ظرفيت و سعه وجوديى به اميرالمؤمنين عليهالسلام كه مقام امامت بالمعنى الخاص را دارا بود داد كه اولين بار در قرآن مجيد اين امامت بالمعنى الخاص را درباره حضرت ابراهيم عليهالسلام استعمال كرد:
«وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَ هِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» اين امامت در فرهنگ اهلبيت عليهمالسلام بحث بسيار لطيفى دارد. اگر علاقه داريد كه آن بحث لطيف را ببينيد، به حديثى كه «مسلم مروزى» از وجود مبارك حضرت رضا عليهالسلام به نقل از مرحوم كلينى در جلد اول «اصول كافى» در باب «الاضطرار بالحجه» نقل مىكند، اين روايت، حدود سه صفحه است و با اطمينان بگويم كه حقايق اين روايت پانزده قرن است كه براى بزرگترين فيلسوفان، عارفان و فقيهان شيعه حل نشده است.
امام هشتم عليهالسلام مىفرمايد: براى فهم اين مقام، دست عقول به آن نمىرسد و به جايگاهى كه اين مقام قرار داده شده، نخواهد رسيد. لذا پيامبر صلىاللهعليهوآله به اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: دو نفر در عالم تو را شناختند، يكى خداست و ديگرى من. نه اين كه بقيه نخواهند كه تو را بشناسند، مىخواهند، اما دست عقل وفهم آنان
به تو نمىرسد.
توميوه ويژه درخت ومقام ربوبيت هستى. مقام بىنهايت فوق هستى و مادون ربوبيت هستى و بر هستى مشرف هستى. چقدر بايد عقول كار كنند تا به اين درخت برسند، بعد از درخت به شاخه و بعد از شاخه به ميوه برسند و بعد نيز با چه ذائقهاى اين ميوه را بچشند؟ اصلًا كسى اين ذائقه را ندارد.
گنجايشى براى اميرالمؤمنين عليهالسلام ساخت كه علم با همه هويتش:
«عَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَآءَ كُلَّهَا» در او جا بگيرد، كه اگر على عليهالسلام تا قيامت زنده بماند و هر كس تا قيامت بيايد، هر چه از او بپرسند، بتواند همه را جواب دهد. او هميشه مىگويد: مىدانم. مىدانم او بىنهايت است كه در اين ظرف قرار داده شده است.