پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

غلام تربيت شده در دست حكيمان الهى‏

غلام تربيت شده در دست حكيمان الهى‏

حال تربيت شده ديگرى را از زبان اين سعيد بن مسيّب بشنويد، مى‏گويد: در مدينه قحطى شده بود، جمعيتى از مردم مدينه به بيابان رفتند تا نماز باران بخوانند. ما هم رفتيم در گوشه نشستيم و تماشا كرديم. ديدم مردم نماز باران را خواندند و اشك ريختند و رفتند، اما خبرى نشد. وقتى كه خلوت شد، از پشت تپه صدايى شنيدم، اما صدا بلند نبود، صدايى است كه به خدا مى‏رسد.
آمدم ديدم كارگر سياه چهره‏اى صورتش روى خاك است و به پروردگار مى‏گويد: به بازيگرى‏ها، گناهان و قلب سياه اين مردم نگاه نكن، به كرم خود نگاه كن و باران را بفرست. تا سرش را از روى خاك بلند كرد، ابر پديدار شد و باران ريخت. ما به دنبالش آمديم تا ببينيم خانه اين شخص كجاست، تا برويم و بگوييم: واقعاً اگر تو غلامى، تو ارباب شو و من غلام تو مى‏شوم. كوچه به كوچه، آهسته آمدم، ديدم به خانه امام زين العابدين عليه السلام رفت. قدرى صبر كردم، بعد در زدم و درون خانه آمدم، گفتم: يابن رسول الله! تو كريمى، يكى از اين غلام‏هاى خود را به من ببخش. امام زين العابدين عليه السلام فرمودند: عيبى ندارد. غلامان را آوردند و فرمودند: كدام را مى‏خواهى؟ عرض كردم: اين‏ها را نمى‏خواهم. فرمود: غلام ديگرى دارم كه كار حيوانات مرا انجام مى‏دهد. او صدا بزنيد بيايد. صدا زدند و آمد. عرض كردم: آقا! من اين شخص را مى‏خواهم. امام چهارم عليه السلام فرمودند: اى غلام! سعيد بن مسيب تو را مى‏خواهد. تو را به او ببخشم؟ او جواب نداد. به سعيد رو كرد و گريست. گفت: اى سعيد! مرا از امام زين العابدين عليه السلام جدا نكن، من مى‏ميرم، سعيد گفت: ناراحت نباش. تو را نمى‏برم. سعيد رفت. غلام ديد كه مقام معنويش بر او معلوم شده و او بى‏خود به دنبالش نيامده است و حتماً در بيابان آن حال او را ديده است. نگران شد. خلوص را ببينيد و ياد بگيريد.
سعيد مى‏گويد: من چند قدم رفته بودم كه غلامان امام زين العابدين عليه السلام آمدند و گفتند: امام مى‏فرمايند: براى تشييع جنازه آن غلام بيا، او نزد محبوبش رفته است.
 ز هر چه غير يار استغفر الله                    ز بود مستعار استغفر الله‏
 زبان كان تر به ذكر دوست نبود                ز شرّش الحذار، استغفر الله‏
 سر آمد عمر و يك ساعت ز غفلت             نگشتم هوشيار استغفر الله‏
 جوانى رفت و پيرى هم سرآمد                 نكردم هيچ كار استغفر الله‏
  نكردم يك سجودى در همه عمر               كه آيد آن به كار استغرالله‏
  ز كردار بدم صد بار توبه                       ز گفتارم هزار استغفرالله
 شدم دور از ديار يار اى فيض                   منِ مهجور زار استغر الله
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

منبع
  • مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی