پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

كبر

كبر


خود بزرگ‏بينى از اوصاف شيطان، و باعث ايستادن در برابر خواسته‏هاى حق، و حقوق مردم و خوار شمردن ديگران است.

كبر در برابر حق، شيطان را از سجده بر آدم بازداشت و او را به لعنت ابد، و خروج از حريم فرشتگان، و استحقاق عذاب دائم قيامت دچار كرد.

متكبر چه كبرش نسبت به خداوند و انبيا و قرآن و امامان باشد، و چه كبرش در برابر مردم كه شايد همه‏ى آنها از او برتر باشند ظهور كند، عمله‏ى شيطان و همرنگ ابليس و ملعون و مطرود از رحمت حق است.

همانطور كه ابليس به فرموده‏ى قرآن‏ از مقام و مرتبه‏ى بلندش به خاطر كبرش در برابر حق سقوط كرد، انسان متكبر هم از مرتبه‏ى انسانيت و مقام آدميت سقوط مى‏كند.

قرآن مجيد گرفتاران به كبر، و دارندگان روحيه‏ى استكبارى را مستحق عذاب دردناك قيامت مى‏دادند:

«... وَ أَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَلِيماً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً» .

و اما آنان كه از بندگى خدا امتناع كردند، و آلوده به كبر و خودپسندى شدند، و نسبت به عبادت حق تكبر ورزيدند، خداوند آنان را به عذاب دردناك معذب خواهد كرد، جز خدا كسى را يار و ياور نخواهند يافت.

قرآن مجيد اهل استكبار را از حريم محبت خدا خارج دانسته، و اين طايفه را مبغوض و منفور حق معرفى مى‏كند:

«... إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ» .

همانا خداوند اهل تكبر را دوست ندارد.

در قيامت با عتاب شديدى به متكبرين دستور داده مى‏شود وارد ابواب جهنم شويد.

«ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» .

وارد ابواب دوزخ شويد كه در آنجا هميشگى هستيد، جهنم براى اهل كبر جايگاه بدى است.

رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

اجْتَنِبُوا الْكِبْرَ، فَانَّ الْعَبْدَ لَايَزالُ يَتَكَبَّرُ حَتّى يَقُولَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: اكْتُبُوا عَبْدِى هذا فِى الْجَبّارِينَ‏ .

از كبر اجتناب نماييد، هر آينه عبد پيوسته تكبر مى‏ورزد تا خداوند مى‏گويد:

نام اين بنده‏ى مرا در طايفه‏ى گردنكشان بنويسيد.

على عليه السلام فرمودند:

ايّاكَ وَالْكِبْرَ، فَانَّهُ اعْظَمُ الذُّنُوبِ، وَالْأَمُ الْعُيوبِ، وَهُوَ حِلْيَةُ ابْلِيسَ‏ .

از كبرورزى بپرهيز، كه اعظم گناهان و پست‏ترين عيب‏هاست، كبر زينت ابليس است.

و نيز فرمودند:

عَجِبْتُ لِابْنِ آدَمَ، اوَّلُهُ نُطْفَةٌ، وَآخِرُهُ جِيفَةٌ، وَهُوَ قائِمٌ بَيْنَهُما وِعاءً لِلْغائِطِ، ثُمَّ يَتَكَبَّرُ .

از فرزند آدم در شگفتم، ابتدايش نطفه و پايانش مردارى بدبو، و بين ابتدا و پايانش ظرف نجاست است، آنگاه تكبر مى‏ورزد!

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به همه اعلام مى‏كند:

ايّاكّمْ وَالْكِبْرَ، فَانَّ ابْلِيسَ حَمَلَهُ الْكِبْرُ عَلَى تَرْكِ السُّجُود لِادَمَ‏ .

از كبر ورزيدن بپرهيزيد، همانا اين صفت زشت، ابليس را بر آن داشت كه بر خلاف دستور حق به آدم سجده نكند.

مواردى كه در صفحات گذشته نگاشته شد نشان دهنده‏ى تمام زشتى‏ها نيست، بلكه نمونه‏اى از پليديهاست كه گاهى وجود برخى از آنها در انسان موجب خوارى دنيا و عذاب آخرت است.

قسمتى ديگر از زشتى‏هاى معنوى كه آلوده بودن به آنها باطن انسان را از چهره‏ى زشت‏ترين حيوانات زشت‏تر مى‏كند و همان باطن خودش را در قيامت از چهره‏ى ظاهر انسان نشان مى‏دهد عبارت است از: تشبه به بيگانگان، ماندن در جهل و نادانى، فساد در نسل، فساد در اقتصاد، بدعتگذارى، غرور، عجز و تنبلى، سرقت، قتل نفس، تقليد حرام، بدگمانى به ديگران، بدگمانى به حق، وسوسه، پستى و لئامت، فتنه‏گرى، سخن چينى، شرك، آرزوى بى‏جا، عجله، قساوت قلب، لجاجت، جدال، غنا، اختلاف، گروه گرايى، قهر و جدايى، تعصب بى‏جا، طمع، تجسس در عيوب مردم، حرص، زنا، حسد، حبس حقوق پدر و مادر و زن و فرزند و ساير مردم.

اينجانب اگر مى‏خواست تمام اين عناوين را با كمك آيات قرآن و روايات توضيح دهد بيش از چند جلد كتاب مى‏شد، براى يافتن تفسير اين واژه‏ها لازم است به تفاسير قرآن و كتابهاى مفصل روايتى و اخلاقى مراجعه كنيد.

اين فصل را با توجه به مرورى به كل مسايل گذشته به پايان مى‏برم.

در قسمتى از اين نوشتار به سرفصل‏هاى نعمت‏هاى مادى و معنوى كه خداوند به انسان ارزانى داشته، و انسان براى نيرو گرفتن از آن نعمت‏ها جهت عبادت و بندگى بايد استفاده كند اشاره شد، در بخشى از آن به اين معنا توجه داده شد كه گناه و معصيت، معلول بى‏جا خرج كردن نعمت و به انحراف كشيدن امور مادى و معنوى است.

در جهت ديگر به اين حقيقت هشدار داده شد كه توبه و انابه و رجوع و بازگشت، عبارت از بازگرداندن نعمت‏ها به همان مسيرى است كه خداوند براى نعمت‏ها مقرر فرموده و به عبارت ديگر اين واقعيت بيان شد كه توبه در جهتى عبارت از حال پشيمانى و در جهتى ديگر عبارت از جبران گذشته، و در مرحله‏اى ديگر عبارت از توجه به آينده و قرار گرفتن در راه صلاح و سداد است.

در بخشى هم به اين معنا تذكر داده شد كه انسان هرچه آلوده به گناه باشد، مانند يك بيمار است، و تمام درهاى علاج و شفا از جانب خداوند مهربان به روى اين بيمار باز است، هرگز نبايد دچار نا اميدى شود بلكه بايد بداند و باور داشته باشد كه حضرت حق توبه پذير است، و قدرت و رحمت و لطف بى‏نهايتش به آسانى شامل حال گنهكار تائب مى‏شود، تمام گناهانش را مى‏بخشد و او را مشمول رحمت خود قرار مى‏دهد، و گنهكار هم بايد حقوق مالى مردم را باز گرداند، و حقوق واجب مالى خود را كه در قرآن مطرح است بپردازد، و واجبات قضا شده را جبران كند، و عزمش بر ترك گناه در آينده قطعى و حتمى باشد.

در بخش مهمى از اين مكتوب به آيات و روايات توبه اشاره شد، و در قسمتى مفصل داستان پرقيمت توبه كنندگان، بخصوص داستانهايى كه كمتر به گوش كسى رسيده به رشته‏ى تحرير درآمد، و در پايان دفتر هم راه اصلاح‏ توبه كننده با كمك آيات و روايات در چهل عنوان نشان داده شد.

من فكر مى‏كنم اگر افرادى كه آلوده به گناه هستند براى يك بار زحمت مطالعه‏ى اين نوشتار را به خود بدهند يا گويندگان بزرگوار مذهبى و خطيبان نماز جمعه، خلاصه و فشرده‏ى مطالب اين اوراق را براى افراد شركت كننده در مجالس و نماز جمعه بيان كنند، براى شنوندگان بخصوص آنان كه عادت به بعضى از گناهان دارند و مايل به توبه هستند مفيد باشد.

هدايتگر هرگز نبايد از هدايت شدن مستحقان هدايت دلسرد و نا اميد باشد، هدايتگران بايد همانند انبيا و اوليا نسبت به گمراهان و گنهكاران پدرى كنند، و آنان را همچون فرزندان خود مورد لطف و محبت قرار دهند، و زير بال رحمت و مهر خود بگيرند، و در فضايى پر از صفا و صميميت، و عشق و كرامت، مسايل الهى و حلال و حرام خدايى، و واقعيات انسانى و اخلاقى را براى آنان توضيح داده، و بر اين برنامه استقامت و پايدارى و صبر و حوصله به خرج دهند.

امام عارفان، مولاى عاشقان، امير مؤمنان عليه السلام به تمام هاديان راه، و دلسوزان نسبت به مردم، و طبيبان روحى پيام داده‏اند، كه از علاج بيمار گناه نا اميد مباشيد.

مهرورزى به مردم، و رحمت و لطف داشتن به اهل گناه و تحمل رنج و زحمت براى توبه دادن آنان، عالى‏ترين عامل جذب رحمت الهى در دنيا و آخرت است.

مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عرضه داشت:

احِبُّ انْ يَرْحَمَنِى رَبّى، قالَ: ارْحَمْ نَفْسَكَ، وَارْحَمْ خَلْقَ اللَّهِ يَرْحَمْكَ اللَّهُ‏ .

دوست دارم خدا به من رحم كند، فرمودند: به خودت و به تمام مخلوقات خدا رحم كن، خداوند تو را مشمول رحمتش مى‏نمايد.

از جمله‏ى خلق خدا افراد گنهكارند كه به عللى گرفتار گناه شده‏اند، نبايد گنهكار را طرد كرد و با او با تلخى روبرو شد، بايد او را به عنوان يك بيمار مورد توجه قرار داد، بيمارى كه فطرتاً طلب يارى مى‏كند و براى نجات خويش استغاثه مى‏نمايد. او به حقيقت قابل ترحم است، وى را دعوت كنيد، اگر نيامد شما دنبال او برويد، با نرمى با او سخن بگوييد، آثار خطرناك گناه را در دنيا و آخرت برايش بيان نماييد، عنايات و الطاف خدا را كه در همه‏ى عمر شامل او بوده يادآورى كنيد و اميد داشته باشيد كه خداوند به وسيله‏ى شما به او توفيق بازگشت و توبه و انابه مى‏دهد، كه تحمل شما براى هدايت او، و هدايت شدن او به دست شما براى شما از هر عملى ثوابش بيشتر و بالاتر است.

على عليه السلام مى‏گويد: پيامبر مرا براى تبليغ دين به يمن فرستاد، به من فرمودند:

با احدى جنگ مكن مگر پس از اينكه او را به اسلام دعوت كنى، سپس فرمودند:

وَايْمُ اللَّهِ لَانْ يَهْدِىَ اللَّهُ عَلى‏ يَدَيْكَ رَجُلًا خَيْرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَغَرَبَتْ‏ .

قسم به ذات اللَّه، اين كه خداوند مردى را به دست تو هدايت كند براى تو از آنچه كه آفتاب بر آن مى‏تابد و غروب مى‏كند بهتر است.

خداوندا! ما را كه سرمايه‏اى جز اشك چشم و اسلحه‏اى جز دعا و مايه‏اى غير اميد به تو نداريم به توبه و انابه‏ى حقيقى موفق كن، و وجود ما را به صلاح و سداد و تقوا و عبادت و بندگى آراسته فرما، و در بقيه‏ى عمر از آلوده شدن به هر گناه‏ ظاهرى و باطنى حفظ كن، و حيات و ممات ما را حيات و ممات محمد و آل محمد قرار بده.

منبع
  • پایگاه عرفان