توجه به نقص خويش و نقص عمل خويش و توجه به آيات و روايات مربوطه به خوف يا آيات و روايات بازگوكننده عذاب و جريمه مجرمان، بهترين راه به دست آوردن خوف مطلوب است. خوف از مقام حق و از عذاب فرداى قيامت، آدمى را از اعمال ناپسند و رذايل اخلاقى حفظ مىكند، در روايت آمده:
انَّ حُبَّ الشَّرَفِ وَالذِّكْرِ لايَكُونانِ فى قَلْبِ الْخائِفِ الْهارِبِ.
آن كس كه از مقام حق و عذاب الهى در ترس و بيم است، عاشق برترى و نامآورى نيست.
امام صادق عليه السلام به اسحاق بن عمار فرمودند:
اى اسحاق! آن چنان از خدا بترس كه گويا در برابر ديده توست و اگر از تو پنهان است، ولى تو از او غايب نيستى، چنانچه بپندارى كه تو را نمىبيند، بدون شك كافر شدى و اگر بدانى كه تو را مىبيند و با علم به اين حقيقت معصيت كنى پس او را از هر بينندهاى پستتر فرض كردهاى!
امام سجاد عليه السلام عرضه مىدارد:
منزهى تو، عجب است از آن كه تو را مىشناسد، چگونه از تو باك ندارد!
در روايت آمده:
قطره اشكى كه از خوف خدا ريخته شود، درياهايى از آتش را خاموش مىكند .
و نيز در آثار اسلامى آمده:
هيچ مؤمنى نيست كه از ترس خدا قطره اشكى بر چهرهاش بريزد، مگر اينكه خداوند آتش جهنم را بر او حرام كند .
در روايت آمده:
هرگاه قلب مؤمن از خوف خدا بلرزد، گناهانش همچون برگ درخت كه از شاخه برگيرند، بريزد .
از امام باقر عليه السلام روايت شده:
اميرالمؤمنين على عليه السلام آن گاه كه در عراق بود، روزى پس از نماز صبح، به وعظ و نصيحت پرداخت و از خوف خدا گريست و ديگران هم از گريه حضرت به گريه نشستند، آن گاه فرمود:
به خدا قسم كه از زمان دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله اقوامى را به ياد دارم كه صبح مىنمودند و شب مىكردند، در حالى كه چهرهها گرفته و احوالشان پريشان و شكمها از گرسنگى به پشت چسبيده و پيشانى آنان از اثر سجده چون زانوى شتر بود!! شب را در حال سجده و قيام براى پروردگارشان به روز مىآوردند، گاهى مىايستادند و گاهى پيشانى به خاك مىنهادند و با خداى خود سرگرم گفتگو و مناجات بودند و آزادى خويش را از آتش جهنم از حضرت او مىخواستند، به خدا سوگند با همه اين احوال آنان را مىديدم كه بيمناك و هراسانند!!
و در بعضى از روايات به دنباله اين گفتار آمده كه:
آنان چنان بودند كه گويا صداى افروخته شدن آتش در گوش آنها است، هرگاه نزد آنان نام خدا برده مىشد، چون درخت خم مىشدند و چنان بودند كه گويا شب را در غفلت به روز آوردهاند.
راوى مىگويد: پس از اين سخنان، ديگر آن حضرت را خندان نديدند، تا به جوار رحمت حضرت حق منتقل شد «1».
در حديث موسى آمده:
اما كسانى كه از خدا مىترسند، در مقام اعلى و برترى هستند كه ديگران را مشاركتى در آن نيست