براى خاطر خدا، خود را از افتادن در لجنزار ربا حفظ كنيد:
«لَاتَأْكُلُواْ الرّبَواْ أَضْعفًا مُّضعَفَةً وَاتَّقُواْ اللَّهَ»
بعضىها به جاى اين كه بگويند طمع داشتيم، مىگويند: چارهاى نداشتيم، ربا گرفتيم. اگر چند سال به همان زندگى خداداده وحلال قناعت مىكردند، چشم وهمچشمى وطمع نمىكردند، اين گونه نمىشدكه برويم به يهودى يابه مسلمان بدتر از يهود بگوييم: سى ميليون تومان به من بده، تا به حال نيز چهل ميليون پس دادهام و هنوز سى ميليون بدهكاريم سر جايش هست. چارهاى نداشتم، يا طمع كردم؟ قطعاً طمع كردم.
به عارفى گفتند: امروز در بازار پارچه گران شده است، گفت: ما از همين امروز آن را ارزان مىكنيم، به او گفتند: تو چه كاره هستى كه ارزان كنى؟ نه وكيلى، نه استاندارى، نه رييسى. با چه قدرتى مىخواهى ارزان كنى. گفت: از امروز به بعد براى خود و خانوادهام پارچه نمىخريم. ما اين گونه ارزانش مىكنيم.من مىتوانم زندگى خود را ارزان بگذرانم، وقتى بخواهم زندگى گرانى را داشته باشم، به دام ربا، بانك، ورشكستگى و زندان مىافتم.
رسيدن به فلاح با رعايت تقوا
وَاتَّقُواْ اللَّهَ اين جمله بعد از ذكر ربا، به اين معنا است كه خود را از افتادن در لجنزار ربا نگهداريد. چرا؟ چون:«لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
به فلاح برسيد. فلاح يعنى چه؟ قرآن كه معنا نمىكند يعنى چه؟ بايد به سراغ معارف بيرون از قرآن برويم. آنها ما را به معانى قرآن هدايت مىكنند. فلاح؛ چهار نعمت ابدى است كه جايگاهش در قيامت است: علم بىجهل، عزّت بىذلّت، حيات بىمرگ، ثروت بىفقر كه آن ثروتش بهشت است. اگر بهشت را به كسى بدهند، بعدش فقرى وجود ندارد. باز پروردگار ادامه مىدهد:«وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى» خود را از درگير شدن با آتشى كه براى اهل كفر آماده كردهام، نگهداريد. مسأله كافرين بعد از مسأله ربا است؛ يعنى رباخور به من كافر است، اگر چه بگويد من خدا را قبول دارم؛ چون دروغ مىگويد. او در اوج ناسپاسى و كفر قرار دارد.
بپرهيزيد. خود را از آتشى كه براى كافران مهيّا كردهام، از افتادن در لجنزار ربا و افتادن در آتش جهنم نگهداريد.