پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 خطرات زنان‏

خطرات زنان‏

زن زيبا چهره، از خطرات خيلى سنگين است كه در طول تاريخ، حمله‏هاى بسيار سنگينى داشته است. اميرالمؤمنين عليه السلام در «نهج البلاغه» از اين زنان اين گونه تعبير دارند- البته حضرت به همه زنان خطاب ندارند، چون در بين زنان نيز مسلمات و مؤمنات وجود دارند كه آبروى صفحات تاريخ بشر هستند. نگاه اميرالمؤمنين عليه السلام به زنان بى‏دين، ضعيف و پوچ است:
 «وَ انّ النِّساءَ هَمُّهنَّ زينَةُ الحَياةِ الدُّنيا وَ الفَسادُ فيها» زنانى هستند كه تمام طرح زندگى آنها آرايش دادن به خود و فساد در زمين است، نه در كوچه و پارك، بلكه در كل زمين براى فساد مى‏چرخد. اين گونه زنان خطر بسيار سنگينى هستند كه در طول تاريخ ميليون‏ها رستم را به‏ زانو درآورده‏اند و به فساد كشانده‏اند. خاندانش را به باد داده، از زن و فرزندانش جدا كرده، به حيوان بى‏رحمى تبديل كرده‏اند كه زن پاكدامن مؤمن خودش را با چند فرزند رها كرده و در آغوش او افتاده است. چنين زن جوانِ عشوه‏گر طناز خطرناك كه از خطرات دست اوّل است، جلوى جوانى را گرفت. قرآن مجيد حتى روى صداى گلوى زن حرف دارد؛ به زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله زنانى كه در خانه وحى به سر مى‏بردند، مى‏گويد: اگر درب خانه پيغمبر صلى الله عليه و آله را زدند و بنا شد كه شما جواب بدهيد و فقط بگوييد: كيست؟ «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ»
با صداى آميخته با عشوه و ناز حرف نزنيد. براى اين كه او حساب نمى‏كند كه تو ناموس پيغمبر صلى الله عليه و آله هستى، صداى زنانه، پر عشوه و زيباى شما را بشنود، در دل خود هزار نوع فكر فساد مى‏كند. اين خطرناك است. اين در مورد گلو و حرف زدن بود، تا چه رسد به رو، مو، زيبايى، آرايش و بعد حركت در پاركها، اتوبوس‏ها، قطارها و هواپيماها و يا منشى پولدارها شدن كه هزاران نفر از اين پولدارها را از صبح تا شب نشده، به جهنم كشاندند. به قرآن اعتماد كنيد كه خدا راستگوترين است. كلام خدا حق و نور است و وعده پروردگار قطعى است. چنين زنى به جوانى گفت: من تو را مى‏خواهم. جوان گفت: من تو را نمى‏خواهم، گفت: چرا؟ گفت: براى اين كه من تو را با اين آيه مقايسه مى‏كنم: «وَسَارِعُواْ إِلَى‏ مَغْفِرَةٍ مّن رَّبّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّموَ تُ وَالْأَرْضُ»
بشتابيد به جانب آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه پهناى بهشت، پهناى آسمان‏ها و زمين است. چه كسى پهناى آسمان‏ها و زمين را مى‏داند؟ خدا. گفت: قد، طول و عرض تو را كه نگاه مى‏كنم، از نظر متراژ مگر چقدر هستى كه‏ من بهشت به پهناى آسمان‏ها و زمين را در اين معامله از دست بدهم و با تو عوض كنم؟
 لزوم ورود به حريم دفاع خدا
اين دفاع خداست. شما خود را در دامن دفاع خدا بيانداز! در همين روزگار كه مى‏گويند: بدترين روزگار است، با امنيت، آرامش و بى‏خطر زندگى كن. فقط خود را به آغوش «دفاع الله» برسان! اما اگر من در دامن دفاع نباشم، عكس نيز مرا نابود مى‏كند، چه برسد به خودش.

منبع
  • پایگاه عرفان