پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 توبه و جايگاه بلند آن در عرفان

توبه و جايگاه بلند آن در عرفان

 يكى‏از مباحث مهم درعرفان عملى و مقامات‏العارفين توبه است. توبه گرچه در نظر مفسران، علماى علم‏اخلاق، متكلمان و محدثان از جايگاهى بلند و ارزشى والا برخوردار است اما عارفان و صوفيان توجه‏اى خاص و عنايتى ويژه به آن مبذول داشته‏اند. سيرى اجمالى در آثار مشايخ بزرگ به وضوح نشانگر اين معنى است. از آثار ارزشمند آنان چنين بدست مى‏آيد كه تقريبا همه اينها توبه را از مهمترين مقامهاى سالك راه حق مى‏دانسته‏اند. بعنوان نمونه در آثار مختلف پير هرات از كشف الاسرار گرفته، منازل السائرين و صد ميدان و... اين مطلب با اهميت‏خاصى طرح شده است. (1) محيى‏الدين عربى، چهره برجسته عرفان اسلامى باب مفصلى را در دايرة‏المعارف بزرگ خود(الفتوحات المكيه) (2) به اين امر اختصاص داده است.
نجم‏الدين رازى در «مرصادالعباد» (3) دو مبحث‏بسيار مهم در اين مورد دارد. مولوى افزون بر طرح مسئله توبه در «مثنوى معنوى‏» به مناسبتهاى مختلفى، توبه نصوح را بطور جالب، جامع و مشروح بيان فرموده است. (4) بلبل گلستان شعر و عرفان، حافظ شيرازى در حد قابل توجهى مسئله را مدنظر داشته و در سى و دو بيت از ديوان خود به بيان توبه پرداخته است، (5) ابن فارض شبسترى، و نسفى هر كدام بنوبه خود بر اهميت اين موضوع اصرار ورزيده‏اند. ما بعنوان نمونه سخنى از خواجه عبدالله انصارى را در ارزش والاى توبه نقل مى‏كنيم: «...توبه نشان راه است، و سالار بار، و كليد گنج، و شفيع وصال، و ميانجى بزرگ و شرط قبول و سر همه شادى.» (6)
از نشانه‏هاى اهميت توبه، تاريخ ديرينه آن است; زندگى آدم ابوالبشر (7) در اين ناسوت خاكى با آن آغاز مى‏شود، پيام آوران بزرگى همانند ابراهيم، اسماعيل، (8) يونس، (9) موسى (10) و پيامبر بزرگ اسلام - صلى‏الله عليه وآله - هموار در حال توبه و در طلب توبه الهى بوده‏اند. (11) اميرالمومنين على‏ابن ابى طالب - عليه‏السلام - كه همه صوفيان و عارفان بوجودش افتخار مى‏كنند و وى را مرشد مرشدان و... مى‏دانند - و فرزندان معصومش - بويژه امام زين‏العابدين - عليه‏السلام - رهنمودهايشان و خصوصا نيايشهايشان مملو از توبه و استغفار است و سلوك معنوى بسيارى از ستاره‏هاى درخشان آسمان عشق و عرفان مانند رابعه عدويه، (12) ابراهيم‏بن ادهم (13) و فضيل عياض (14) و... با توبه آغاز مى‏گردد و بسيارى از عارفان بزرگ آن را نخستين گام سالك در راه سازندگى مى‏دانند.
از ديدگاه قرآن هم كه بى‏گمان از مهمترين منابع عرفان است، دهها آيه به اين امر خطير اختصاص داده شده است، واژه «توبه‏» و مشتقاتش نود و دو بار و «استغفار» و مشتقاتش چهل و پنج مرتبه در كتاب خداى عزوجل استعمال شده است. افزون بر اينكه در آيات متعدد و مختلف ديگر هم بدون ذكرى از اين واژه‏ها اين مسئله مطرح شده است. مفسران كتاب خدا نيز با عنايتى خاص به شرح و بسط و تفصيل معناى اين واژه كوتاه اما پر محتوا پرداخته‏اند; تاملى اندك در تفاسير شيعه و سنى بويژه تفاسير عرفانى به روشنى اين واقعيت را نشان مى‏دهد بعنوان نمونه پير هرات در تفسير ارزشمند خود ذيل اكثر آيات توبه و استغفار، در ابعاد گوناگون توبه سخن رانده است و آهنگ كلام وى نشانگر اين است كه گاه آنقدر تحت تاثير نورانيت قرآن قرار گرفته كه عنان اختيار از كف داده و مطالب والا و گرانقدرى كه سرشار از سوز، شيفتگى و عشق است، براى ما بيادگار گذاشته است. علامه طباطبايى نيز افزون بر تفسير اين آيات بحث مفصلى در ذيل آيات 17 و 18 سوره توبه طرح فرموده است. (15)
اخبار و روايات بسيار زيادى نيز در اين باره وارد شده است كه بى‏گمان مورد استفاده و استشهاد عرفا در اين مبحث‏بوده است; مرحوم مجلسى مجموعه‏اى از اين روايت را در «بحارالانوار» گرد آورده است. (16)
خواجه نصير طوسى - رضوان‏الله تعالى عليه - در تجريد نيز بابى را بعنوان توبه گشوده است و شارحان كتاب وى هم مطلب را مورد شرح و تفصيل قرار داده‏اند (17) از مجموع اينهانتيجه مى‏گيريم كه:
توبه در عرفان، اخلاق، (18) قرآن، حديث و كلام از جايگاه والا و ارزش گرانقدرى برخوردار است.
به هرحال،توبه يكى از مقامات العارفين است، قبل از شروع بحث، به توضيح معناى مقام و سلوك مى‏پردازيم.
معناى سلوك و مقام
هدف عارف وصول به حق و رسيدن به محبوب است واين مهم جز از راه سلوك و طى مقامات بس دشوارى ميسرنمى‏گردد، و توبه يكى از اين منازل و مقامها است. از اينرو از باب مقدمه اشاره‏اى به معناى سلوك و مقام نموده و در اين مورد به نقل كلام تنى چند از عارفان بزرگ بسنده مى‏نماييم.
شيخ محمود شبسترى در توضيح معناى سلوك و مقام چنين مى‏فرمايد: «سلوك سالك سفرى معنوى است و در اين سفر مراحلى قطع مى‏كند و از منازلى مى‏گذرد در هر مرحله مقامى است كه سالك به آن در مى‏آيد و پس از اينكه در يك مقام به كمال رسيد به مقام برتر مى‏رود، مقام مرتبه‏اى از مراتب سلوك است كه به سعى و كوشش و اراده و اختيار سالك بدست مى‏آيد. روانباشد از مقام خود اندر گذرد بى‏آنكه حق آن مقام بگذارد. در جريان آمدن به اين مقامات وگذار از آنها آيينه دل سالك صفا مى‏پذيرد و از جهان معنوى به او فيضها مى‏رسد... سالك در قدم اول به توبه متصف مى‏گردد.» (19)
و عزالدين كاشانى در«مصباح‏الهداية‏» مى‏فرمايد:«مقامات در اصطلاح صوفيان اقامت‏بنده است در عبادت از آغاز سلوك به درجه‏اى كه به آن توسل كرده است و شرط سالك آنست كه از مقامى به مقام ديگر ترقى كند. و در تعريف آن آورده‏اند مراد از مقام مرتبه‏اى است از مراتب سلوك كه در تحت قدم سالك آيد و محل استقامت او گردد و زوال نپذيرد.» (20)
تعداد و ترتيب مقامات
در تعداد منازل و مقامات و ترتيب و نظم آنها عبارات عارفان مختلف است. بعنوان مثال: ابونصر سراج (متوفى 378) مراحل سلوك را هفت مقام مى‏داند كه به ترتيب عبارتند از: توبه و... ابومحمد الكلاباذى (م 380) در كتاب «التعرف لمذهب اهل التصوف‏» از باب 35 تا 61 تاليف خود به ذكر پاره‏اى (21) از مقامات پرداخته و از توبه آغاز و به توحيد ختم كرده است. (22)
عزالدين كاشانى (م 735) در مصباح الهدايه مقامات را ده مرحله دانسته است و از مقام توبه آغاز و به رضا ختم كرده است. به روايت هجويرى در كشف‏المحجوب اول كسى كه اندر ترتيب مقامات و بسط احوال خوض كرد «ابوالحسن سرى بن المفلس السقطى‏» استاد و دايى جنيد بغدادى (23) بود مى‏گويد هر كدام از انبيا مقامى دارند پس مقام آدم توبه بود. (24) و حاصل سخن آنكه: سخن بزرگان عرفان و تصوف در تعداد منازل و مقامات مختلف است ، برخى تعداد آنها را هفت، و برخى ده و برخى چهل، روزبهان اصفهانى هزارويك ، پيرهرات (خواجه عبدالله انصارى) صد و... دانسته اند.
در چينش و نظم و ترتيب آنها نيز بهمان اندازه سخن عارفان مختلف است. در هرحال بسيارى از شخصيتهاى برجسته عرفان، توبه رامقام اول و نخستين منزل سير صعودى و سفر روحانى سالك دانسته‏اند.
توبه اولين مقام و منزل عارفان
بى گمان، سالك راه حق براى وصول به سرمنزل مقصود بايد منازل و مقاماتى را طى كند و توبه اولين مقام و منزل سالكان راه حق است. كسى كه مى‏خواهد به سوى او سير كند بايد روى از دنيا، خود و هرچه غيراوست، برتابد و باتمام وجود متوجه حق شود و اين جز با انقلابى بزرگ از درون كه ديو منيت و هواهاو شهوتهارا از تحت‏سيطره وسلطنت دل برافكند، ممكن نيست و اين است كه زمينه ساز اجابت دعوت خدا و استفاضه از فيض او و نخستين پله نردبانى است كه آنسويش درياى بى كران وجودالهى است. و به بيانى ديگر: براى اينكه عارف واصل شود، بايد مقامات و منازل بس دشوارى رابپيمايد و اين پيمودن مراحل و مراتب منظمى دارد كه نخستين آنها توبه است; چرا كه اين حركتى است كه با فضل خدا آغاز شده، براى او وبسوى او و توام با عشق او است و براى اينكه راه اين سير صعودى هموار گردد،بايد سالك طريق حق، آتش، در دل افكند و آن آتش شعله بركشد و شعله‏ها فروزان شود تا ريشه‏هاى گناه و آثار و تبعات غفلتها، ترك اولى‏ها و... سوخته شود ودل شيفته شيدا را آماده حركت‏بسوى او كند و اين همان توبه است كه البته پس از يقظه (25) و بيدارى حاصل مى‏شود. بنابراين، سائرالى الله قبل از هر چيز به توبه‏اى حقيقى بپردازد و تمام توان و تلاش خود را به منظور كمال آن مبذول دارد كه توبه‏اى كامل و نصوح وار، زمينه ساز مقام بعدى. و به قول پيرهرات: «ميدان دوم، ميدان مروت است، از ميدان توبه، ميدان مروت زايد.» (26) و عارفان بزرگ و عاليقدر به اين واقعيت تصريح فرموده‏اند كه نمونه‏هايى از آن به شرح زير است:

«ميدان اول مقام توبه است و توبه بازگشتن است‏به خداى... توبه نشان راهست و سالار بار و كليد گنج، و شفيع وصال، و ميانجى بزرگ، وشرط قبول و سرهمه شادى.» (27)
عزالدين كاشانى مى‏گويد:«اساس جمله مقامات و مفتاح جميع خيرات واصل همه منازل و معاملات قلبى و قالبى، توبه است.» (28)
هجويرى در كشف المحجوب مى‏گويد: اول مقام سالكان طريق حق، توبه است. (29) دكتر سيد محمد دامادى در كتاب «شرحى برمقامات العارفين‏» مى‏گويد:
توبه را باب‏الابواب گويند، زيرا اول چيزى است كه طالب سالك به سبب و وسيله آن چيز به مقام قرب حضرت خداوند وصول مى‏يابد، توبه است.» (30)
از موارد متعددى از كتاب مشارق‏الدر استفاده مى‏شود كه توبه مقام اول عارفان است. (31)
در مرصادالعباد مى‏فرمايد: «چون مريد به خدمت‏شيخ پيوست و... بايد به بيست صفت موصوف باشد تا داد صحبت‏شيخ بتواند و سلوك اين را ه بكمال او را دست دهد. اول مقام توبه است‏بايد كه توبتى نصوح كند كه بناى جمله اعمال بر اين اصل خواهد بود و اگر اين اساس بخلل باشد در نهايت كار خلل آن ظاهر شود و جمله باطل گردد وآنهمه رنجها حبط شود.» (32)
شبسترى در گلشن راز مى‏فرمايد:
به توبه متصف گردد درآندم
شود در اصطفاء ز اولاد آدم
و لاهيجى مى‏فرمايد: «بدانكه در طريق سير الى‏الله و سير رجوعى، اول مقامى كه سالك سائر برآن عبور مى‏نمايد، مقام توبه است.. . اشاره براين معنى است كه: در هنگام توجه به جانب عليين ابرار و شروع در سلوك طريقت‏به توبه.... متصف گردد و توبه صفت وى شود. (33)
مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى در رساله لقاءالله پس از بيانات سودمند و جامعى در اثبات لقاءالله يعنى امكان رسيدن به‏مقام بلند عرفانى و معنوى از طريق مجاهده، مى‏فرمايد: «آرى بعد از اينك مقصود معين شد آن وقت دامن همت‏به كمر بزند و بگويد:
دست از طلب ندارم تاكام من‏برآيد
ياجان رسد به جانان ياجان زتن برآيد
توبه صحيحى از گذشته‏ها بكند...» (34) در مصباح‏الشريعة مى‏فرمايد: «التوبه حبل الله و مدد عنايته ولابد للعبد من مداومة التوبه على كل حال.» (35)
در ميدان عمل نيز بسيارى از مشايخ بزرگ عرفان و تصوف از توبه آغاز كرده‏اند كه بذكر نمونه‏هايى‏از آنان مى‏پردازيم.
توبه اولين منزل رابعه عدويه
شايد عطار نيشابورى اولين كسى باشد كه قسمتهاى اول شرح زندگى رابعه عدويه را نوشته است، على‏رغم مسلك شعرى و عرفانى عطار وتلاش گسترده ايشان در جهت‏بزرگ نشان دادن چهره عارفان، عطار داستان توبه رابعه را بسيار مجمل و كوتاه و با شتابى تمام نقل كرده‏است. و احتمال ديگرى را درباره وى تقويت نموده‏است، عبارت وى دراين باره چنين است... «و گروهى گويند در مطربى افتاد آنگاه بردست‏حسن توبه‏كرد و در ويرانه ساكن گشت...» (36)
عبدالرحمن بدوى پس از تاملى عميق در عبارت عطار و بيان علت‏شتابزدگى وى در توبه «رابعة‏» ضمن تحليل نسبتا مفصلى همين روايت عطار را صحيح دانسته و اولين منزل رابعة را توبة مى‏داند. (37)
توبه،اولين منزل ابراهيم ابن‏ادهم و فضيل عياض
اولين منزل ابراهيم ابن‏ادهم، عارف بزرگ جهان اسلام توبه است. (38) حركت عرفانى فضيل عياض نيز با انقلابى كامل و جامع از درون (توبه) آغاز مى‏شود. (39) معنويت و عرفان «بشرحافى‏» نيز از توبه آغاز مى‏گردد. (40)
البته همانگونه كه اشاره كرديم همه عرفا در اين مورد اتفاق نظر ندارند و برخى از آنان مقام اول را توبه نمى‏دانند، بعبارت ديگر در مورد اينكه نخستين منزل سالك چيست؟ اختلاف است و در اينجا اين مبحث رابه كلام محى‏الدين‏ابن عربى در مورد اختلاف ختم مى‏كنيم:
«ميان اصحاب ،در مورد اولين مقام عارف و سالك اختلاف است; برخى از آنان فرموده‏اند: اولين مقام «يقظة است و برخى فرموده‏اند: اولين منزل «انتباه‏» است و برخى فرموده‏اند: نخستين گام «توبه‏» است.» (41)
مفهوم توبه
توبه در لغت: توبه از ماده «توب‏» به معناى «رجع‏» (بازگشت) است. ابن فارس متوفاى 395. ه در «معجم مقاييس اللغة‏» مى‏گويد: «توب‏» التاء والباء والواو كلمة واحدة تدل على الرجوع يقال تاب من ذنبه اى رجع عنه، يتوب الى الله توبة ومتابا...» (42)
ابن‏منظورلغوى معروف مى‏گويد: «التوبة الرجوع من‏الذنب... و تاب الى الله يتوب توبا و توبة و متابا اناب و رجع عن المعصية الى‏الطاعة... و تاب الله عليه وفقه لها والله تواب يتوب على عبده.» (43)
راغب اصفهانى مى‏گويد:«توبه ترك گناه به بهترين وجه است و آن رساترين شكل پوزشخواهى است زيرا اعتذار سه قسم است و قسم چهارمى ندارد:
1- اينكه پوزش خواه بگويد اين كار را انجام نداده‏ام. (كار را از اساس منكر شود.)
2- بگويد آنرا بدين دليل انجام داده‏ام. (عذرى براى كارش بتراشد.)
3- اين كار را انجام داده‏ام وگناه كرده‏ام و از بن و بيخ آن را ترك مى‏كنم.
توبه در اصطلاح: آنچه در عرفان مهم است‏حقيقت توبه است اما بد نيست‏بعنوان مقدمه به ذكر پاره‏اى از تعاريف توبه كه در گوشه و كنار كتب عرفانى آمده است‏بپردازيم.
الف: جرجانى مى‏گويد:«...و در اصطلاح شرع پشيمانى از گناهان است و صوفيان مى‏گويند: توبه رجوع به خداى تعالى است‏براى گشودن گره‏امتناع از قلب وبرخاستن‏به تمام حقوق پروردگار.» (44)
ب: عبدالرزاق كاشانى در شرح منازل السائرين پير هرات مى‏گويد: «توبه بازگشت از مخالفت‏حكم حق است‏به موافقت او پس تا زمانى كه مكلف حقيقت گناه را نشناسد و نداند كه فعلى كه از او صادر مى‏شود مخالف حكم خدا است‏براى آن مكلف رجوع از گناه صحيح نيست‏» (45)
ذوالنون مصرى: «توبه عوام، از گناه است وتوبه خواص،از غفلت.» گفت: «بر هر عنصرى، توبه‏اى است توبه دل،نيت كردن است‏بر ترك شهوات حرام و توبه چشم،از محارم بر هم نهادن، و توبه دست، ترك گرفتن دست ازمناهى و توبه پاى،نارفتن به مناهى.» (46)
سهل‏بن عبدالله: «اول توبه،اجابت است. پس‏انابت است، پس توبه است، پس استغفار. اجابت‏به فعل بود و انابت‏به دل و توبه به نيت و استغفار از تقصير... (47) اول چيزى كه مبتدى را لازم آيد توبه است و آن ندامت است و شهوات را از دل بركندن و از حركات مذمومه به حركات محموده نقل كردن و دست ندهد بنده را توبه تا خاموشى را لازم خود نگرداند و...» (48)
جنيد بغدادى:«توبه را سه معنى است: اول ندامت، دوم عزم بر ترك معاودت. سوم خود را پاك كردن از مظالم و خصومت.» (49)
خواجه نصيرطوسى (ره):«معناى توبه رجوع از گناه باشد و اول بايد دانست گناه چه باشد.» (50)
دكتر قاسم غنى:«صوفيه توبه را به اين شكل تعريف كرده‏اند كه بيدارى روح است از غفلت و بى‏خبرى به طورى كه گناهكار از راههاى ناصوابى كه مى‏پيمايد، خبردار شود و از گذشته بد خود منزجر گردد ولى فقط تذكر و تنبه كافى نيست كه تائب شمرده شود مگر آنكه توبه كار بكلى آن معصيت‏يا معاصى را كه مرتكب بوده و متذكر شده رها نمايد و مصمم شود كه بار ديگر به آن معاصى برنگردد تا به قول شيخ عطار در منطق الطير:
تو يقين مى‏دان كه صد عالم گناه
از تف يك توبه برخيزد ز راه (51)
لاهيجى:...بتوبه - كه بازگشتن بجانب حق است و ترك ماسوى الله - متصف گردد. (52)
غزالى در احياءالعلوم، نراقى در جامع السعادات و فيض در محجة‏البيضاء در تعريف توبه مى‏فرمايند: «توبه عبارتست از سه امرى كه مترتب بر يكديگرند و هر كدام علت ديگرى است و آن سه عبارتند از: 1- علم به مضرات گناه و اينكه سبب دورى از حق تعالى مى‏گردد. 2- ندم و پشيمانى. 3- تصميم و اراده به عمل. كيفيت ترتب اين سه امر به اين صورت است كه آگاهى از زبان گناه لت‏حالت ندامت و پشيمانى از آن مى‏گردد و هنگامى كه بخوبى اين ندامت‏بر انسان مستولى گردد تصميم مى‏گيرد گناهان گذشته راجبران كند و در زمان حال گناه نكند و تصميم مى‏گيرد در آينده نيز مرتكب گناه نگردد. (53)
پى‏نوشتها:
1- نمونه‏هايى از گفتار خواجه عبدالله انصارى در تفسير ارزشمند «كشف‏الاسرار» به مناسبتهاى مختلف ذكر مى‏كنيم.
2- محيى‏الدين عربى، الفتوحات المكيه، (بيروت، داراحياءالتراث العربى،بى‏تا)، ج 2،ص 139-144.
3- نجم‏الدين رازى، مرصادالعباد،(تهران،انتشارات علمى و فرهنگى،1365) چاپ دوم،ص 255 و355.
4- مولانا جلال‏الدين رومى، كليات مثنوى، (انتشارات كتابفروشى‏اسلاميه، بى‏تا) دفتر پنجم 483 قصه قوم يونس و دفتر چهارم 425بيان حديث انى لاستغفرالله... و دفتر پنجم 499 توبه نصوح.
5- مجله علوم انسانى و اجتماعى، دانشگاه شيراز، شماره 1 و 2، سال 69 -70، توبه در اشعار حافظ.
6- عبدالله انصارى، منازل‏السائرين، مترجم: روان فرهادى، (تهران،انتشارات مولى، 1361) ص 252 نقل از صد ميدان
7- «فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هوالتواب‏الرحيم‏» بقره: 37
8- ...«وارنا مناسكنا وتب علينا انك انت التواب الرحيم‏» بقره:128
9- ...«وذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى‏الظلمات الااله الا انت‏سبحانك انى كنت من‏الظالمين‏»
10- فلما افاق قال سبحانك تبت اليك و انا اول المؤمنين،اعراف: 143
11- واستغفره‏انه كان توابا،نصر:3 و حدود ده روايت‏به‏اين مضمون وارد شده‏است «وانى استغفرالله فى كل يوم ماة مرة‏» مستدرك‏الوسايل 1/387
12،13،14- رجوع به بحث توبه اولين مقام در همين مقاله.
15- محمد حسين طباطبايى،الميزان، (قم، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان،1394 ه . ق) چاپ سوم،ص 244 «كلام فى التوبه‏»
16- محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 6، (تهران، دارالكتب الاسلاميه،1363) چاپ سوم، باب‏التوبه انواعها و شرايطها، ص 11الى 42
17- خواجه نصيرطوسى،تجريد الاعتقاد،9 - 331 (قم،انتشارات ايران، بى‏تا) و علامه ابوالحسن شعرانى، ترجمه و شرح تجريد، (تهران، كتابفروشى‏اسلامية،1398 ه ) چاپ دوم، 585 - 592.
18- دراخلاق نيز مسئله توبه بسيار مورد توجه بوده است‏بعنوان مثال: فيض كاشانى در محجة‏البيضاء بحث مفصلى دراين باره دارد. غزالى دراحياءالعلوم بحث جامع و جالبى را آورده است. و نراقى در جامع‏السعادات‏نيزدر ابعاد مختلف توبه بحث كرده است.
19- شيخ محمود شبسترى،مجموعه آثار (تهران، كتابخانه طهورى، 1365) ص 24،25
20- عزالدين كاشانى، مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه،(تهران، مؤسسه نشر هما،1367) چاپ سوم، ص 125
21- همان، ص 13،بنقل از اللمع، ص 83 و 66
22- عزالدين كاشانى، پيشين، ص 366 تا 400
23- سيد محمد دامادى، همان
24- كشف المحجوب، هجويرى، (بى‏م، بى‏تا، بى‏نا) ص 137 و 484
25- معمولا «يقظة‏» قبل از توبه مطرح شده است و تاملى كوتاه در مسئله بيانگر صحت آن است - از جمله رجوع كنيد به: خواجه عبدالله در منازل و صد ميدان
26 و 27- خواجه عبدالله انصارى، پيشين، ص 253 و252
28- عزالدين كاشانى، پيشين،ص 367
29 و30- سيد محمد دامادى،پيشين، ص 29،به نقل‏از هجويرى،پيشين،ص 378
31- از جمله رجوع كنيد به: صفحه‏هاى 148 و 150، مشارق الدرر، شرح قصيده تائيه ابن فارض، سعيد فرغانى، (انتشارات فلسفه و عرفان اسلامى، 1398 ه )
32- نجم‏الدين رازى، پيشين، ص 257
33- شرح گلشن راز، محمود لاهيجى، (انتشارات محمودى، بى‏تا)8 -257
34- لقاءالله، ميرزا جواد ملكى تبريزى، با تعليق سيد احمد فهرى، نهضت زنان مسلمان، تهران، 1360
35- ترجمه: «توبه ريسمان خداست و مدد عنايت او است و بنده بايد در هر حال به توبه‏اش ادامه دهد.» از جمله اول و سوم مى‏توان استفاده كرد كه توبه به مقام اول، سلوك به سوى خدا است. مصباح‏الشريعه،ترجمه و شرح حسن مصطفوى، (تهران، انجمن حكمت و فلسفه،بى‏تا) ص 351.
36- فريدالدين عطار نيشابورى، تذكرة‏الاولياء، (تهران،انتشارات مركزى،1336) چاپ پنجم، ص 66
37- شهيد عشق الهى، رابعه عدويه، عبدالرحمن بدوى،مترجم: محمد تحريرچى (تهران،انتشارات مولى، 1366) ص 18 - 24، به نظر مى‏رسد تحليل عبدالرحمن بدوى از سخن عطارنيشابورى عميق و شايسته تامل است.

38 و 39- عطار نيشابورى، پيشين، ص 88 - 89 و 79 - 78
40- ابن عربى، پيشين، ج 2، ص 143
41- عطار نيشابورى، پيشين، ص 106
42- احمدبن فارس، مقاييس اللغة، (قم انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1404، ه ق) ج 1، ص 357
43- ابن منظور، لسان‏العرب، (بيروت، داراحياء التراث العربى، بى‏تا) ج 2، ص‏61
همانطوركه درمتن‏ملاحظه شده‏است توبه‏رادوجور معنى كرده‏اند. 1- (برگشتن و رجوع) 2- برگشتن و رجوع مقيد به «از گناه‏» دراقرب الموارد، قاموس و صحاح اللغة معناى دوم را اختيار كرده است در مجمع‏البيان هم‏درذيل‏آيه 37 بقره، توبه را رجوع از عمل گذشته دانسته است ولى نظر صحيح آنست كه توبه به معناى مطلق رجوع باشد - همانطوركه علامه طباطبايى درسراسرالميزان اين‏معنى راپذيرفته‏است و دليل آن اين است كه اين معنى - برخلاف معناى اول - شامل توبه خدا نيز مى‏گردد.
44- سيد محمد دامادى، پيشين، ص 29، بنقل از جرجانى.
45- عبدالرزاق كاشانى، شرح منازل السائرين، (تهران، انتشارات كتابخانه علميه حامدى، 1354)ص 21.
46 و 47 و 48 و 49 - سيد محمد دامادى، پيشين، ص 30، به نقل از عطار نيشابورى، پيشين، ص 152
50- محمدبن الحسن‏الطواسى، اوصاف الاشراف، (مشهد،انتشارات كتابفروشى زوار، 1357) ص 23
51- قاسم غنى، تاريخ تصوف، بى‏م، ج 2، ص 221
52- محمود شبسترى، پيشين، ص 285
53- غزالى، پيشين، ج 4، ص 3

منبع
  • کتابخانه حج