چه اتفاقى مىافتد؟ ما نمىتوانيم ببينيم، خود او دارد مشاهده مىكند.«إِنَّ الَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلئِكَة»
اولين بارى كه انسان در دنيا، فرشتگان خدا را مىبيند، همين لحظه احتضار است. آنها را با چه چهرهاى مىبيند؟ به زيباترين و نشاط آورترين چهره. فرشتگانى كه از مادر و پدر به محتضر مهربانتر هستند. نه فقط اين فرشتگان، بلكه بعد از اين فرشتگان، وقتى نوبت به آمدن ملك الموت مىشود.امام صادق عليه السلام فرمودهاند: ما چهارده نفر امام نيز بالاى سر محتضر حاضرمىشويم.ملك الموت به محض اين كه بالاى سر اين محتضر مىآيد، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با او صحبت مىكند. امام صادق عليه السلام مىفرمايند: پيغمبر صلى الله عليه و آله به ملك الموت مىفرمايد:اين شخصى كه جانش را مىخواهى بگيرى، از ما است. با او چه كار مىخواهى بكنى؟به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله عرض مىكند: يا رسول الله! از پدر و مادر به او مهربانتر هستم. پدر وقتى مىبيند جوانش در حال جان كندن است، همه موجوديت و مالش را مىخواهد بگذارد تا فرزندش نميرد.
رؤيت چهره زيباى ملك الموت
امام صادق عليه السلام از حضرت ابراهيم خليل الرحمن عليه السلام نقل مىكنند كه حضرت ابراهيم عليه السلام به ملك الموت گفت: با اين چهرهاى كه براى من آمدى، براى مؤمن مىآيى؟ اگر به عنوان مزد اطاعت دوره عمر، به مؤمن اين چهره زيباى تو را پاداش بدهند، براى او كافى است. كسى كه عمرى خود را مملوك و خدا را مالك دانسته است، ايمان ديگر از اين بالاتر نمىشود. اين ديگر اوج ايمان است كه من قبول كنم كه مملوك هستم و «الله» مالك، درست قبول كنم، حقيقت نيز همين است و قبول كنم كه مملوك، يعنى موجودى كه بايد مطيع مالكش باشد و مطيع مالك باشم، حال ملك الموت را مىفرستند كه جانم را بگيرد.آن وقت فرشته مرگ با چهرهاى مىآيد كه طبق بيان حضرت ابراهيم عليه السلام اگر مزد تمام اطاعتهاى دوره عمر، فقط ديدن چهره او باشد، برايش كافى است. اما هنوز ملك الموت نيامده و قبل از او اين فرشتگان آمدهاند، «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلئِكَة»