اگر من بيشتر اوقات زندگى خود را، از عمل صالح، عبادت خدا و خدمت به بندگان خدا پر كنم، وارد جهاد اكبر شدهام.
«قَضَوا الجهاد الاصغر و بقى علينا جهاد الاكبر قيل: يا رسول الله! و ما الجهاد الاكبر؟ قال جهاد النفس» هنگامى كه شما اوقات زندگى خود را با خدمت و عبادت پر كنيد، در حقيقت در برابر هواى نفس موضع گرفته ايد و به يك جنگ الهى عليه جنود شيطانى باطن برخواستهايد و با عمل صالح، ديو هواى نفس را به تدريج ضعيف مىكنيد، تا وقتى نفس از هوا و هوس بيفتد، و تبديل به نفس مطمئنّه شود. و انسان آرام مىگيرد. «مطمئنّه»؛ يعنى آرام بگيرد.
اين از آثار عمل بر مبناى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» است. عملى كه با خدا معامله مىشود و به اميد رحمانيت و رحيميت پروردگار است.
آيه پنجم: دوباره مسأله خلقت انسان را مطرح مىكند.
«خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً»
ناتوان آفريده شده، اما مىتواند به يك توانمندى بىنظيرى نائل شود. در بدو امر و ابتداى كار ناتوان آفريده شده است، ما هم قوانين، مقررات، حلال و حرام و فرمانهاى خود را، با لحاظ كردن اراده، بدن و قلب محدود و توان ضعيف انسان نظام داديم.
«يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ»
من تمام قوانين را آسان و سبك براى شما قرار دادم.
در ماه رمضان با اينكه غذا نمىخوريم، آن هم وسط روز، كه بيش از اول صبح و شب نيازمند به غذا هستيم؛ زيرا در روز كار و فعاليت مىكنيم، اما احوال ما غير از ماه رمضان خيلى بهتر است و سبكتر هستيم.
من اراده دائمى دارم كه تمام پيشنهادات خود را به شما سهل و آسان و سبك بگيرم كه خود شما را از هزار گونه بار سنگين و عمل به خواستههاى من، سبك كند. شما اگر در ماه رمضان، غذاى خود را نصف ايام ديگر كنيد، يعنى سحرى و افطار را كمتر بخوريد. بعد از ماه رمضان به هر آزمايشگاهى مراجعه كنيد، مىبينيد كه از قبل سالمتر هستيد و عوارضى در خون شما ديده نمىشود. وزنتان سبك شده، سبك شدن وزن آثار بسيارى براى زانو و كمر و مفاصل دارد، علاوه بر اين روزه، عذاب روز قيامت را، به خاطر گناهان، سبك مىكند تا آتش را به خاموشى بكشاند.
اين معناى:
«يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ»
است.