پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

امانت‌داری یعنی چه؟

امانت‌داری یعنی چه؟

امانت‌داری از مهم‌ترین فضایل اخلاقی در اسلام است. به کسی «امین» می‌گویند که به مال، آبرو و ناموس دیگران خیانت نکرده باشد. پیامبر اسلام (ص) حتی پیش از بعثت، در جامعه جاهلیت به «محمد امین» معروف بود. در برابر «امین»، واژه «خائن» قرار دارد؛ یعنی کسی که به نوعی به مال، آبرو، موقعیت یا مقام شخصی خیانت کرده است.

عناوین مقاله

با کلیک روی هر عنوان به محتوای مربوط به آن هدایت می شوید

امین صفت مشبهه است و به کسی گفته می‌شود که صفت امانت‌داری در او پایدار و تثبیت شده باشد؛ کسی که سال‌ها هرگز از او خیانت دیده نشده.

خائن اسم فاعل است و بر «حدوث» دلالت دارد؛ یعنی اگر کسی فقط یک بار خیانت کند، به او «خائن» می‌گویند. در حالی که با یک بار امانت‌داری نمی‌توان کسی را «امین» نامید.

نمونه‌هایی از خیانت و امانت در قرآن

۱. حضرت یوسف (ع) و پاکدامنی

حضرت یوسف پس از درخواست تشکیل محکمه داوری فرمود:

«ذلک لیعلمَ أنِّی لَم اَخُنهُ بالغیبِ»[1]

یعنی: «این کار را کردم تا عزیز مصر بداند که من در نهان به او (زلیخا) خیانت نکردم.»

۲. خیانت همسران نوح و لوط (ع)

خداوند در قرآن می‌فرماید:

«کانتا تَحتَ عَبدَینِ مِن عبادِنا صالحینِ فَخانتا هُما» [2]

یعنی: «دو تن از بندگان صالح ما، دو همسر داشتند که به آن دو خیانت کردند.»

این خیانت، افشای اسرار نبوت و همکاری با دشمنان بود.

۳. آگاهی خدا از خیانت پنهان

خیانت گاهی چنان زیرکانه انجام می‌شود که مردم از آن غفلت می‌کنند، اما خداوند می‌فرماید:

«یَعلمُ خائنهَ الأعینِ و ما تُخفِی الصدورُ»[3]

یعنی: «خداوند به چشم‌هایی که خیانت می‌کنند و آنچه در سینه‌ها پنهان است، آگاه است.»

رابطه امانت با ایمان راستین

پیامبر خدا (ص) می‌فرماید:

«لا ایمانَ لِمَن لا أمانهَ لهُ»

یعنی: «کسی که امانت ندارد، ایمان ندارد.»

از این روایت فهمیده می‌شود که خیانت با ایمان حقیقی سازگار نیست. برخی روایات تأکید می‌کنند که ملاک سنجش ایمان، نماز و روزه و حج نیست (چون ممکن است به عادت تبدیل شوند)، بلکه راستگویی و امانت‌داری است.

امام باقر (ع) فرمود:

«به نمازهای زیاد و روزه و حج بسیار ننگرید، بلکه به راستگویی و امانت‌داری توجه کنید.»[4]

امام صادق (ع) نیز فرمود:

«خداوند هیچ پیامبری را جز با راستگویی و امانت‌داری نسبت به نیکوکار و بدکار مبعوث نکرد.»[5]

به همین دلیل در قرآن، واژه «رسول» اغلب با «امین» همراه شده است.

امانت حتی به بدترین افراد

در امانت‌داری فرقی نمی‌کند که صاحب امانت چه کسی است. حتی اگر قاتل یا جنایتکار باشد، باید امانت را به او بازگرداند.

مشرکان مکه قصد ترور پیامبر (ص) را داشتند، اما حضرت امانت‌های آنان را به دست حضرت علی (ع) بازگرداند و خیانت نکرد.

امام سجاد (ع) فرمود:

«به خدایی که محمد را به حق به پیامبری برانگیخت، اگر قاتل امام حسین (ع) شمشیری را که با آن امام را کشته، نزد من به امانت بگذارد، حتماً به او بازمی‌گردانم.»[6]

امانت در سخنان محرمانه

طبق روایات، سخنانی که در مجالس خصوصی میان افراد رد و بدل می‌شود، امانت محسوب می‌گردد و هیچ کس حق ندارد بدون اجازه دیگران آنها را فاش کند.

امام صادق (ع) فرمود:

«مجالس امانت است و هیچ کس نباید حدیثی را که صاحبش پنهان می‌دارد، جز با اجازه او بازگو کند.»[7]

پرورش کودکان؛ بزرگترین امانت

پدران، مادران و مربیان باید بدانند که امانت فقط به نگهداری ظاهری نیست. اگر امانت، جانِ زنده‌ای باشد، باید در تربیت او نیز کوشید.

معلمان و مربیان باید کودکان را آن‌گونه که هستند پرورش دهند، نه آن‌گونه که خود می‌خواهند. تغییر دادن زمینه‌های فطری کودک، خیانتی نابخشودنی است.

پیامبر خدا (ص) فرمود:

«هر کودکی با فطرت سالم متولد می‌شود؛ این پدر و مادر او هستند که او را یهودی، نصرانی یا مجوسی می‌کنند.»[8]

پس امانت‌داری درباره فرزندان، فقط به تغذیه و بهداشت جسم خلاصه نمی‌شود، بلکه پرورش صحیح روحی و اخلاقی نیز بخشی از آن است.

حکایت امانت‌داری یک دزد

آورده‌اند که شخصی سحرگاه برای رفتن به حمام از خیمه بیرون آمد. در راه به دوستی برخورد و از او خواست تا او را همراهی کند. آن دوست آمد و کمی رفت، اما سرِ دو راهی بدون خبر کردن رفیق، راه دیگر رفت.

اتفاقاً یک دزد به دنبال آن شخص آمد. چون به حمام رسیدند، آن شخص گمان کرد دزد همان دوست اوست. کیسه‌ای شامل دو هزار دینار به او داد و گفت: «این امانت را نگهدار تا من از حمام برگردم.»

دزد کیسه را گرفت و همان جا ایستاد. وقتی صاحب امانت از حمام بیرون آمد، هوا روشن شده بود. دزد گفت: «من مردی شبگرد و دزد هستم، اما به خاطر امانت تو از شغلم بازماندم.»

آن شخص گفت: «پس چرا طلاهای مرا نبردی؟»

دزد پاسخ داد: «چون تو امانت را به من سپردی و خیانت در امانت، روا نیست و از مروت دور است. نجات از آتش جهنم نیز به خاطر امانت‌داری است.»[9]

نتیجه‌گیری: امانت، معیاری که هیچ‌کس از آن بی‌نیاز نیست

امانت‌داری فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ نشانه ایمان حقیقی و معیار شخصیت یک انسان است. از نگاه اسلام، فرقی نمی‌کند امانت‌دهنده دوست باشد یا دشمن، نیکوکار باشد یا جنایتکار؛ امانت، امانت است و بازگرداندن آن واجب. 

این آموزه‌ها به ما می‌آموزند که امانت، فقط اشیاء و پول نیست؛

فرزندان ما امانتند – باید آن‌ها را همان‌گونه که فطرتشان می‌خواهد پرورش دهیم، نه آن‌طور که خود می‌پسندیم.

رازها و سخنان محرمانه امانتند – بدون اجازه فاش نمی‌شوند.

موقعیت و مقام نیز امانت است – نه ابزاری برای خیانت و سودجویی.

شاید بزرگ‌ترین خیانت این باشد که انسان به خودش دروغ بگوید و تصور کند با چند عبادت صوری، بدون راستگویی و امانت‌داری، می‌تواند مؤمن حقیقی باشد. اما پیام پیامبران از اول تا آخر همین بود:

«صدق الحدیث و أداء الأمانه»؛ راستگویی و امانت‌داری.

پس بیاییم از امروز، پیش از آن که امانت‌های دیگران را بازگردانیم، امانت‌دار وجود خودمان باشیم؛

و به یاد داشته باشیم که خدایی که «خائنه الأعین» را می‌بیند، روزی از هر امانتی بازخواست خواهد کرد.


پی نوشت:
1] یوسف: ۵۲
[2] تحریم: ۱۰
[3] غافر: ۱۹
[4] امالی صدوق، ص ۳۷۹
[5] کافی، ج۲، ص ۱۰۴
[6] امالی صدوق، ص ۳۱۹
[7] کافی، ج۲، ص ۶۶۰
[8] من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۴۹
[9] قابوسنامه، اثر عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر
 
منبع
  • پایگاه عرفان