انسان وقتى در اين دنيا راحت زندگى مىكند كه كم توقع باشد و با همه وجودش اهل گذشت باشد. اگر زن و شوهرى اين اخلاق كم توقعى و گذشت را داشته باشند، محال است طلاق به وجود بيايد. دو شريك كم توقع و پرگذشت، محال است با هم جنگ كنند. اگر مردم يك شهر كم توقع و پرگذشت باشند، محال است بين آنها كينهاى ايجاد شود. يكى از علمايى كه من به ديدنش رفتم، از شاگردان نزديك مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى بود. اين عالم، پدر بسيار فوق العادهاى داشت و مرحوم حاج شيخ به كل اين خانواده ارادت داشت. گفت: روزى بعد از ظهر، در شهريور، حاج شيخ عبدالكريم به ما چند نفرى كه نزد او بوديم، فرمود: من بازديدى به يك نفر بدهكارم. اگر مىخواهيد، شما نيز بياييد. گفتيم: مىخواهيم كه در خدمت شما باشيم.
در ميان ميوهها، حاج شيخ عبدالكريم به انگور علاقه بيشترى داشت. گفت: به اتفاق حاج شيخ رفتيم. ظرف بزرگ انگورى گذاشتند و همه خورديم، غير از ايشان. فرمود: ميل ندارم. جلسه تمام شد و بيرون آمديم. به محضر مبارك ايشان عرض كردند: چرا از آن انگور نخورديد؟ فرمود: ميل نداشتم. همه خداحافظى كردند و من ماندم، گفتم:
آقا! چرا از انگور نخورديد؟ ميل نداشتن شما فلسفه و دليل دارد، پس چرا نخورديد؟ اصرار كردم، ايشان نيز مصرّ بود كه فقط بگويند: ميل نداشتم، بالاخره من سيد بودم و ديد من گردنم را كج كردهام و ايشان خيلى به سادات احترام مىكرد، فرمود: مىگويم، ولى تا زندهام به كسى نگو. فرمود: كار من به جايى رسيده است كه هر جا مىروم، دستم را به طرف غذا دراز مىكنم، اگر لقمه شبهه ناك، ناپاك و حرامى باشد، خداوند براى من حالت مقدماتى استفراغ شديد به وجود مىآورد كه به من مىگويد: آشيخ! نخور، نجس و حرام است.
نزد صاحبخانه رفتم، گفتم: شما مقلد حاج شيخ هستيد؟ گفت: بله. گفتم: اهل خمس و سهم امام هستيد؟ گفت: بله. گفتم: آن انگورها را از كجا آورديد؟ گفت: از باغ خودم، گفتم: فكر نمىكنم. خادم را صدا زد و گفت: براى حاج شيخ عبدالكريم انگور شيرين را مگر از باغ خودمان نياوردى؟ گفت: آقا! من چند شاخه انگور خودمان را ديدم، انگورهايى كه به درد اين جلسه بخورد نداشت، به باغ كنارى رفتم و از آنجا انگور آوردم. «1» دل كه پاك شود، با داروى قرآن، نه با داروى خانقاه، خانقاه دارو ندارد، يهوديت و مسيحيت سم دارد، احزاب سم دارند. آن كسى كه دارو دارد، پروردگار است كه اسمش طبيب است، كتاب او دوا است، گذشته از قرآن و اهل بيت هرجا برويم، هر چه به شما بدهند، حتى با لعابهاى علمى، شما را مىكشند. وقتى كه مردم سست ايمان باشند، اين مملكت زير چرخهاى بازيگرى احزاب به نابودى كشيده مىشود.
قرآن مجيد فرياد مىزند:«فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ» خدا، انبيا، على، فاطمه و حسين كه هستند، كجا داريد مىرويد. به چه كسانى پشت مىكنيد و رو به چه كسانى مىنماييد؟