پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

سنگدل ، پشيمان بى‏سود

سنگدل ، پشيمان بى‏سود

اين محرومان سنگدل و فراريان از مهر و رحمت ، هنگامى ارزش اين حقيقت و آثار پر بركت آن را درك مى‏كنند كه زمان جبران سپرى شده و كار از كار گذشته است ، اينان به فرموده قرآن مجيد از پشيمانى و عذرخواهى خويش پس از سپرى شدن زمان ، سودى نمى‏برند3 و بر فرض كه به دنيا بازشان گردانند به خاطر اين كه بى‏مهرى و سنگدلى و فساد و رذالت جزء طبيعت آنان شده ، به وعده‏اى كه در اصلاح خود مى‏دهند عمل نمى‏كنند و راه باطل خود را دوباره ادامه مى‏دهند ! !حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحاً فِيَما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ.[ دشمنان حق از دشمنى خود باز نمى‏ايستند ] تا زمانى كه يكى از آنان را مرگ در رسد ، مى‏گويد : پروردگارا ! مرا [ براى جبران گناهان و تقصيرهايى كه از من سر زده به دنيا ] بازگردان ؛ * اميد است در [ برابر [آنچه [ از عمر ، مال و ثروت در دنيا [واگذاشته‏ام كار شايسته‏اى انجام دهم . [ به او مى‏گويند : [اين چنين نيست [ كه مى‏گويى [بدون ترديد اين سخنى بى‏فايده است كه او گوينده آن است ، و پيش رويشان برزخى است تا روزى كه برانگيخته مى‏شوند .خداى مهربان در اين دنيا انسان را به عظيم‏ترين نعمت‏ها چون عقل و نبوت و امامت و اختيار و قدرت و ديگر امكانات مجهز نموده ، انسان وقتى از اين نعمت‏ها بهره نگيرد البته به خسارت غير قابل جبران دچار مى‏شود و هنگام مرگ كه زمان كشف حقايق و آگاهى كامل است ، در عين پشيمانى ، درخواست بازگشت مى‏كند ولى به او پاسخ منفى مى‏دهند .

درخواست نجات سنگدلان

اين نامهربانان سنگدل و بى‏رحم‏هاى ظالم كه محبتى به خدا و پيامبران نورزيدند و ديگران را نيز از مهر و محبّت مثبت محروم نمودند و بر اثر بى‏رحمى به خود ، عذاب ابد را براى خود فراهم آوردند ، در قيامت هنگامى كه دچار عذاب دوزخ مى‏شوند پنج بار درخواست نجات و بازگشت به دنيا براى انجام كار شايسته مى‏كنند كه خداى متعال چهار بار جواب آنان را مى‏دهد و براى مرتبه آخر آنان را براى ابد از دعا و درخواست نجات محروم مى‏كند :

مرتبه اول :

قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِن سَبِيلٍ  .مى‏گويند : پروردگارا ! دوبار ما را ميراندى و دوبار زنده كردى ، اكنون به گناهانمان معترفيم ، پس آيا راهى براى بيرون آمدن [ از دوزخ ] هست ؟خدا به آنان پاسخ مى‏دهد :ذلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِىَ اللّه‏ُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ للّه‏ِِ الْعَلِىِّ الْكَبِيرِ  .اين [ سختىِ عذاب ] به سبب اين است كه چون خدا به يگانگى [ و بدون معبودانتان ] خوانده مى‏شد [ يگانگى‏اش ] را انكار مى‏كرديد ، و اگر براى او شريك و همتايى قرار داده مى‏شد ، باور مى‏كرديد ؛ پس [ اكنون [ داورى ويژه خداى والامرتبه و بزرگ است .

مرتبه دوم :

وَلَوْ تَرَى إِذِ الُُمجْرِمُونَ نَاكِسُوا رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا ابْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صَالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ  .و اگر ببينى زمانى كه [ اين ] مجرمان [ منكر قيامت ] نزد پروردگارشان سرهايشان را به زير افكنده‏اند [ مى‏بينى كه مى‏گويند : ] پروردگارا ! [ به آنچه ما را وعده داده بودى [بينا شديم و [ به دعوت حق ] شنوا گشتيم ، پس ما را به دنيا برگردان تا كار شايسته انجام دهيم ، بى‏ترديد ما باور كننده [ همه حقايق ] هستيم .
حضرت حق پاسخ مى‏دهد :. . . أَوَ لَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُم مِن قَبْلُ مَا لَكُم مِن زَوَالٍ. . . شما نبوديد كه پيش از اين سوگند ياد مى‏كرديد كه هرگز براى شما زوال و فنايى نيست ؟ !

مرتبه سوم :

. . . رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً غَيْرَ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ. . . . . . پروردگارا ! ما را بيرون بياور تا كار شايسته انجام دهيم غير آنچه انجام مى‏داديم . . .خداى تعالى پاسخ مى‏دهد :أَوَ لَمْ نُعَمِّرْكُم مّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَصِيرٍ  .. . . آيا شما را چندان عمر نداديم كه هر كس مى‏خواست در آن مقدار عمر متذكّر شود ، متذكّر مى‏شد ؛ و [ آيا [بيم دهنده‏اى به سوى شما نيامد ؟ پس بچشيد كه براى ستمكاران هيچ ياورى نيست . . .

مرتبه چهارم :

رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْماً ضَالِّينَ * رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ  .پروردگارا ! تيره‏بختى و شقاوت ما بر ما چيره شد ، و ما گروهى گمراه بوديم . * پروردگارا ! ما را از دوزخ بيرون آر ، پس اگر [ به بدى‏ها و گمراهى‏ها ] بازگشتيم ، بى‏ترديد ستمكار خواهيم بود .
حضرت حق پاسخ مى‏گويد :. . . قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلاَ تُكَلِّمُونِ  .[ . . . اى سگان ! ] در دوزخ گم شويد و با من سخن مگوييد ! .پس از آن به فرياد و ناله آنان و درخواست‏هايشان پاسخ نمى‏دهند و پاسخ ندادن به آنان اوج سختى عذاب براى آن‏هاست .به اين حقيقت بايد اعتراف كرد كه هر بدى و رنج و عذابى چه در دنيا و چه در آخرت به ما مى‏رسد به وسيله خود ما به ما مى‏رسد و به قول ناصر خسرو : « از ماست كه بر ماست » و قرآن هم به اين مطلب هشدار مى‏دهد :. . . مَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَفْسِكَ. . . . . . و آنچه از بدى به تو رسد ، از سوى خود توست . . .

آرى ؛ عذاب و بدى به سبب معاصى و گناهان حاصل مى‏شود ، گناهانى كه كار كرد خود انسان است و اين حقيقتى است كه به وسيله آيات قرآن و روايات و تجربه حيات بشر ثابت شده است و در آن هيچ ترديدى نيست .پاداش و كيفر محصول اعمال و اخلاق انسان است ، اعمال و رفتارى كه انسان به اختيار و اراده خود و در كمال آزادى از خود ظهور مى‏دهد و در اين زمينه نكته بسيار جالبى در روايتى نقل شده كه ذكرش خالى از فايده نيست .حضرت امام رضا عليه السلام مى‏فرمايد :« شَكَا يُوسُفُ فِى السِّجْنِ إلَى اللّه‏ِ ، فَقَالَ : يَا رَبِّ بِمَا استَحْقَقْتُ السِّجْنَ ؟ فَأوْحَى اللّه‏ُ إلَيْهِ : أنْتَ اخْتَرْتَهُ حِيْنَ قُلْتَ : رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِى إلَيْهِ هَلاَ قُلْتَ : العَافِيَةُ أَحَبُّ إلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِى إلَيْهِ ؟  .يوسف در زندان به حضرت حق شكايت كرد كه پروردگارا ! به چه سبب من مستحق زندان شدم ؟ خدا به او وحى كرد : خودت به خواست خودت اين مورد را انتخاب كردى ، آنگاه كه گفتى : پروردگارا ! زندان براى من از آنچه مرا به آن مى‏خوانند محبوب‏تر است ، چرا نگفتى : خدايا ! عافيت براى من از آنچه مرا به آن دعوت مى‏كنند محبوب‏تر است .

بر گرفته از کتاب فرهنگ مهرورزی استاد حسین انصاریان