پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مراحل ربوبيّت

مراحل ربوبيّت

عناوین مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

كمال و قدرتى كه در اثر عبوديّت و اخلاص و پرستش واقعى نصيب بشر مى‏گردد ، منازل و مراحلى دارد.

اوّلين مرحله :

الهام‏بخش و تسلّط‏بخش انسان به نفس خويشتن است . به عبارت ديگر كم‏ترين نشانه قبولى عمل انسان نزد پروردگار اين است كه بينشى نافذ پيدا مى‏كند ، روشن و بيناى خود مى‏گردد : إِن تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَل لَكُمْ فُرْقَاناً .اگر [ در همه امورتان ] از خدا پروا كنيد ، براى شما [ بينايى و بصيرتى ويژه ] براى تشخيص حق از باطل قرار مى‏دهد .و نيز مى‏فرمايد : وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا .و كسانى كه براى] به دست آوردن خشنودى] ما [ با جان و مال ]كوشيدند ،بى‏ترديد آنان را به راه‏هاى خود [ راه رشد ، سعادت ، كمال ، كرامت ، بهشت و مقام قرب ]راهنمايى مى‏كنيم .

ديگر اين كه آدمى به نفس و قواى نفسانى خويش غالب و قاهر مى‏گردد ، اراده انسان در برابر خواهش‏هاى نفسانى و حيوانى نيرومند مى‏گردد ، آدمى حاكم وجود خويش مى‏شود مديريّت لايقى نسبت به دايره وجود خودش كسب مى‏كند . قرآن كريم درباره نماز مى‏فرمايد :إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ .يقيناً نماز از كارهاى زشت ، و كارهاى ناپسند باز مى‏دارد .و درباره روزه مى‏فرمايد :كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ اى اهل ايمان ! روزه بر شما مقرّر و لازم شده ،همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرّر و لازم شد ، تا پرهيزكار شويد .و درباره هر دو عبادت مى‏فرمايد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَبْرِ وَالصَّلاَةِ .

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ! از صبر و نماز [ در همه امور زندگى ]يارىجوييد. در اين مرحله از عبوديّت آن چيزى كه نصيب انسان مى‏شود اين است كه خواهش‏ها و تمايلات نفسانى انسان مسخّر وى مى‏گردد . به عبارت ديگر اوّلين اثر عبوديّت ، ربوبيّت و ولايت بر نفس امّاره است و در اثر اين تسلّط ، صفا و روشنايى و روشن‏بينى نيز پيدا مى‏شود .

مرحله دوم :

تسلّط و ولايت بر انديشه‏هاى پراكنده ، يعنى تسلّط بر نيروى متخيّله است . اين قوّه در اختيار ما نيست ، بلكه ما در اختيار اين قوّه عجيب هستيم ، ولهذا هرچه بخواهيم ذهن خود را در يك موضوع معيّن متمركز كنيم كه متوجّه چيز ديگر نشود براى ما ميسّر نيست ، بى‏اختيار قوّه خيالْ ما را به اين سو و آن سو مى‏كشاند .

مثلاً هرچه مى‏خواهيم در نماز حضور قلب داشته باشيم ، يعنى هرچه مى‏خواهيم اين شاگرد را بر سر كلاس نماز حاضر نگه داريم نمى‏توانيم ، يك وقت متوجّه مى‏شويم كه نماز به پايان رسيده و اين شاگرد در سراسر اين مدّت غايب بوده .در حديث آمده :لِقَلْبِ ابْنِ آدَمَ أَشَدُّ إِنْقِلاباً مِنَ القدْرِ إِذَا اجْتَمَعَتْ غَلَيا .د همانا قلب فرزند آدم از ديگ در حال جوشيدن بيش‏تر زير و رو مى‏شود .ولى آيا انسان جبراً و اضطراراً محكوم است كه همواره محكوم انديشه باشد و اين نيروى مرموز كه مانند گنجشكى همواره از شاخى به شاخى مى‏پرد حاكم مطلق وجود او باشد ، يا اين كه محكوميّت در برابر قوّه متخيّله از خامى و ناپختگى است و كاملان و اهل ولايت قادرند اين نيروى خودسر را مطيع خود گردانند ؟شقّ دوم صحيح است ، يكى از وظايف بشر تسلّط بر هوسبازى خيال است ، وگرنه اين قوّه شيطان صفت مجالى براى تعالى و پيمودن صراط قرب نمى‏دهد .براى كسب اين پيروزى هيچ چيزى مانند عبادت كه اساسش توجّه به خداست نمى‏باشد .

رياضت‏كشان از راه‏هاى ديگر وارد مى‏شوند ، ولى اسلام از راه عبادت بدون اين كه نيازى به آن كارهاى ناروا باشد اين نتيجه را تأمين مى‏كند . توجّه دل به خدا و تذكّر اين كه در برابر ربّ الارباب و خالق و مدبّر كل قرار گرفته است ، زمينه تجمّع خاطر و تمركز ذهن را فراهم مى‏كند .ابن سينا در نمط نهم «اشارات» پس از تشريح عبادات عوامانه كه تنها براى مزد است و ارزش زيادى ندارد ، به عبادت‏هاى مقرون به معرفت مى‏پردازد و مى‏گويد :بندگى از نظر عارف و اهل معرفت ، ورزش همت‏ها و قواى همّيه و خياليّه است كه در اثر تكرار و عادت دادن به حضور در محضر حق ، همواره آن‏ها را از توجّه به مسائل مربوط به طبيعت و مادّه به سوى تصوّرات ملكوتى بكشاند و در نتيجه اين قوا تسليم سرّ ضمير و فطرت خداجويى انسان گردند و مطيع او شوند ، به حدّى كه هر وقت اراده كند كه در پى جلب جلوه حق برآيد ، اين قوا در جهت خلاف فعّاليت نكنند و كشمكش درونى ميان دو ميل علوى و سفلى ايجاد نشود و سرّ باطن بدون مزاحمت اين‏ها از باطن كسب اشراق نمايد .

مرحله سوّم :

روح در مراحل قوّت و قدرت و ربوبيّت و ولايت خود به مرحله‏اى مى‏رسد كه در بسيارى از چيزها از بدن بى‏نياز مى‏گردد ، در حالى كه بدن صددرصد نيازمند به روح است .مرحله چهارم : خود بدن از هر لحاظ تحت فرمان و اراده شخص درمى‏آيد به طورى كه در حوزه بدن خود شخص اعمال خارق‏العاده سر مى‏زند . اين مطلب دامنه بحث زيادى دارد ، حضرت صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد :ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَوِيَتْ عَلَيْهِ النِيَّةُ .آنچه كه همت و اراده نفس در آن نيرومند گردد و جداً مورد توجّه نفس واقع شود بدن از انجام آن ناتوانى نشان نمى‏دهد .مرحله پنجم : بالاترين مراحل است ، اين است كه حتّى طبيعت خارجى نيز تحت نفوذ اراده انسان قرار مى‏گيرد و مطيع انسان مى‏شود .

معجزات و كرامات انبيا و اولياى حق از اين مقوله است .معجزه بدان جهت صورت مى‏گيرد كه به صاحب آن از طرف خداوند نوعى قدرت و اراده داده شده كه مى‏تواند به اذن و امر پروردگار در كائنات تصرّف كند ، عصايى را اژدها نمايد ، كورى را بينا سازد ، حتّى مرده‏اى را زنده كند ، از نهان آگاه سازد . اين قدرت و آگاهى براى او تنها از طريق پيمودن صراط قرب و نزديك شدن به كانون هستى پيدا مى‏شود و ولايت و تصرّف جز اين چيزى نيست . همه اين مراحل نتيجه قرب به خداست و قرب به حق يك حقيقت واقعى است نه يك تعبير مجازى و اعتبارى .عبادت موجب تقرّب و تقرّب موجب محبوبيّت نزد خداست ، يعنى با عبادت انسان نزديك به خدا مى‏شود و در اثر اين نزديكى قابليّت عنايت خاص مى‏يابد و در اثر آن عنايت‏ها گوش و چشم و زبان و دست او حقّانى مى‏گردد ، با قدرت الهى مى‏شنود و مى‏بيند و مى‏گويد و حمله مى‏كند ، دعايش مستجاب و خواسته‏اش برآورده مى‏گردد .

طبق بينش مذهب تشيّع ، عبوديّت يگانه وسيله وصول به مقامات انسانى است و طىّ طريق عبوديّت به صورت كامل و تمام ، جز با عنايت معنوى و قافله‏سالارى انسان كامل كه ولىّ و حجّت خداست ميسّر نيست .بُنِىَ الإِسْلامُ عَلى خَمْسٍ : عَلَى الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ وَالْوِلايَةِ وَلَمْ يُنادَ بِشَىْ‏ءٍ كَما نُودِىَ بِالْوِلايَةِ .اسلام بر پنج پايه بنا شده : نماز ، زكات ، روزه ، حج ، رهبرى انسان كامل و حجّت خدا و چيزى به اهميّت رهبرى معصوم و انسان كامل نيست .آرى ، نفس و قواى آن با عبادت خالصانه ، آن هم تحت سرپرستى انسان كامل ، در اختيار حق قرار مى‏گيرد و از اين طريق انسان تبديل به يك موجود الهى و با كرامت مى‏گردد .من در اين قسمت لازم مى‏بينم بحثى كوتاه از آيات و روايات و كتاب‏هاى قابل توجّه اخلاقى و عرفانى و تربيتى درباره نفس به محضر عزيزان تقديم كنم ، باشد كه درى ديگر از معرفت و بينش به روى ما باز شود .

برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان

منبع
  • پایگاه عرفان