حسابگر ما كيست؟ خداى كريم. اگر ما در مرحله مثبت اين چهار برنامه باشيم خداى متعال طولى نمىكشد كه ما را مشمول عفو و رحمت خود قرار مىدهد.
«وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ فى مَوْضِعِ العَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ»
اما اگر لايق عفو و گذشت خدا نباشيم ديگر نمىتوانيم در قيامت به پروردگار بگوييم: ما خيلى دلسوز و با محبت هستيم، مىشود شمر را ببخشى؟ آنجا جاى بخشيدن نيست. شمر قبل از اين كه سر حضرت ابى عبدالله عليه السلام را جدا كند، حضرت فرمودند: هنوز درب توبه باز است، اگر مىخواهى برگردى، برگرد. خودش نخواست. چيزى كه با اختيار خودش نخواسته است، خدا به زور در حلق او كند؟
او اعلان كرده است كه من با تمام وجود، بهشت تو را نمىخواهم. تا آخر عمر هم گفته است كه نمىخواهم. حالا كه مرده است، هيچ جاذبهاى در وجود خود براى جذب يك سيب بهشتى نيست، اگر خدا او را درون بهشت نيز ببرد، نمىتواند از نعمتها استفاده كند، چون دهان خوردن نعمت بهشت، چشم ديدن مناظر بهشت، گوشِ شنيدن نواهاى بهشت و شهوت و لذّت قرار گرفتن در كنار حور العين را ندارد، همه خاموش است. خدا او را كجا ببرد؟
شما كور مادرزادى را پيدا كنيد، زيباترين تابلوى كمال الملك را نزد او ببر، كمال الملك «1» كه اهل كاشان و نقّاش دربار قاجاريه بود و رضاشاه او را به نيشابور تبعيد كرد و همانجا مرد و آنجا نيز دفن است، بگو: تلفيق و به قول خارجىها، هارمونى رنگها را ببين، زيبايى تابلو را ببين، تابلو دارد با آدم حرف مىزند. كور همه را تاريكى مىبيند. بعد حوصلهاش سر مىرود و مىگويد: من هيچ چيز را نمىبينم.
پروردگار در سوره اسراء مىگويد: «وَ مَن كَانَ فِى هذِهِأَعْمَى فَهُوَ فِى الْأَخِرَةِ أَعْمَى»
آن كسى كه در اينجا چشم ديدن پيغمبر و اهل بيت عليهم السلام را نداشته است، آنجا نيز چشم ندارد كه ببيند، آن وقت تو مىگويى: او را به بهشت ببر؟ او نمىبيند. او در دنيا در تاريكى بوده، در قيامت نيز بايد در تاريكى باشد. «فِى سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ* وَ ظِلّ مّن يَحْمُومٍ» در آخرت در دود غليظ فراگير مىباشد. اگر چشم داشت، من او را به بهشت مىبردم. تو كه چشم دارى بيا برو بهشت. اما اگر در دنيا «صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ» بودى و خود را علاج نكردى، در قيامت نيز همين است.