پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نيت و عمل مادى پهلوان مدينه‏

نيت و عمل مادى پهلوان مدينه‏

به مردم مدينه خبر رسيد كه سپاه اسلام شكست خورده است، هنگامى كه پهلوان مدينه خبر شكست سپاه اسلام را شنيد، مسلّح شد و به سرعت وارد جبهه جنگ شد و به مشركين مكّه حمله كرد، اميرالمؤمنين عليه السلام هم از طرف ديگر حمله مى‏كرد، دلگرمى مضاعفى به سپاه فرارى داد، سپاه اسلام دوباره پيروز شد. پهلوان به مدينه برگشت، سرنيزه دشمن به رانش خورده بود، خونريزى پيدا كرده بود. و از درد به خود مى‏پيچيد، دو نفر از مسلمانان گفتند: اين بنده خدا عجب خدمتى‏ كرد، با ورود او ترس به دل دشمن افتاد، سپاه دين دلگرم شد، حالا او مجروح است، به عيادتش برويم و تشكرى از او كنيم. بالاى سر او آمدند، و به او گفتند كه عجب كارى كردى، عجب جهادى كردى، خدا در قيامت چه اجرى به تو خواهد داد، عصبانى شد، گفت: خدا كيست، پيغمبر كيست، من براى اينها نيامدم، چند نفر از قوم و خويشانم در جبهه شما بودند و به دفاع از آنها آمدم، حمله كردم و زخم برداشتم، اين قدر درد به او فشار آورد كه جلوى دو نفر خنجرش را از بستر برداشت و گردن خود را بريد و خودش را كشت. عمل و نيت او مادى بود.

«لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ» حاضر نبود زلف عمل را به نقشه خدا گره بزند و براى خدا جهاد كند، اين عمل هيچ جا حساب نمى‏شود، مزد و پاداشى ندارد، در بازار قيامت مشترى ندارد.

منبع
  • پایگاه عرفان