اميرالمؤمنين عليه السلام در «نهج البلاغه» مىفرمايد: عشقى كه منبع آن نفس امّاره و هواى نفس است، دل و صاحب اين عشق را كر و كور مىكند. ديد او نسبت به زندگى، ديد كوركورانهاى است؛ يعنى تنها چيزى كه در اين عشق محاسبه مىكند و غير از آن را نمىتواند محاسبه كند، لذتى است كه به قيمت آلوده كردن دامن خود و خانواده است. آيات سوره يوسف به هر جوانى، از مرد و زن، نسبت به خطرات اين عشق شعله كشيده از هواى نفس و نفس امّاره هشدار مىدهد كه بدانيد! اين عشق، سراپا خطر، خسارت، زيان و ضرر است و شما را به هر گناهى آلوده مىكند. گناهى كه پروردگار در سوره فرقان عذاب اين گناه را دو برابر گناهان ديگر اعلام كرده است. آياتش مفصل است و با اين آيه شروع مىشود: «وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا» بندگان خدا، زندگى بىبار و سبكى دارند. سنگينى بار زندگى در گناه است، گرچه صغيره باشد.