پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

پرستش گوساله بر اثر تسويل‏

پرستش گوساله بر اثر تسويل‏

اما آيه سوم: اين آيه نيز آيه خيلى عجيبى است. اين ديگر حرف حضرت يعقوب عليه السلام و حرف خدا نيست، بلكه حرف چهره زشت كثيف جهنمى پليد و پستى است كه از نفس خود خبر داده است.
موسى بن عمران عليه السلام براى اين كه بنى‏اسرائيل را از ظلم فرعونيان نجات دهد، چه زحمت سنگينى كشيد تا باطن آنها را به توحيد و حق گره بزند. اما خطر تسويل را ببينيد. خدا به موسى عليه السلام فرمود: چهل شب به كوه طور بيا. وقتى بعد از چهل شب برگشت، ديد از هفتاد هزار نفر اهل توحيد، درصد بالايى گوساله‏پرست شده‏اند؛ يعنى خدا را با گوساله جابجا كرده‏اند. شما فكر كنيد خدا كيست و گوساله چيست؟ بعد حساب كنيد كه چند هزار نفر در غيبت موسى بن عمران عليه السلام در باطن، جاى خدا را با گوساله عوض كردند؟ خدا را بيرون كردند و گوساله را به باطن خود راه داده‏اند. چه كسى اين كار را كرد؟ شخصى به نام سامرىّ كه از طلا مجسمه گوساله‏اى ساخت، طورى كه صدا در آورد و بعد به مردم گفت: خدا و معبود شما اين است، براى چه به دنبال خدايى كه نمى‏بينيد، هستيد؟ مى‏توانيد با او راحت رابطه برقرار كنيد.
تسويل سامرى براى گوساله‏پرستى‏
خداوند در قرآن مجيد مى‏فرمايد: حضرت موسى عليه السلام وقتى برگشت، فوق العاده خشمگين شد. سامرىّ بناى زحمات او را خراب كرده بود و با حيله و نيرنگ گوساله را در قلب مردم با خدا جابجا كرده، توحيد را به شرك تبديل و مردم پاك را نجس كرده بود. به سامرىّ گفت: «فَمَا خَطْبُكَ يسمِرِىُّ»  اين كار سنگين چه بود كه انجام دادى؟ او به موسى عليه السلام گفت: «كَذَ لِكَ سَوَّلَتْ لِى نَفْسِى»  اين كار زشت را باطن من در مقابل من زيبا جلوه داد كه انجام آن برايم آسان‏ باشد. البته بعد به عذاب الهى دچار شد كه تا ابد نيز از آن عذاب نجات پيدا نمى‏كند.
  ذكر مناجات‏
با خضر دانش يار شو اى موسى دل                شايد كزين صحرا كنى طىّ منازل‏
در چاه تن تا كى برآ اى يوسف جان                مصر تجرّد را تويى سلطان عادل‏
از شهر تن جانا ببايد رخت بستن                    زادى طلب تا فرصتى دارى به منزل‏
 جز طاعت و خدمت نباشد زاد اين راه             بر دين و دانش كوش و منشين هيچ غافل‏
 لذات جسمانى فانى دانه توست                        زور و زر و جاه است دام، اى مرغ عاقل‏
 جز ذكر الله است هر ذكرى ز شيطان             جز عشق حق هر سود و سودايى است باطل‏
با عشق آن يكتاى بى‏همتاى الهى                    همّت طلب از هر دو عالم مهر بگسل
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

منبع
  • مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی