جهان و همه بساطش ، آفرينش و همه موجوداتش ، هستى و تمام عناصرش ـ به فرموده قرآن مجيد ـ از نشانههاى مهر و رحمت خداست .قرآن از انسان دعوت مىكند كه با دقت عقلى به نشانههاى مهر و محبّت خدا بنگرد تا از بركت اين دقت به عرصه باور كردن بخشى از حقايق كه تجلى فعل خداست ، راه يابد و از پرتو اين دقت ، زمينه به بار نشستن درخت مهر و محبّت را در سرزمين وجود خود فراهم آورد و خود او هم با درس گرفتن از آثار رحمت به اختيار و انتخاب حكيمانه خود نشانه مهر و محبّت حق گردد .فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَةِ اللّهَ كَيْفَ يُحْيِى الاْءَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذلِكَ لَُمحْيِى الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مردگىاش زنده مىكند ، بىترديد اين [ خداى قدرتمند ] زندهكننده مردگان است و او بر هر كارى تواناست .كلمه « نظر » كه در آيه شريفه به كار رفته ، نه نگاه معمولى و عادى با چشم سر بلكه به گفته محققان لغتشناس نگاه و چشم دوختن همراه با دقت عقلى است تا از طريق اين گونه نگاه ، حقيقت يا حقايقى براى انسان كشف شود و به دنيا يا دنياهاى ديگر غير از آنچه به ظاهر و با چشم عادى مىبيند راه يابد .انسان اگر با دقت عقلى و با كمك فكر و انديشه و با دستيارى عمق نظر به پهن دشت هستى و موجوداتى كه در آن قرار دارند بنگرد ، جز مهر و رحمت خداوندى چيزى حس نمىكند و جهان و آنچه در آن است جز جلوه محبّت و عشق و اين كه هر چيزى به جاى خود نيكوست نمىبيند .اگر به تك تك موجودات مادى و عالم طبيعت و به حقايق معنوى دقت نمايد ، مىبيند كه غير عشق و محبت خدا به انسان ، چيزى نيست .او كه مهر و محبّت بىنهايت است ، به يقين آثارى كه از فعل او صادر شده عين مهر و محبّت است چه اين كه اين آثار مانند قرآن و نبوت و امامت معنوى باشد و چه اين كه اين آثار مانند زمين و آسمان و ابر و باد و گياه و نبات مادى باشد .پس انسان با همه وجودش از همه طرف از سوى حضرت حق پيچيده به مهر و محبّت است و انصاف نيست كه چون ماهى دريا غرق در درياى مهر و محبّت باشد ولى به خود و به ديگران مهر و محبّت نداشته باشد براساس قاعده عقلى و عرفى ، سزاى نيكى ، نيكى است و بر پايه قانون وجوب شكر و سپاس ، بايد پاسخ محبّت را با محبّت داد .انسانى كه از بندگى و عبادت خدا فرارى است و از خدمت به ديگران گريزان است ، بىتفاوتى يا ستم و تجاوز به ديگران و ارتكاب گناهو معصيت و خوردن نمك و شكستن نمكدان جزء امور عادى و معمولى روزمره اوست ، در حقيقت پاسخ همه محبّتهاى حق و مهر خدايى را با كينه و دشمنى داده و در اين زمينه كارى كرده كه هيچ حيوانى و درندهاى نكرده و نمىكند .روزگارى حكومت آلمان براى چند سال محدود به دست مردى نامهربان و بىمهر و محبّت و متكبر و خودخواه به نام هيتلر افتاد ، او مىخواست مركب هوا و هوسش را به همه سرزمين براند و آنچه مىخواهد انجام دهد و هر چه را ميل و خواستهاش اقتضا دارد به دست آورد ولى دولتها و ملتها براى دفاع از خود در برابر غرور و تكبر و خشم و كينه و بىرحمىاش ايستادند تا او را از صفحه روزگار محو كردند ولى به آمار زير كه پس از جنگ جهانى به وسيله محققان ارائه شده بنگريد كه يك انسان بىمهر و محبّت براى چند روز حكومت با جهانيان چه كرد :در جنگ دوم جهانى 35 ميليون نفر كشته شد و 20 ميليون نفر از داشتن پا يا دست يا چشم محروم شدند ، در اين جنگ 130 هزار دبيرستان و دبستان و 6 هزار دانشگاه و 8 هزار لابراتوار منهدم و ويران شد ، 300 ميليون جلد كتاب در آتش سوخت ، يك هزار ميليارد چليك نفت مصرف شد و 17 ميليون ليتر خون خالص به زمين ريخت ، نيم ميليون هواپيما آتش گرفت و سقوط كرد و يك ميليون اتومبيل بزرگ و 300 هزار اتومبيل كوچك از ميان رفت .با خسارت كلى و جزئى در حدود دو هزار شهر پر جمعيت و بيست هزار روستا ويران شد ، از همه حساستر 390 هزار ميليارد گلوله در هوامنفجر گشت ، برابر حجم كره زمين دود از سوختن شهرها و كشتىها و هواپيماها به آسمان بالا رفت ، 600 هزار ميليارد دلار اثاث قيمتى خانهها و موزهها نابود شد و 50 هزار كيلومتر از راه آهن جهان كسر شد ، از ضايعه سقط جنين تنها 12 ميليون نفر به خانواده بشر آسيب رسيد ، 10 ميليون مرد بىزن و 17 ميليون زن شوهر خود را از دست داد! !
برگرفته از کتاب فرهنگ مهرورزی استاد حسین انصاریان