عَنْ حَمْزَةِ بن حُمْرانِ ، قالَ : سَمِعْتُ أَبا عَبْدِاللّهِ عليهالسلام يَقُول : إِنَّ مِمّا حُفِظَ مِنْ خُطَبِ النَّبِىِّ صلىاللهعليهوآله اَنَّهُ قالَ : يا أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ لَكُمْ مَعالِمَ فَانْتَهُوا إِلى مَعالِمِكُمْ وَإِنَّ لَكُمْ نَهايَةً فَانْتَهُوا إِلى نَهايَتِكُمْ ، أَلا إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَعْمَل بَيْنَ مَخافَتَيْنَ : بَيْنَ أَجَلٍ قَدْ مَضى لا يَدْرى مَا اللّهُ صانِعٌ فيهِ ، وَبَيْنَ أَجَلٍ قَدْ بَقِىَ لا يَدْرى مَا اللّهُ قاضٍ فِيه فَلْيَأخُذِ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ مِنْ نَفْسِهِ لِنَفْسِهِ وَمِنْ دُنْيا لآخِرَتِهِ ، وَفى الشَّبِيَةِ قَبْلَ الْكِبَرِ وَفى الْحَياتِ قَبْلَ الْمَماتِ فَوَ الَّذى نَفْسُ مَحَمَّدٍ بِيَدِهِ مَا بَعْدَ الدُّنْيا مِنْ مُسْتَعْتَبٍ وَمَا بَعْدَها مِنْ دارٍ إِلاّ الْجَنَّةَ اَوِ النَّارَ .از سخنرانىهايى كه از پيامبر بزرگ ضبط شده است اين است كه فرمود : اى مردم براى شما نسبت به برنامههاى الهى نشانههايى قرار داده شده است ، پس به آن نشانهها برسيد . براى شما پايانى از خير مقرّر شده است خود را به آن پايان برسانيد، مؤمن بين دو ترس است : ترس از عمر گذشته كه نمىداند خدا با آن چه مىكند و ترس از عمر باقى مانده كه نمىداند براى آن چه مقرّر شده است . مؤمن از وجود خود براى خود ، از دنيايش براى آخرتش ، از جوانىاش براى پيريش و از حياتش براى مرگش بهره مىگيرد . به خدايى كه جانم در دست اوست ، پس از دنيا جاى عذرى نيست و از پس دنيا جز بهشت وجهنم براى مردم چيزى وجود ندارد .عَنْ أَبِى عَبْدِاللّهِ عليهالسلام فى قَوْلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَلِمَنْ خَافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ قالَ : مَنْ عَلِمَ أَنَّ اللّهَ يَراهُ وَيَسْمَعُ مَايَقُولُ وَيَعْلَمُ مَا يَعْمَلُهُ مِنْ خيرٍ أَوْ شَرٍّ فَيَحْجُزُهُ ذلِكَ عَنِ الْقَبِيحِ مِنَ الْأَعْمَالِ فَذلِكَ الَّذى خَافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى .در ترجمه آيه «ولمن خاف مقام ربّه جنّتان» فرمود : كسى كه مىداند خدا او را مىبيند و آنچه مىگويد مىشنود و هرچه از خير و شر انجام مىدهد آگاه است و اين نحو اطلاع از خدا او را از اجراى برنامههاى خلاف حق بازمىدارد ، كسى است كه از مقام خدا ترسيده و نفس را از خواستههاى غلط بازداشته است .عَنِ الْهِيْثَمِ بْنِ واقِدِ قالَ : سَمِعْتُ أَبا عَبْدِاللّهِ عليهالسلام يَقُولُ : مَنْ خافَ اللّهَ أَخافَ اللّهُ مِنْهُ كُلَّ شَىءٍ ، وَمَنْ لَمْ يَخَفِ اللّهَ أَخافَهُ اللّهُ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ .هركس از خدا بترسد ، خداوند هر چيزى را از او مىترساند و هركس از خدا نترسد ، از همه چيز بترسد .عَنْ أَبى حَمْزَةِ قالَ : قالَ أَبُو عَبْدِاللّهِ : مَنْ عَرَفَ اللّهَ خافَ اللّهَ وَمَنْ خافَ اللّهَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنِ الدُّنْيا .هركس خدا را بشناسد ، خدا ترس مىگردد و هركس از خدا بترسد دل از دنياى نامطلوب بردارد .قالَ أَبُو عَبْدِاللّهِ : يَا إِسْحاقَ ! خَفِ اللّهَ كَأَنَّكَ تَراهُ وَإِنْ كُنْتَ لا تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ ، فَإِنْ
كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لا يَراكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَاِءنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَراكَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النّاظِرينَ عَلَيْكَ .امام صادق عليهالسلام به اسحاق بن عمّار فرمود : آن چنان از خدا بترس كه گويا او را مىبينى ، اگر تو او را نمىبينى او تو را به طور مسلّم مىبيند و اگر تصوّر كنى تو را نمىبيند كافر شدى ، و اگر در حالى كه يقين دارى تو را مىبيند ، گناه كنى او را از سبكترين بينندگان به حساب آوردهاى .عَنْ جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبائِهِ فى وَصِيَّةِ النَّبىِّ صلىاللهعليهوآلهوسلم لِعَلِىٍّ عليهالسلام : يا عَلِىُّ ثَلاثٌ مُنْجِيَاتٌ ؛ خَوْفُ اللّهِ فى السِّرّ وَالْعَلانِيَةِ ، وَالْقَصْدُ فى الْغِنى وَالْفَقْرِ ، وَكَلِمَةُ الْعَدْلِ فى الرّضا وَالْغَضَبِ . پيامبر صلىاللهعليهوآله اين چنين به على عليهالسلام وصيّت داشت : سه چيز باعث نجات است : ترس از خدا در آشكار و نهان ، ميانهروى در زمان داشتن و نداشتن ، به عدل سخن گفتن به وقت خشنودى و خشم .عَنْ أَبى عَبْدِاللّه عليهالسلام قالَ : قُلْتُ لَهُ : قَوْمٌ يَعْمَلُونَ بِالْمَعاصى وَيَقُولُونَ نَرْجُو فَلا يَزالُونَ كَذلِكَ حَتّى يَأْتِيَهُمُ الْمَوْتُ فَقالَ : هؤلاءِ قَوْمٌ يَتَرجَّحُونَ فىالأَمانِىّ كَذِبُوا
ليْسُوا بِراجينَ ، إِنَّ مَنْ رَجا شَيْئاً طَلَبَهُ وَمَنْ خافَ مِنْ شَى ءٍ هَرَبَ مِنْهُ .مردى به امام صادق عليهالسلام گفت : گروهى آلوده به گناهند و مىگويند اميدوار به رحمت حقّيم و اين آلودگى تا هنگام مرگ آنان ادامه دارد . فرمود : اينان به آرزوى بىجا دل خوش كردهاند ، اين كه مىگويند ما اميدواريم دروغ است ، كسى كه اميد به رحمت دارد از طريق عمل صالح رحمت مىجويد و هركه ترس از عذاب دارد از گناه باز مىايستد .عن أَبى عَبْدِاللّهِ عليهالسلام قالَ : الْمُؤْمِنُ بَيْنَ مَخافَتَيْنِ : ذَنْبٌ قَدْ مَضى لا يَدْرى ما صَنَعَ اللّهُ فِيهِ وَعُمْرٌ قَدْ بَقِىَ لا يَدْرى ما يَكْتَسِبُ فِيهِ مِنَ الْمَهالِكِ فَهُوَ لا يَصْبَحُ إِلاّ خائِفاً وَلا يُصْلِحُهُ إِلاَّ الْخَوْفَ .مؤمن بين دو ترس زندگى مىكند : اوّل ترس از گناهى كه در عمر گذشته انجام
داده و نمىداند خدا به خاطر آن با او چه خواهد كرد . دوّم ترس از آينده به اين كه نمىداند چه برنامهاى از مهالك خواهد داشت . او زندگى نمىكند مگر با ترس و چيزى هم جز خوف از حق عامل اصلاح او نيست .قالَ الصَّادِقُ عليهالسلام : مَنْ خَلا بِذَنْبٍ فَراقَبَ اللّهَ تَعالى فيه وَاسْتَحْيى مِنَ الْحَفَظَةِ غَفَر اللّهُ عَزَّ وَجَل لَهُ جَميعَ ذُنُوبِهِ وَإِنْ كانَتْ مَثْلَ ذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ .امام صادق عليهالسلام فرمود : كسى كه در خلوت با گناهى روبرو گردد ، خدا را ناظر بر خود بيند و از حافظان عمل شرم كند ، خداوند تمام گناهان او را ببخشد ، گرچه مانند گناه ثقلين باشد .عَن أَميرالمُؤْمِنينَ عليهالسلام قالَ : إِنَّ الْمُؤْمِنَ لا يَصْبَحُ إِلاّ خائِفاً وَإِنْ كانَ مُحْسِناً ، وَلا يَمْسِى إِلاّ خائِفاً وَإِنْ كانَ مُحْسِناً لِأَنَّهُ بَيْنَ أَمْرَيْنِ : بَيْنَ وَقْتٍ قَدْ مَضى لا يَدْرى مَاللّهُ صانِعٌ بِهِ ، وَبَيْنَ أَجَلٍ قَدْ اِقْتَرَبَ لا يَدْرى ما يُصيبُهُ مِنَ الْهَلَكاتِ أَلا وَقُولُوا خَيْراً تَعْرِفُوا بِهِ وَاعْمَلُوا بِهِ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهِ ، صِلُوا أَرْحامَكُمْ وَإِن قَطَعُوكُمْ وَعُودُوا بِالْفَضْلِ عَلى مَنْ حَرَمَكَ وَأدُّوا الأَمانَةَ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِ مَنْ عاهَدْتُمْ وَإِذا حَكَمْتُمْ فَاعْدِلُوا .مؤمن شبش را روز نمىكند مگر در حال ترس ، گرچه همه ساعات شبش را به نيكى گذرانده باشد و روزش را سپرى نمىنمايد مگر در حال وحشت ، گرچه به خوبى روزش گذشته باشد ، مؤمن بين دو امر است : زمانى كه بر او گذشته و نمىداند خداوند با او چه معاملهاى مىكند و زمانى كه بر او نيامده و نمىداند دچار چه بلا و مهلكهاى خواهد شد ؟!آگاه باشيد ! زبان خود را فقط به خير باز كنيد ، به نحوى كه شما را جز به گفتار نيك نشناسند و خوبى كنيد تا خداوند شما را در شمار نيكان آورد ، با خويشاوندان بپيونديد گرچه خويشاوندان با شما قطع رابطه كرده و به آن كس كه روز نياز شما از شما دريغ كرد آنچه لازم دارد بپردازيد ، امانت آنان كه شما را امين دانستهاند برگردانيد و به عهد خود وفادار باشيد و به هنگام حكم كردن عدالت را مراعات نماييد .فى مَناهِى النَّبىِّ صلىاللهعليهوآله : مَنْ عَرَضَتْ لَهُ فَاحِشَةٌ أَوْ شَهْوَةٌ فَاجْتَنَبَها مِنْ مَخافَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِ النَّارَ وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الأَكْبَرِ ، وَأَنْجَزَ لَهُ وَعْدَهُ فى كِتابِهِ فى قَوْلِهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلِمَنْ خَافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ .كسى كه در معرض كار زشت يا شهوت نابهجايى قرار گيرد و به خاطر ترس از خدا خوددارى كند ، پروردگار آتش جهنم را بر او حرام كرده و از هول بزرگ او
را امان داده و به وعدهاى كه در قرآن درباره كنارهگيران از گناه داده عمل مىكند و آن عطاى دو بهشت به اهل ترس از خداست .در حديث قدسى آمده :يا موسى خَفْنى فى سَرائِرِكَ أَحْفَظُكَ فى عَوْراتِكَ .اى موسى ! در خلوتهايت از من بترس تا در شرمگاهايت ازتو محافظت كنم.امام على عليهالسلام درباره ترس از معاد و روز حساب كه بهترين عامل بازدارنده از گناه است و از اوصاف پاك باختگان شناخته شده است ، در پايان نامهاى كه به « عثماند بن حُنَيف » نوشته است چنين مىگويد :فى مَعْشَرٍ أَسْهَرَ عُيُونَهُمْ خَوْفُ مَعادِهِم . بايد در گروهى قرار گرفت كه ترس از معاد چشمهايشان را بيدار نگاه داشته است .و نيز در وصف عاشقان مىگويد :وَأَراقَ دُمُوعُهُمْ خَوْفَ الْمَحْشَرِ .از ترس اوضاع قيامت اشكشان جارى است .در عهدنامهاى به « محمّد بن ابى بكر » مردم را نصيحت مىكند و در ضمن گفتار با ارزش خود مىفرمايد :وَإِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ يَشْتَدَّ خَوْفَكُمْ مِنَ اللّهِ .همواره در كوشش باشيد كه ترس شما از خدا شديد شود .و در قسمت ديگرى از آن نامه مىفرمايد :وَإِنَّ أَحْسَنَ النّاسِ ظَنّاً بِاللّهِ أَشَدُّهُمْ خَوْفاً لِلّهِ .بهترين مردم از نظر گمان به عنايت خدا خوفناكترين آنها از اوست .
برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان