علامت دوم اهل تعقّل: اين افراد در درون خود، كلام احسن را نمىخواهند انبار كنند، حافظ نيستند كه ده كتاب، تفسير، يا تمام آيات قرآن و مفاتيح را حفظ كنند، اين كار را نوار و سى دى نيز مىتواند انجام دهند، بلكه كلام احسن را شنيده، همراه با انصاف مىپذيرند و به آن جهت عملى مىدهند؛ يعنى تمام وجود آنها افق طلوع عمل به كلام احسن مىشود. اگر كلام احسن را مىشنود: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسنِ وَ إِيتَآىِ ذِى الْقُرْبَى»
عادل، محسن و انفاق كننده مىشود.
بعد از شنيدن: «يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنكَرِ» از گناهان آشكار و نهان و تجاوزگرى پاك مىماند؛ يعنى قرآن عينى مىشود. قرآن را گاهى در صفحه مىبينند و گاهى در وجود او. اميرالمؤمنين عليه السلام عادل است، اما عدل او عدل خداست. محسن است، اما احسانش، احسان الله است. «إِيتَآىِ ذِى الْقُرْبَى» بودنش، رزاقيت پروردگار است. يعنى مىشنود و جلوه عملى مىشود. اين افراد لياقت دارند كه خدا از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها بشارت بهشت و «رِضْوَ نٌ مّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ» را بدهد.
دو مدال افتخار اهل تعقّل
اينان حق دارند كه پروردگار اين دو مدال افتخار را به آنها بدهد: «أُوْلئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ»
اينها كسانى هستند كه به هدايت خدا وصل هستند؛ يعنى بين آنها و خدا رابطه نورى وجود دارد كه از طريق، دايم از پروردگار فيض مىگيرند. چه زمانى كه در دنيا هستند و چه زمانى كه در قيامت وارد مىشوند. فيض خدا و گيرندگى اينها نيز بىپايان است، چون در حق اين افراد مىفرمايد:«خلِدِينَ فِيهَا»
آنها در اين حقيقت خلود دارند. وقتى در حال دريافت رحمت خدا، فيض خدا، بهشت و رضوان اكبر هستند، او منبع پايانناپذير است و گيرندگى اينها نيز تمام نمىشود، پس دايم در گرفتن هستند.
شما تجارتى را پرسودتر از اين كجا مىخواهيد پيدا كنيد؟ «أُوْلئِكَ الَّذِينَ هَدَلهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلئِكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْببِ»
اينها صاحبان خرد و فكر هستند كه اين دو نشانه را دارند: هم گوش را در شنيدن كلام احسن و هم وجود خود را در تحقّق دادن كلام احسن هزينه مىكنند.