى‏شد و اگر به جاى صلاحيت ، قشر زمين مشتعل و داغ يا به عكس بسيار سرد و پوشيده از يخ بود آيا نباتى و جانورى در آن موجود مى‏شد ؟
أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهَاداً  .
آيا زمين را بستر آرامش قرار نداديم ؟
جبال اوتاد زمين است ، اوتاد ، جمع وتد به معناى ميخ‏هاى بزرگ است ، گفته مى‏شود كه مركز زمين آتش مشتعل است كه گاهى از دهانه كوه‏هاى آتش فشان مقدار كمى از موادّ گداخته درونى به سطح زمين پرتاب شده و شهرى عظيم مانند پمپى را نابود مى‏سازد ، روى اين كره آتش پوسته نازكى است البته نسبت به حجم زمين كه جانداران بر آن زندگى مى‏كنند ، در فاصله‏هاى كم يا زياد ، كوه‏ها قرار دارند كه هر قطعه‏اى از قشر زمين به آنها اتّصال مى‏يابد ، اگر كوه‏ها تكيه‏گاهى براى اين قطعات مختلف نباشند يكسره سطح زمين در نتيجه فشار مواد منفجره از داخل در حركت و اضطراب مى‏افتد و گرفتار زلزله‏هاى ويران كننده و پى در پى مى‏شود ، پس خيمه سطح زمين را ميخ‏هاى محكم كوه‏ها آرام نگه مى‏دارند .
و نيز كسانى كه اندك اطلاعى از علم هواشناسى دارند ، مى‏دانند كه شدت بادها هنگامى كه به سطح زمين مى‏رسد به وسيله كوه‏ها شكسته مى‏شود و گرنه همواره بادهاى بسيار شديد ، طوفان‏هاى عجيب ايجاد مى‏كرد و آرامش ساكنان زمين را بر هم مى‏زد و درخت‏هاى بسيار بزرگ را از ريشه مى‏كند و جانوران را پرتاب كرده زندگى را بر همه زندگان نباتى و حيوانى دشوار بلكه محال مى‏ساخت ، پس به اين لحاظ نيز مى‏توانيم كوه‏ها را ميخ زمين بناميم كه موجب سكون و آرامش سطح زمين و اهل زمين هستند !!
وَالجِبَالَ أَوْتَاداً  .
و كوه‏ها را ميخ‏هايى [ براى استوارى آن ؟ ] .
و شما را جفت ، جفت آفريديم و اين جفت آفريده شدن انسان و همه موجودات از اعظم نعمت‏هاى الهى است و شما مى‏توانيد با اندك انديشه به اين معنى توجه كنيد كه اگر براى موجودى جفتى نباشد ، زندگى براى او چه سخت و گاهى غير قابل تحمل است !
قرآن مجيد در سوره حج آيه ششم ، شعرا آيه هفتم ، لقمان آيه دهم ، ق آيه هشتم ، رعد آيه چهارم ، ذاريات آيه پنجاهم ، به جفت بودن تمام موجودات عالم تصريح دارد . بايد به آنان كه كشف اين حقيقت بزرگ را به دانشمندان قرون اخير نسبت مى‏دهند گفت : اين مسئله از اكتشافات جديد و تازه نيست ، قرآن مجيد در هزار و چهارصد سال پيش اين معنى را بازگو كرده است .
يكى از فلاسفه بزرگ اروپا به نام « مومنيه » جفت بودن تمام موجودات را يكى از بهترين دلايل وجود حق دانسته آن‏جا كه مى‏گويد :
اگر ما فرض كنيم جهان آفرينش به طور خارق العاده كه عقل بشر به آن دسترسى ندارد ، بدون آفريننده با اختيار و اراده‏اى خلق شده و اتفاقات پى در پى منجر به وجود يافتن مردى گشته است ، آيا عقل اين را مى‏تواند بپذيرد كه باز هم تصادفات و اتفاقات موجود ديگرى را كه در ظاهر و صورت همانند او در تركيبات داخلى مقابل و مباين او باشد ايجاد نموده باشد ، تا نسل بشر باقى بماند و زمين آباد گردد ؟
آيا همين يك دليل به تنهايى كافى نيست تا ما بپذيريم كه هستى ، آفريننده‏اى مختار دارد كه كائنات را ابداع فرموده و گوناگون ساخته و قوا و غرائز و حواس و الهامات فطرى و ابزار و اندام متناسب به هر نوع عنايت فرموده تا به زندگى خويش ادامه دهند و به كمال لايق خود برسند .  وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجاً . و شما را جفت‏هايى [ به صورت نر و ماده ]آفريديم .

منبع
  • برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان