قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

رواياتى در حرمت شراب خوارى


كافى است براى درك عظمت اين گناه ، كه در كبيره بودنش شكى نيست ، به رواياتى كه از طريق پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) عذاب سخت مشروب خوار را در قيامت بازگو كرده اند دقت كنيد :

1 ـ عذاب شراب خوار در قيامت
حضرت صادق (عليه السلام) فرمود :
« فرداى قيامت شراب خوار وارد محشر مى شود ، در حالى كه رويش سياه و دهانش كج ، و زبانش بيرون آمده و فرياد تشنگى اش بلند است و به او از چاهى كه در آن چرك زناكاران ريخته شده مى آشامانند »(1) .و نيز فرمود :« به خدا قسم كسى كه نماز را سبك بشمارد ، و مست كننده اى بياشامد به شفاعت من نمى رسد » .همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمود :« در مسئله شراب ، خداوند ده نفر را لعنت كرده : كارنده درخت ، نگهبان باغ انگور جهت شراب ، فشار دهنده انگور ، نوش كننده ، ريزنده در جام ، حمل كننده ، تحويل گيرنده ، خريدار ، فروشنده و دريافت كننده پول »(1) .امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد :« شراب خوار با بت پرست مساوى است و در قيامت كافر محشور مى شود ، شراب ريشه هر گناهى است »(2) .

عقوبت شراب خوارى
امام صادق (عليه السلام) فرمود :
« كسى كه يك جرعه شراب بخورد خدا و پيامبران و مؤمنان او را لعنت مى كنند ، اگر به مقدارى بخورد كه مست شود ، روح ايمان از او دور و به جايش روح پليد شيطانى جايگزين مى گردد ، پس نماز را ترك مى كند و ملائكه او را سرزنش مى كنند و خداوند به او خطاب مى كند : اى بنده ! كافر شدى ، بدا به حال تو ، سپس امام فرمود : بدا به حالش ، بدا به حالش ، به خدا سوگند ! يك سرزنش الهى از هزار سال عذاب سخت تر است . لعنت كرده خدا هستند ، هر جا بروند از پناه خدا بيرونند و هلاك مى شوند ، پس فرمود : ملعون است كسى كه امر الهى را ترك مى كند ، اگر به صحرا رود صحرا هلاكش مى كند ، اگر به دريا رود ، دريا غرقش مى كند ، پس او مغضوب به خشم خداوند بزرگ است »(1) .

7 ـ سرقت
فضل بن شاذان كه از بزرگان اصحاب ائمه و از دانشمندان مشهور شيعه است ، نقل مى كند كه حضرت رضا (عليه السلام) سرقت را از گناهان كبيره شمرده است(2) .
و در روايت اعمش آمده كه حضرت صادق (عليه السلام) از قول نبى اكرم (صلى الله عليه وآله)نقل كرده است : زنا نمى كند كسى كه به خدا و روز جزا ايمان داشته باشد و هم چنين دزدى نمى كند شخص دزد ، در حالى كه ايمان داشته باشد(3) .آرى ! بنابراين روايت ، زناكار و سارق ، از ايمان به خدا و روز قيامت بهره اى ندارند .

روايات و حرام خوارى
مسئله عذاب خوردن مال دزدى را بايد در باب حرام خوارى جستجو كرد ،
اتفاقاً در اين زمينه رواياتى وارد شده كه انسان از خواندن آنها بر خود مى لرزد ! !

1 ـ رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد :« خداوند را در بيت المقدس ملكى است كه هر شب ندا مى كند : هر كس حرام بخورد از او واجب و مستحبى پذيرفته نيست »(1) .

2 ـ و نيز فرمود :« كسى كه جامه اى را به ده درهم بخرد و در آن ده درهم ، درهمى از حرام باشد ، مادامى كه بر تن اوست ، نمازش قبول نيست »(2) .

3 ـ و نيز فرمود :

« هر كس از به دست آوردن مال از هر كجا و هر راهى پروا نداشته باشد ، خداوند از درافكندن او در جهنم از هر راهى باشد پروا ندارد »(3) .

4 ـ همچنين فرمود :

« هر گوشتى كه بر بدن انسان از حرام برويد ، آتش به آن سزاوارتر است »(4) .

5 ـ و نيز حضرت فرمود :« كسى كه از راه گناه مال به دست آورد و با آن كمك به خويشاوند كند ، يا صدقه داده و انفاق كند ، خداوند همه را جمع كرده و با او به آتش جهنم افكند »(5) .

6 ـ امام باقر (عليه السلام) مى گويد :« پيامبر فرمود : ترسناك ترين برنامه اى كه بعد از خود بر امتم مى ترسم سه چيز است : به دست آوردن مال از راه حرام ، شهوت رانى و ربا »(1) .

7 ـ امام باقر (عليه السلام) فرمود :« كسى كه غير از حلال مالى كسب كند ، سپس حج برود وقتى تلبيه مى گويد خطاب مى رسد : لا لَبَّيْكَ وَلا سَعْدَيْكَ ، اما اگر از حلال باشد خداوند به او خوش آمد مى گويد »(2) .

8 ـ امام پنجم مى فرمايد :« آثار مال حرام در نسل انسان آشكار مى گردد »(3) .از مضمون روايات متعدد چنين استفاده مى شود كه : « هيچ عبادتى از حرام خور قبول نمى شود ، باز دقت كنيد»(4) .

وعنه (صلى الله عليه وآله) : « إذا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِن حَرام في جَوفِ العَبْد لَعَنَهُ كُلُّ مَلَك في السَّمواتِ والأرضِ » .وقتى عبادات حرام خور قبول نشود ، مثل كسى است كه اصلاً عبادت نكرده ، و چنين كسى در قيامت به چه عذاب هايى دچار خواهد شد ! !

8 ـ محارب و مفسد
قرآن مجيد شخص محارب و مفسد را علاوه بر وعده كيفر دنيايى ، وعده كيفر سختى در قيامت داده است ، بنابراين محاربه و افساد از گناهان كبيره است . محارب كسى است كه اسلحه بردارد ، براى اينكه با ترساندن مسلمانان به مال و ناموس آنان دست درازى كند ، و فرقى نمى كند كه اين اسلحه چه باشد : شمشير ، نيزه ، تفنگ ، كارد ، چوب ، سنگ .
در اين برنامه خواه تنها باشد يا داراى همدست و خواه بتواند مالى را ببرد يا به كسى لطمه وارد كند يا نه ، در دريا باشد يا خشكى ، شهر باشد يا ده ، صحرا باشد يا سرگردنه ، شب باشد يا روز ، مسلمان باشد يا غير مسلمان ، مرد باشد يا زن ، در بلاد اسلامى باشد يا كفر ، و بالاخره محارب كسى است كه با به كار بردن اسلحه و قصد حمله به مسلمانان از آنان سلب آسايش كرده و امنيّت جانى يا مالى يا عِرْضى آنان را به خطر اندازد .در سوره مائده درباره محارب چنين مى خوانيم :( إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِى الاَْرْضِ فَسَاداً أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِنْ خِلاَف أَوْ يُنفَوْا مِنَ الاَْرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْىٌ فِى الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِى الاْخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ * إِلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )(1) . « كيفر آنان كه با خدا و پيامبرش مى جنگند ، و در زمين به فساد و تباهى مى كوشند ، فقط اين است كه كشته شوند ، يا به دارشان آويزند ، يا دست راست و پاى چپشان بريده شود ، يا از وطن خود تبعيدشان كنند . اين براى آنان رسوايى و خوارى در دنياست ، و براى آنان در آخرت عذابى بزرگ است . * مگر كسانى كه پيش از دست يافتنتان بر آنان توبه كنند ; پس بدانيد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است » .جهت اينكه در آيه شريفه از محارب با مسلمانان ، تعبير به محارب با خدا و پيامبر كرده ، براى تعظيم و تشريف شأن مسلمين است ، به نحوى كه هرگونه معامله با مردم مسلمان ، در حقيقت معامله با خدا و پيامبر است ; زيرا مؤمن وابسته به خدا و پيامبر است و خدا و رسول هر نوع دست درازى به مسلمان را مخالفت با خود دانسته است .امام ششم (عليه السلام) مى فرمايد :« خداوند فرمود : بايد به من اعلام جنگ كند هر كه بنده مؤمن مرا آزار دهد ، و بايد از غضبم ايمن باشد هر كس مؤمن را گرامى بدارد » .و فرمود :« هر كس دوست مرا اهانت كند ، آشكارا به جنگ با من برخاسته است »(1) .

كلامى از يك دانشمند مصرى
يكى از دانشمندان بزرگ اسلامى « مصر » در اين زمينه مى نويسد :
« هدف كليّه شرايع آسمانى در اجتماع بشرى اين است كه پنج اصل مقدس و موضوع مهم يعنى : جان ، عقل ، مال ، نسل ، و عِرْض مردم را از تجاوز و تباهى محفوظ بدارند ; زيرا تفريط و تعدى درباره هر يك از اين پنج موضوع مهم ، موجب پديد آمدن تنازع و خونريزى و انتشار مفاسد و شرور است ، و حكمت تشريع كيفر در برابر جرايم ، جلوگيرى افراد متجرّى و جسور از اين گونه افراط و تعدى است ، و جاى ترديد نيست كه صرف امر به معروف و نهى از منكر نمى تواند اين منظور را تأمين كند ; بلكه تنها بيم از كيفر امروز و فرداست كه مى تواند ضامن اجراى اوامر و نواهى الهى باشد » .

تزلزل پيوندها
با توجه به اين حقايق معلوم مى شود كه چرا شريعت اسلام كيفر چند گناه از قبيل : قتل عمد ، قذف ، زنا ، محاربه افساد ، شرب خمر ، ارتداد از دين ، لواط و سرقت را به نص صريح تعيين كرده و در ساير موارد كيفر خاصى مقرّر نداشته و نوع و مقدار كيفر را به نظر حاكم شرع گذاشته است .
اين همه به خاطر اين است كه به اقتضاى اوضاع زمان و مكان جرم و احوال مجرم او را تعزير كند ; زيرا ارتكاب و انتشار اين گونه گناهان ، موجب تزلزل پيوندهاى اجتماعى و علت بدبختى و پريشانى امت هاست .

9 ـ ارتداد
اسلام ، منبع تمام خيرات و بركات ، در دنيا و آخرت است .
تقوا ، ورع ، بيدارى ، علم ، فضيلت ، درستى ، صلاح و سداد ، جود و سخا ، تواضع و خشيت و تمام اوصاف حميده ، در سايه ارتباط اسلام به دست آمده و كسى كه در حدّ خودش از اسلام شناخت دارد و به آن عمل مى كند ، مؤمن است ، و مؤمن تنها كسى است كه از رضايت و خشنودى حق برخوردار است و در آخرت از بهترين نعمت هاى الهى بهره مند است .قرآن مجيد بهشت را حق مؤمن دانسته و احترامى كه براى مؤمن قائل است براى كسى قائل نيست .كسى كه روى به اسلام كند ، در حقيقت روى به خير دنيا و آخرت كرده ، و در نتيجه ، درهاى رحمت الهى را به روى خود گشوده است .با توجه به منافع دنيوى و آخرتى كه در اسلام هست ، حساب كنيد اگر كسى روى از اين دين جاويد برگرداند ، كه در حقيقت روى از خدا و انبياء و كتب آسمانى و درهاى رحمت الهى برگردانده ، چه گناه بزرگى مرتكب شده است و علاوه بر كيفر در دنيا ، در آخرت به چه عذابى مبتلا خواهد شد .از آنجايى كه مرتد ، از نظر قرآن كافر است ، بهتر اين است كه خوانندگان محترم براى آگاهى از وضع كافر به قرآن مجيد مراجعه كنند ، تا بر آنان معلوم شود كه مرتد در قيامت دچار چه بلاهاى خطرناك ابدى است :( اللهَ الَّذِى لَهُ مَا فِى السَّماوَاتِ وَمَا فِى الاَْرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَاب شَدِيد )(1) . « خدايى كه آنچه در آسمان ها و زمين است ، در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست ; و واى بر كافران از عذابى سخت » .( وَأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالاْخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً )(2) . « و براى آنان كه به قيامت ايمان نمى آورند ، عذابى دردناك آماده كرده ايم » .( وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ )(3) .
« و كسانى كه كافر شده و آيات ما را تكذيب كرده اند ، پس عذابى خواركننده براى آنان است » .
كمتر سوره اى در قرآن مجيد مى بينيم كه به عذاب روگردانندگان از خدا اشاره نكرده باشد ، و همچنين در روايات مهم ، به عذاب مرتدين اشاره شده كه خوانندگان محترم مى توانند براى تفصيل بيشتر ، به قرآن و كتب روايى مراجعه كنند .

كتاب زندگى
در آن زمانى كه ميدان حيات انسان از همه طرف ، دستخوش حملات ويرانگر اميال و غرايز حيوانى و شيطانى شده بود ، و بر اثر آن حملات و طوفان ها ساختمان كرامت و فضيلت از ريشه رو به ويرانى مى نهاد ; در آن زمان كه در تمام جهان عده اى زورگو و مفت خور و گروهى شكم پرست و شهوت ران ، انسان و انسانيت را به بردگى و بندگى برده بودند ، و به دست و پاى مركز انديشه و قلب و روح بشر زنجير اسارت نهاده بودند ; در آن زمان كه تمام محصولات مادى و معنوى جامعه انسانى در خدمت طاغيان ، ياغيان ، قلدران ، استعمار و استثمارگران بود و انسان روى زمين از انسانيت و حقوق خود بى بهره بود ; در آن زمان كه ستون هاى درستى شكسته شده بود ، و جز هواپرستى، مكتبى بر انسان حاكم نبود ، و بشريت گرفتار خواب سنگين غفلت بود ، و عوارض جهل و بى خبرى در تمام شئون زندگى انسانى بيداد مى كرد ، و عمق فاجعه در حدّى بود كه تصورش براى كسى امكان ندارد ; وجود مقدس حضرت حق از باب لطف ، رأفت ، عنايت و رحمت ، براى نجات انسانيت شخصيتى بزرگ و وجودى سترگ و انسانى فرزانه ، كه جامع تمام كمالات انسانى بود و بال و پَر دانشش به عالم مُلك و ملكوت سايه داشت به نام محمد بن عبدالله (صلى الله عليه وآله وسلم) مبعوث به رسالت كرد تا آلودگى تمام بدبختى ها را از دامن حيات انسان بشويد و آدمى را به كمالاتى كه لايق اوست برساند .
خداوند عزيز براى پيشبرد رسالت و تداوم آن خط معنوى تا صبح قيامت كتابى به نام قرآن به همراه رسول بزرگوارش فرستاد ، تا به وسيله آن تمام انسان ها را ، در تمام ادوار تاريخ ، به سعادت ابدى و خير دنيا و آخرت برساند .

الفاظ و معانى قرآن
كتاب خدا از نظر فصاحت ، بلاغت ، استعمال الفاظ ، كلمات ، تركيب جملات ، آيات ، تعداد سوره ها و نظام بندى ، يك معجزه واقعى است.
اين شكل و ترتيب قرآن نشان دهنده اين معناست كه معمار و بنّاى اين ساختمان فقط و فقط خداست ، و در اين بناى محكم حتى يك نقطه كم و زياد نيست ، و آنچه امروز در دست جهانيان است ، همان است كه در طول بيست و سه سال ، به رسول بزرگوار اسلام ، براى آزادى انسان ، از اسارت هوا و هواپرستان و فرهنگ هاى تحميلى نازل شده است و به همين صورتى كه امروز در دست ماست ، در زمان حيات پيامبر به دستور مستقيم حق تدوين شده و تنها كارى كه پس از رسول خدا انجام گرفته است اعراب گذارى آن بوده و بس .اين همه از آيات قرآن و روايت بسيار محكم و متين استفاده مى شود ، كه عقيده و اعتقاد تمام شيعيان دوازده امامى در همه ادوار از عالِم و عامى و مرد و زن و شهرى و دهاتى بر اين بوده و بر اين خواهد بود و شيعه غير از اين حقيقت چيز ديگرى را نسبت به كتاب خدا قبول ندارد .قوى ترين سخنى كه شيعه در اين زمينه دارد اين است كه اگر يك نقطه از اين كتاب كم شده و يا يك نقطه به آن اضافه شده بود ، بدون شك حجت الهى بربندگان تمام نبود ، كه تمام بودن آن ، حجت خداست بر همه انسان ها تا به پا شدن محشر در گرو همين اعتقاد و عقيده است .

دريايى عميق
قرآن گرچه از نظر تعداد حروف ، كلمات ، نقطه ها ، زير و زبرها ، آيات و سوره ها داراى حد معينى است و به شماره تمام برنامه هاى صورى كتاب در بعضى از تفاسير اشاره رفته ; ولى از نظر معنا ، دريايى است كه ساحل ندارد و جهانى است كه براى آن حدّى متصور نيست .
آرى! قرآن مجيد آئينه تجلى حق بر عباد است و حق ، حقيقتى است كه مفهوم و كمالات و اوصافش بى حد است .براى معانى و مفاهيم قرآن مرزى نيست ، به همين خاطر است كه تاكنون دست توانا و پرقدرت علم ، نتوانسته تفسيرى جامع و كامل براى اين كتاب بياورد ، كه هر تفسيرى محدود به حدود علمى مفسّر و تمام تفسيرهايى كه تاكنون نوشته شده و شايد از چند هزار متجاوز باشد ، به طور مجموعى نتوانسته اند معانى بلند و ملكوتى قرآن را به نحو جامع بيان كنند .هر روز تفسير زنده و جديدى به وسيله فرد يا با شركت افراد ، كه در حد و شأن خودشان از علوم اسلامى بهره دارند ، با مطالبى جالب تر ، گوياتر و جامع تر از تفاسير گذشته ، به دنياى علم و معرفت عرضه مى شود ; ولى به اقرار مفسّرين از صد معناى قرآن ، به يك معنا آن هم به طور كامل اشاره نشده است ، چرا كه مفسّر حقيقى قرآن ، خدا ، پيامبر و ائمه طاهرين (عليهم السلام) هستند و آنان هم مطالبى را پيرامون بعضى از آيات ، آن هم به قدر لياقت و استعداد انسان ، از خود به جاى گذاشته اند .

تفسير بى انتها
در كتب شيعه و سنى آمده: « ابن عباس » كه درس قرآن و فهم مفاهيم كتاب الهى را در حد خودش از وجود مبارك اميرمؤمنان (عليه السلام) كه شاهد نبوت و دارنده همه كتاب بود فرا گرفته مى گويد: اميرمؤمنان (عليه السلام) به من فرمود :
« اگر معانى بلند و مفاهيم ملكوتى سوره حمد كه هفت آيه بيش نيست را براى شما بگويم و شما گفته هاى مرا بنويسيد ، براى انتقال آن نوشته ها هفتاد شتر لازم است!!! » .در آثار اسلامى و معارف آسمانى آمده است كه : هر آيه قرآن داراى هفتاد معنا و هر معنايى داراى هفتاد مفهوم است كه براى هر آيه چهار هزار و نهصد معنا و ضرب اين عدد در همه آيات ، منتهى به نوشتن كتابى به پهناى آفرينش مى گردد!راستى اگر جن و انس تمام همت خود را براى كشف گوهرهاى اين دريا به كار گيرند ، به عمر همه آنان خاتمه داده مى شود ; ولى اين دريا همچنان پر از گوهرهاى كشف نشده باقى مى ماند .رسول حق (صلى الله عليه وآله) درباره آن فرمود:ظاهِرُهُ اَنِيْقٌ وَباطِنُهُ عَمِيْقٌ لَهُ نُجُومٌ وَعَلى نُجُومِهِ نُجُومٌ لا تُحْصى عَجائِبُهُ وَلا تُبْلى غَرائِبُهُ(1) . « ظاهرش جلوه و زيبايى دارد و باطنش ژرف عميق است ، ستارگانى دارد و ستارگانش هم ستارگانى دارد ، شگفتى هايش به شمار نيايد و عجائبش كهنه نگردد » .

برگرفته از کتاب بر بال اندیشه

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه