پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

پژوهشى پيرامون مصباح الشريعه

پژوهشى پيرامون مصباح الشريعه

مؤلّف واقعى اين كتاب تاكنون ناشناخته مانده و شايد از شدّت خلوص نخواسته نامش روشن شود . كتاب داراى صد فصل است و در هر فصلى روايتى از درياى حقايق ، امام جعفر صادق  عليه‏السلام ، حاوى عالى‏ترين مسائل عرفانى و اخلاقى نقل كرده است . يادگيرى مسائل مطرح شده در اين كتاب آسان و عمل به آن در خور قدرت هر مكلّفى است . بعضى از كتاب‏هايى كه تحت عنوان عرفان تنظيم شده ، خالى از مسائل وارداتى ، يا قصّه‏هاى عجيب و غريب نبوده بلكه مخلوطى از فرهنگ بشرى و الهى است و نمى‏توان به تمام مطالب آن تكيه كرد . امّا كتاب «مصباح الشريعة» كتابى است كه بيش از نود درصد آن با آيات قرآن و روايات مستند وارده از رسول حق  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و امامان معصوم  عليهم‏السلام مطابقت دارد و به‏گونه‏اى نيست كه نتوان به آن اعتماد كرد . اين كتاب همواره به عنوان منبعى عرفانى و اخلاقى كه مطالبش از سرچشمه حقيقى عرفان و اخلاق يعنى درياى بيكرانه دانش امام معصوم گرفته شده ، مورد توجّه بسيارى از بزرگان دين بوده و بعضى از عاشقان سير و سلوك بر آن شرح نوشته‏اند . بعضى از شروح نسبتاً مبسوط و بعضى نيمه تمام و تعدادى هم ترجمه تحت اللفظى و در بعضى از فصول همراه شرح مختصر است . شايان ذكر است كه اين كتاب ، از نظر علماى بزرگ شيعه مورد توجّه قرارگرفته است . در يك جمع بندى نظربزرگان را در جهت‏گيرى به آن پنج دسته مى‏بينيم .1 ـ  گروهى كه در نفى و اثبات و ردّ و قبولش سكوت كرده‏اند .2 ـ  دانشمندان و بزرگانى كه عقيده دارند ، مؤلّف عارف اين كتاب ، از فرهنگ به‏جامانده حضرت صادق  عليه‏السلام ، اين صد باب را تنظيم كرده و انشاى آن از خود مؤلّف است نه كلمات مستقيم امام  عليه‏السلام . 3 ـ  بيش‏تر بزرگان دين و پرچمداران تربيت و اخلاق و عرفان به اين كتاب به ديده احترام نگريسته و آن را قابل قبول و عمل دانسته و عقيده دارند كه مؤلّف كتاب از مجموع روايات حضرت صادق  عليه‏السلام اين كتاب را تأليف كرده است ؛ چيزى كه هست از ده‏ها روايت جملاتى انتخاب كرده و آن جملات را به هم پيوسته تا براى هر فصلى روايتى تنظيم كرده باشد .4 ـ  عدّه‏اى كه به اين كتاب با نظر بدبينى نگريسته و آن را از ساخته‏هاى صوفيّه يا دست‏پخت فضيلِ عياض دانسته‏اند و به طور كلى اين مجموعه را مردود شمرده‏اند .5 ـ  دسته‏اى از دانشمندان كه در قبول و ردّش جانب احتياط را مراعات كرده و فرموده‏اند : گرچه سند آن قطعى نيست ولى عمل به محتويات آن ـ كه قسمت مهمّى از مطالبش موافق آيات و روايات مستند است ـ مانعى ندارد . علاّمه مجلسى  رحمه‏الله از اين گروه است و اين فقير بى‏مايه هم پس از بررسى‏هاى لازم اين نظر را انتخاب كرده‏ام . از آنان كه اين كتاب را مردود دانسته‏اند شيخ حرّ عاملى صاحب «وسائل» در كتاب «هداية الامّة» و ديگر صاحب «رياض العلماء» است ، و از آنان كه به اين خزانه پر گوهر به ديده احترام نگريسته و آن را قابل اعتماد و عمل دانسته و در صدورش از سرچشمه ولايت ترديدى به خود راه نداده‏اند يكى سيّد رضى‏الدّين علىّ بن طاووس رضوان اللّه عليه است كه در فصل هفتم از باب ششم كتاب «امان الاخطار»اين چنين فرموده است : « مسافر با خود بردارد كتاب «مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة » را كه از حضرت صادق  عليه‏السلام است ؛ زيرا آن كتابى است لطيف و شريف كه راه و رسم سير و سلوك به  سوى خدا را براى سالكان آن راه معرّفى مى‏كند و روش اقبال به خدا را به انسان ياد مى‏دهد و اسرار مطويّه خود را در اختيار و دسترس خواننده مى‏گذارد . خلاصه كلام آن كه فوايد اين كتاب بسيار و حجم آن كم است . به عبارت ديگر كثيرالمعنى و قليل اللفظ است » . و از كسانى كه در قبول اين كتاب به خود ترديد راه نداده است شهيد ثانى است . او در كتاب «التّنبيهات العليّة على اسرار الصلاة» و در «كشف الريبة» و در « منية
المريد » و هم چنين در «مسكِّن الفؤاد» از «مصباح الشريعة» مطالبى را نقل مى‏كند و به طورى كه از دقّت در موارد نقل برمى‏آيد ، فهميده مى‏شود كه وى بر اين كتاب اعتماد داشته و اخبار آن را از حضرت صادق  عليه‏السلاممى‏دانسته و در صحّت آن كتاب و ثبوت انتساب اين گوهر به آن حضرت ترديد و اضطرابى نداشته است . فيض كاشانى نيز از كسانى است كه در كتاب‏هاى اخلاقى و عرفانى خود از اين كتاب مطالبى را نقل كرده و از ملاحظه در موارد نقل استفاده مى‏شود كه آن مرحوم نيز كتاب را معتبر دانسته و نسبت آن را به امام صادق  عليه‏السلام مسلّم و قطعى تلقّى مى‏نمايد و هيچ شك و شبهه‏اى در اين موضوع ندارد . حاج ميرزا ابوالقاسم ذهبى شيرازى ، نظر عالم بزرگوار مرحوم مجلسى  رحمه‏الله را نسبت به كتاب عرفانى و اخلاقى «مصباح الشريعة» چنين نقل مى‏كند : « بر تو باد كه بر كتاب «مصباح الشريعة» ملازمت نمايى ، شهيد ثانى آن را به اِسناد خود از حضرت صادق  عليه‏السلام نقل كرده و حاجت به نقل سند نيست ؛ زيرا متن آن دلالت بر صحّت اين كتاب دارد » .گروه بسيارى از علماى شيعه و از معتبرترين و موثّق‏ترين دانشمندان بزرگوار كم‏نظير از جمله : ابن فهد حلّى در «عدّة الدّاعى» ، كفعمى در «مجموع الغرائب» ،سيّد هاشم بحرانى در مقدّمه «برهان» ، نراقى در «جامع السعادات» ، مرحوم سيّد حسين قزوينى در بحث پنجم «جامع الشّرايع» ، سيّد على‏خان در «شرح صحيفه سجّاديّه» ، عالم عارف شريف لاهيجى در تفسير نفيس خود و مرحوم امام خمينى  رحمه‏الله در كتاب‏هاى اخلاقى و عرفانى خويش احاديثى از اين خزانه پر مايه نقل كرده‏اند . ذهبى شيرازى در ابتداى «مناهج انوار المعرفة» كه نام شرح او بر «مصباح» است مى‏گويد : پس از تفحّص در آثار حضرت سيّدالمرسلين و اخبار آل طه و يس عليهم سلام اللّه ربّ العالمين ، مجموعه‏اى جامع‏تر از رساله «مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة» كه حاوى اسرار و بطون و حقايق شريعت مقدّسه باشد نيافتم و چون اين رساله
منسوب و مستند به حضرت امام بحقّ ناطق جعفر بن محمّد الصّادق  عليه‏السلاماست ، لهذا بزرگان اهل دين و معرفت را بهترين سند است . از بزرگانى كه در صحّت و اعتبار اين كتاب ترديد نكرده است ، پرچمدار دانش حديث و درايت و روايت مرحوم حاج ميرزا حسين نورى طبرسى است . اين مرد بزرگ در خاتمه «مستدرك» كه داراى فوايد عظيمه‏اى است بحث گسترده و مبسوطى دارد و دلايل آنان كه كتاب را مردود دانسته يا در صحّت آن ترديد كرده‏اند نقل مى‏كند و با براهين آشكار و دليل‏هاى روشن و منطق محكم جواب داده و اين كتاب شريف را معتبر دانسته و اخبار آن را در كتاب با عظمت «مستدرك» روايت نموده است . اين مرد بزرگ در پايان بحث خود درباره «مصباح الشريعة» مى‏فرمايد : « وَقَدْ أَطْنَبْنا الكلامَ فى شرح حالِ المِصْباح ، مَع قِلّةِ ما فيه مِن الأَحْكامِ حِرْصاً عَلى نَشْرِ المآثِر الْجَعْفَريَّة وَالآدابِ الصّادِقيّة وَحِفْظاً لابنِ طاووسَ وَالشّهيْد وَالْكَفْعَمى  رحمهم‏الله عَن نِسْبَةِ الوَهْمِ وَالإِشْتِباهِ إِلَيْهِمْ وَاللّهُ الْعاصِمْ »  . قاطع و جازم مى‏گويم كه درباره كتاب «مصباح الشريعة» با اين كه كتاب فقهى نيست ، سخن را گسترده كردم و تحقيقم را طولانى نمودم و اين به خاطر حرص و ولعى است كه به پخش آثار اهل بيت  عليهم‏السلام و آداب مكتب حضرت صادق  عليه‏السلام دارم و براى اين كه بگويم بزرگانى چون سيّد بن طاووس و شهيد و كفعمى كه از طرف عدّه‏اى به خاطر اين كتاب ، متّهم به خيال و اشتباه شده‏اند ، دامن علم و عمل و آبرو و اعتبارشان منزّه و پاك از اين تهمت است . بزرگانى چون اينان در قبول صحّت اين كتاب به اشتباه نرفته و دچار اوهام غلط نشده‏اند . از كسانى كه به اين كتاب اعتماد كرده ، عارف كم‏نظير ، مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى است . وى در كتاب «اسرار الصلاة» آن قسمت از روايت «مصباح الشريعة» را كه متناسب با كتاب خود ديده آورده و بر آن‏ها اعتماد كرده است . مرحوم حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ حسن مصطفوى در مقدّمه شرح مختصرش بر اين كتاب مى‏نويسد :
  « اين كتاب به طور مسلّم از مراكز وحى و الهام گرفته شده و به وسيله شخصيّتى كه ارتباط با عالم غيب داشته تأليف شده است . در اين كتاب دقايق معارف و اسرار حقايق و لطايف اخلاقيّات ، مراحل سير و سلوك و خصوصيّات مراتب ايمان ، به اندازه‏اى دقيق و تحقيقى و عميق ذكر شده است كه كم‏ترين نقطه ضعف و انحراف و سستى در خلال جملات و مطالب آن ديده نمى‏شود و آن‏چه مسلّم است اين كتاب در مرتبه فوق كتب مؤلّفه متداوله علما و محقّقان و عرفا است » . اين بود بخشى از نظريّات محقّقان و بزرگان شيعه درباره كتاب «مصباح الشريعة» كه من آن را به عنوان يك منبع اصيل عرفانى و اخلاقى انتخاب كرده و به وسيله مطالب آن ، عارف و عرفان را شناسانده و ثابت كرده‏ام كه عرفان ، حالى الهى و احوالى ملكوتى بارقه‏اى آسمانى در عمق جان انسان است كه رشد و ظهور آن در گرو معرفت ، ايمان ، تبعيّت از انبيا و امامان  عليهم‏السلام و عبادت خالصانه است و نبايد براى اهل ايمان اصطلاح عارف و عرفان موجب وحشت و ترس باشد ، تا بدون تحقيق و بررسى از آن فرار كرده و اهلش را مورد تهمت قرار داده و خداى ناخواسته آنچه خدا راضى نيست در حق آنان بگويند .
به آنان كه كتاب را مردود دانسته‏اند ، بايد گفت : اگر به دقّت در تمام مطالب آن توجّه مى‏كردند ، حدّاقل مانند علاّمه مجلسى  رحمه‏الله نظر مى‏دادند و از مردود دانستن تمام آن يا نسبت دادنش به صوفيّه امتناع مى‏ورزيدند . خلاصه مى‏توان گفت : عمده مطالب كتاب «مصباح الشريعة» از چشمه جوشان ولايت مطلقه و درياى علوم اوّلين و آخرين ، حضرت امام صادق  عليه‏السلاماست و جاى هيچ‏گونه ترديد و شك نيست و لازم است هر مؤمن متعهّد و هر عاشق سالكى ، براى رشد حال عرفانى خود به اين مجموعه مراجعه كند و تا جايى كه در قدرت اوست به آن عمل كند . برنامه‏اى كه اين فقير در شرح اين درياى با عظمت دارد اين است :
نقل تمام روايت هر فصل در ابتدا ، شرح جمله به جمله آن با كمك قرآن ، روايات ، كتاب‏هاى اخلاقى ، اشعار حكيمانه‏اى كه با متن مطالب تناسب دارد . البتّه در ضمن تفسير و شرح ، آن‏چه از جانب حق به قلبم اشراق شود و از سوى حضرت محبوب ملهَم گردم متذكّر مى‏شوم و از حضرت ربّ العزّه مى‏خواهم كه مرا از لغزش
و خطا مصون بدارد و خوانندگان را جهت تأمين خير دنيا و آخرتشان توفيق عمل هد و آنان را در حدّ اعلا از اين معارف ملكوتى بهره‏مند سازد .
 

 برگرفته از کتاب عرفان اسلامی