پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

دورى مؤمن از حرام خورى‏

دورى مؤمن از حرام خورى‏

مرحوم فيض كاشانى چهارصد سال قبل، چهارصد طلبه پاى درسش مى‏آمدند.
روزى بعد از تمام شدن درس، به طلبه‏ها فرمود: من ديروز پياده از جايى به طرف خانه مى‏آمدم، خسته شدم، بر سكّويى نشستم، سيبى را از جيبم در آوردم و با چاقوى كوچكم كه مانند قلم‏تراش بود، سيب را پوست كندم و خوردم. اكنون در درس يادم آمد كه اين قلم‏تراش را آنجا جا گذاشتم، هر كدام از شما راه خانه شما از آن طرف است، قلم‏تراش مرا برداريد و فردا بياوريد، به من بدهيد. طلبه‏اى گفت: آقا! ديروز بعد از ظهر در اين شهر كاشان، قلم‏تراش خود را جا گذاشتيد، امروز به ياد آورده‏ايد، حال مى‏گوييد: برويد و بياوريد؟ ديگر اين قلم را برده‏اند. مرحوم فيض مبهوت شد، گفت: مگر اينجا دار المؤمنين نيست؟ مگر مؤمن دزدى مى‏كند؟ مالك قلم‏تراش كه كس ديگرى است، يعنى چه برداشتند؟ چرا به اين شهر تهمت مى‏زنيد؟ مگر مسلمان مال ديگرى را مال خودش مى‏داند؟ يعنى چه؟ مگر مسلمانى كه روزى‏خور پروردگار و مطيع پيغمبر صلى الله عليه و آله است، مى‏گويد: من شيعه اهل‏بيت عليهم السلام هستم، مال ديگرى را مى‏برد؟! مگر مى‏شود؟!
دورى از لقمه حرام‏
در سوره انشراح آمده است: «لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْءَانَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خشِعًا مُّتَصَدّعًا مّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» مگر فرمايش‏هاى پيغمبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام از قرآن كمتر است؟ اين‏ها نيز به شكلى جلوه كلام خدا در وجود پيغمبر و ائمه عليهم السلام است. چه روايت سنگينى است. كاش همه از اين روايت فقط خبر داشتند: «اذا وقَعَتِ اللُقْمَةُ مِنْ حَرامِ فى جَوْفِ العَبْدِ» هنگامى كه لقمه‏اى، نه شكمى پر و سير، «تاء» در «اللقمة»، «تاء» وحدت است، مثل كلمه «بقرة» كه در سوره بقره است. خيلى‏ها اشتباه كردند و خيال مى‏كنند كه بقره، گاو ماده است. اينجا معنى گاو ماده نيست، بلكه به معنى يك گاو است: «أَن تَذْبَحُواْ بَقَرَةً» اين تاء تأنيث نيست.

منبع
  • مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی