مرحوم آقا شيخ عباس تربتى، زمستانها كه منبر مىرفت، گريهاش شديدتر از تابستان بود.تابستانها منطقه تربت حيدريه خنك بود، شبها كه منبر مىرفت، خيلى گريه مىكرد، اما با زمستان فرق داشت. در زمستان كه منبر مىرفت، دو تا مسأله شرعى براى مردم مىگفت، يك آيه مىخواند، يك روايت مىگفت، توضيح مىداد و بعد هم از منبر پايين مىآمد و كنار بخارى مىرفت. درب بخارى را باز مىكرد و طبق آن آيه و روايتى كه خوانده بود، آتش بخارى را نگاه مىكرد و ضجه مىكشيد.
مىگفت: اين آتش كه مقدارى چوب خشك و پوك است، هيچ كدام از ما طاقت نداريم كه دستمان را داخلش بگذاريم، خدايا! ما با هفت طبقه جهنم و با آن آتش چه كنيم؟
والعصر؛ يعنى قسم به روزگار هدايت كه هر كسى وصل به اين هدايت نشود « لَفِى خُسْرٍ » ضرر كرده است.