پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نصايح اولياء الله

نصايح اولياء الله

انبيا و امامان ، اوليا و عاشقان ، عارفان و بيداران ، مصلحان و مؤمنان در اين زمينه چه نصيحت‏هاى دلپذير و چه پندها و عبرت‏هاى تكان دهنده از خود به يادگار گذاشته‏اند .
در روايت آمده : وقتى ابوذر غفارى به مكه مكرمه آمد كنار درب بيت اللّه ايستاد و از مردمى كه از اطراف ممالك اسلامى به حج آمده بودند دعوت كرد براى شنيدن سخنان او اجتماع كنند . پس از اجتماع مردم فرمود : اى مردم ! مى‏دانيد كه من جُندبِ غفارى هستم و نسبت به شما خيرخواه و مهربانم . اى مردم ! هرگاه يكى از شما اراده سفر كند ، همانا از زاد و توشه آن قدر بردارد كه در آن سفر به آن محتاج و نيازمند است و از برداشتن زاد و راحله و بردن با خود هيچ چاره‏اى ندارد ، هرگاه امر سفر دنيا كه خيلى معمولى است چنين باشد ، پس برداشتن زاد و توشه براى سفر آخرت سزاوارتر است !
مردى در ميان جمعيت گفت : ابوذر ! ما را به زاد و توشه سفر آخرت راهنمايى كن . فرمود : براى دفع رنج روز نشور ، روزه بگيريد و براى عظائم امور ، حج واقعى گذاريد و براى برطرف كردن وحشت قبر ، در دل شب دو ركعت نماز خالص براى حضرت رب به جاى آوريد.  امام مجتبى عليه‏السلام در آستانه حركت به سفر آخرت جنادة بن ابى اميه را نصيحت كرد و فرمود :
براى سفرى كه در پيش دارى آماده شو و براى راهى كه پيمودن آن را ناچارى ، زاد و توشه برگير ، قبل از اين‏كه چنگال مرگ گريبانت را بگيرد و از تو كارى ساخته نباشد !!
در روايت آمده : اميرالمؤمنين عليه‏السلام در هر شب ، هنگامى كه مردم به خوابگاه خود مى‏رفتند ، صداى نازنينش بلند مى‏شد ، در حدى كه اهل مسجد و كسانى كه همسايه مسجد بودند صداى آن حضرت را مى‏شنيدند كه مى‏فرمود :
تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللّهُ فَقَدْ نُودِىَ فيكُمْ بِالرَّحيلِ . اى مردم ! آماده شويد و اسباب سفر مهيا كنيد ، خداوند شما را رحمت كند ، اينك منادى مرگ است كه در بين شما نداى كوچ كردن سر داده ، دلبستگى خود را به دنيا كم كنيد ، آماده كوچ كردن از دنيا باشيد ، از اعمال صالحه براى دنياى ديگر خود زاد و توشه برداريد ، در برابر شما عقبه‏هاى بسيار دشوارى است و منزل‏هايى كه سخت هولناك است .  در هر صورت مى‏توان از تمام نعمت‏هاى الهى براى ساختن آخرت استفاده كرد و راه آن منحصر به اين است كه در كليه مسائل مادى و دنيايى از برنامه‏هاى وحى استفاده كرد .
خوشبخت آن انسان‏هاى با بصيرتى كه يك لحظه از عمر خود را هدر نمى‏دهند و دمى از ياد مرگ و عقبات آن غافل نمى‏مانند .
سعدى در زمينه يادآورى مسائل مرگ مى‏گويد :
دو بيتم جگر كرد روزى كباب
دريغا كه بى‏ما بسى روزگار
 بسى تير و دى ماه و ارديبهشت
 پس از ما بسى گل دمد بوستان
 كسانى كه از ما به غيب اندرند
 زدم تيشه يك روز بر تلّ خاك
كه زنهار اگر مردى آهسته‏تر
خبر دارى اى استخوانى قفس
چو مرغ از قفس رست و بگسست قيد
نگهدار فرصت كه عالم دمى است
دمى نزد دانا بِهْ از عالمى است
كه مى‏گفت گوينده‏اى با رباب
برويد گل و بشكفد لاله زار
برآيد كه و ما خاك باشيم و خشت
نشينند با يك دگر دوستان
بيايند و بر خاك ما بگذرند
به گوش آمدم ناله‏اى دردناك
كه چشم و بناگوش و رويست و سر
كه جان تو مرغيست نامش نفس
 دگر ره نگردد به سعى تو صيد
دمى نزد دانا بِهْ از عالمى است

منبع
  • برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان