اما اين «نور الله» كجاست؟ خود آيه دارد توضيح مىدهد؛ اين آيه نورى كه پنج بار در آن كلمه نور به كار رفته است، مىفرمايد: «مَثَلُ نُورِهِ» يعنى آن حقيقت «نور الله»، اصلًا بحث خدا در اين آيه مطرح نيست، بحث «نور الله» است. اين نور در كجاست؟ «فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»
مصداق عملى، اعتقادى و حركتى اين «نور الله» چه كسانى هستند؟ «رِجَالٌ لَّاتُلْهِيهِمْ تَجرَةٌ وَ لَابَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَآءِ الزَّكَوةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصرُ»
اينها «نور الله» هستند. اما آيه ديگرى دارد:«يُرِيدُونَ لِيُطْفُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَ هِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ»
بخش عظيمى از جهانيان، از مرد و زن، از زمان قابيل تا كنون جمع شده، دست به دست يكديگر دادهاند و بدون استراحت، تعطيلى و توقف، كه «نور الله» را خاموش كنند، نه خود خدا را. چه كسى را خاموش كنند؟ حضرت ابراهيم، نوح، يوسف، مريم، عيسى، پيغمبر، فاطمه زهرا، ائمه، زينب كبرى، قمر بنىهاشم، على اكبر عليهم السلام و قرآن را كه «نور الله» هستند. چه چيزى را خاموش كنند؟ نورى كه وصل به خداست و اين نورانيّت را به طور دايم از آن منبع بىنهايت دارد كسب مىكند. با چه چيزى؟ خدا در قرآن مىفرمايد: با دهان خود؛ «بِأَفْواهِهِمْ» يعنى در آيه، حماقت شگفتانگيز دشمن و عظمت بىنهايت «نور الله» توان و قدرت آن را در اين امواج جهان و جريانات پر خطر دارد نشان مى دهد.
مه فشاند نور و سگ عوعو كند هر كسى بر خلقت خود مىتند
مانند كسى كه با غرور مىگويد: بگذار فوت كنم تا خورشيد را خاموش كنم. خورشيدى كه يك ميليون و سيصد هزار برابر زمين حجم دارد و بعضى از شعلههايش شانزده هزار كيلومتر است. خورشيدى كه در نقطه صد و پنجاه ميليون كيلومترى زمين راست را خاموش كنى؟ اين حماقت نيست؟ برو بالاتر، تا برسد به اينجا كه دشمن مىگويد: خودم و يارانم مىخواهيم «نور الله» را خاموش كنيم.
كدام نور از اين انوار خاموش شد؟ جريانات تاريخ از زمان قابيل تا كنون نشان داده است كه حق ثابت و باطل رفتنى است. اين حق گرچه در يك فرد مانند شما ظهور كند، شما «مطلع الفجر» طلوع حق مىشويد. شما كه آمديد تا با عقل، درايت و بينش، خود را افق طلوع انوار حضرت حق كنيد و در اين درياى پرعمق و پرموج دنيا، تاجرى الهى مسلك شويد.
دفاع خدا از اولياى خود
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايتى را از قول خداى متعال نقل مىفرمايد كه: پروردگار فرموده است: اولياى من «كانَ غامِضاً فِى النّاس» «1» كسانى هستند كه مردم آنان را نمىشناسند، حتى همسر، فرزندان، پدر و مادر و همسايهها. اما همين شخص: «كَشَجَرَةٍ طَيّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِى السَّمَآءِ»
او «نور الله» است و كسى است كه: «إِنَّ اللَّهَ يُدَ فِعُ عَنِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ» ممكن است روزى صدها خطر بسيار سنگين به او هجوم كنند، ولى او به هجوم همه اين خطرها مىخندد.