پروردگار قبلًا به انسان مايههاى درونى و نفسانى بسيار عالى عنايت كرده كه يكى از آنها صبر است. انسان از بدو ولادت تا شب مرگ با انواع حوادث روبروست كه خداوند مىفرمايد: قسمتى از اين حوادث ابتلا و آزمايش است. يتيم و فقير براى پولدار و مقام و كرسى براى صاحبان مقام، كلاس آزمايش است.
براى بروز استعدادهاى الهى، حادثه اگر چه مثبت باشد انسان بايد از مقامات عالى درونى مثل صبر استفاده كند، در غير اين صورت حادثه عليه او تغيير جهت مىدهد به جاى اينكه براى او منفعت داشته باشد.
حالا بزرگترين حادثه عالم قرآن است كه براى شكلگيرى زن و مرد و احساس مسؤوليت بشر نازل شده است.
واى بر حال امت من از زمانى كه واقعيات الهى را عادى نگاه كنند و براى آنها ائمه معصومين عليهمالسلام شخصيتهاى معمولى جلوه كنند.
آن قدر وجود ائمه با ارزش است كه حب ايشان بهشت را به دنبال دارد. كسى كه محبت اولياى الهى در وجودش است نبايد از حضرت ابى عبدالله بيگانه باشد، آلوده به مال حرام باشد، آلوده به نگاه حرام باشد، آلوده به انواع گناههاى زبان باشد و بعد هم بخواهد از مقام حضرت سيد الشهدا به نفع خودش استفاده بكند چون امكان ندارد.
شما حسين را به عنوان تجلى خدا نگاه بكنيد آنقدر بايد قدرت پيدا بكنيم كه در مقابل حضرت سيدالشهدا مثل كوه مقابل موسى نباشيد كه خاكسترتان كند، بايد قدرت ديد او را پيدا كنيم، قدرت فهم او را پيدا كنيم، قدرت شكل گرفتن از او را پيدا بكنيم، عادىنگرى بسيار خطرناك است.
انسان روزهاى اول تكليف با عشق نماز مىخواند كه بايد اين عشق و حال را هميشه حفظ كرد، در غير اين صورت اگر به مرور زمان ديدمان به نماز عادى شود نمازمان به قول پيغمبر بدتر از نوك زدن كلاغ به زمين خواهد شد.