اينجا جاى اميد به پروردگار و طمع به محبت و عنايت پروردگار است، در حالى كه انسان هر روز و هر شب در حد خودش عمل جامع و كامل انجام مىدهد بايد گمانش به پروردگار گمان درست و خوبى باشد، يعنى حسن ظن داشته باشد. به قدرى حسن ظن مهم است كه در كتاب «وسائل» و «بحارالانوار» آمده است. اين روايت را در مدارك گوناگون ديدهام، خطاب مىرسد گناهكار را به جهنم ببريد، در حالى كه او را به جهنم مىبرند، يكى دو بار بر مىگردد و به پشت سر خود نگاه مىكند، خطاب مىرسد دنبال چه مىگردى، عرض مىكند من فكر نمىكردم كه با اين رحمت بىنهايت، حكم به جهنم رفتن من بدهى، من فكر مىكردم وقتى با تو برخورد كنم، از من گذشت كنى، مطلب بسيار زيبايى است، به پروردگار بايد حسن ظن داشت، مىداند كه گناهكار اهل جهنم است، مىداند كه بدكار اهل جريمه است، دروغ و كلك او را به جاى حرف راست حساب كنيد و او را به جهنم نبريد؛ «2» يعنى اين قدر گمان خوب به پروردگار ارزش دارد، كه پروردگار عالم، مطلب اين بندهاش را در صحراى محشر قبول مىكند.
«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»
روايت بسيار مهمى را از جلد دوم كتاب شريف «اصول كافى» درباره عمل جامع و كامل براى شما مطرح مىكنم. روايت از وجود مبارك حضرت باقر العلوم عليه السلام با سلسله سند نقل شده است. امام باقر عليه السلام از قول پروردگار نقل مىكند. چرا پروردگار در كلام خود پنج قسم خوردهاند؟ زيرا مطلب بسيار مهم بوده كه پروردگار عالم در مقدمه گفتارشان پنج قسم خوردهاند، «وعزّتى و جلالى وعظمتى و بهائى وعلوّ ارتفاعى» به عزت، جلال، عظمت، نورانيت و به بلندى مقام خدايى و الهيت سوگند، كه قسم بالاتر از اينها نيست.