پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

صبر؛ خاموش كردن آتش خشم‏

صبر؛ خاموش كردن آتش خشم‏


اميرالمؤمنين عليه‏السلام چقدر زيبا صبر را معنا كرده‏اند:

«الصَّبْرُ أَنْ يَحْتَمِلَ الرَّجُلَ ما يَنُوبُه وَ يَكْظِمَ ما يَغْضِبُه»

اين معناى صبر است: صبر يعنى در برابر حوادث روزگار، براى حفظ دين و دفع تلخى‏ها، قواعد الهى را تحمل نمايد و در مقابل آن چه كه انسان را عصبانى و خشمگين مى‏كند، كه اگر بخواهد خشم خود را اعمال كند، دچار ظلم، معصيت و گناه مى‏شود، هنوز آتش خشم برافروخته نشده، در باطن خود آن را خاموش كند.

در ارتباط با جمله دوم كه بسيار با ارزش است، مقدماتى را ذكر مى‏كنم.

مرحوم ملا احمد نراقى از شخصيت‏هاى كم نظير جامعه اسلامى است كه حقّ عظيمى به علم، فلسفه، حكمت، عرفان، فقه شيعه، مردم زمان خود و اهل ايمان تا به روز قيامت دارد. همين عظمت را نيز پدر بزرگوارشان، مرحوم ملامهدى نراقى داشتند. محوريت و جامعيت ايشان حدود دويست و پنجاه سال است كه نظيرش كم پيدا شده است.

اين پدر و پسر، فرزند و نوه مرد بى‏سواد نراقى بودند كه شغل مستخدمى داشته است. فرزندش ملامهدى كه مى‏خواست در اصفهان درس بخواند، از نراق نامه‏اى به اصفهان نوشت و به فرزندش مهدى گفت: با اين شغل و درآمدى كه من دارم، يقين بدان كه اگر تو بخواهى به مقامى علمى برسى، من خرجى تو را نمى‏توانم بدهم.

در آن روزگار، واحد پول «عبّاسى» بوده است. حتى گفته بود: من يك عبّاسى نيز نمى‏توانم به تو كمك كنم. او كه در سنّ چهارده سالگى بود، به پدر بزرگوارش مى‏گويد: من از شما توقع كمك ندارم، چون مى‏دانم شما نمى‏توانيد به من كمك‏ نماييد، چون از درون، پروردگار عالم اين جوان را به كسب حقايق هدايت مى‏كرد، لذا حاضر شد بدون كمك پدر، براى كسب علم، به اصفهان بيايد.

ملا مهدى وقتى وارد حوزه علميه اصفهان شد، در فقر كامل به سر مى‏برد، اما ملا احمد وقتى طلبه شد، پدرش رييس كل علما و مردم شيعه بود. يعنى تمام علماى آن روزگار اصفهان، كاشان، مشهد و نجف، نسبت به ملامهدى كرنش داشتند.

 

منبع
  • پایگاه عرفان